Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (9 milliseconds)
English
Persian
invaluable
فوق العاده گرانبها
Other Matches
invalued
گرانبها
inestimable
گرانبها
precious
:گرانبها
precious stones
سنگهای گرانبها
richest
گرانبها باشکوه
preciously
بطور گرانبها
semi-precious
نیمه گرانبها
worthful
گرانبها قیمتی
lief
گرانبها مطبوع
valuable
گرانبها قیمتی
rich
گرانبها باشکوه
richer
گرانبها باشکوه
jewels
سنگ گرانبها زیور
jewel
سنگ گرانبها زیور
alloy
ترکیب فلز بافلز گرانبها
alloys
ترکیب فلز بافلز گرانبها
field allowance
فوق العاده ماموریت رزمی فوق العاده جنگی
safe deposit
صندوق اهن مخصوص امانت اشیاء گرانبها
whited
ادم بد باطن و خوش فاهر چیز گرانبها
amazing
<adj.>
خارق العاده
admirable
<adj.>
خارق العاده
metaphsical
خارق العاده
out of the ordinary
فوق العاده
rewardable
فوق العاده
ripsnorting
فوق العاده
admirable
<adj.>
فوق العاده
transnormal
فوق العاده
nonpar
<adj.>
فوق العاده
nonpar
<adj.>
خارق العاده
astonishing
<adj.>
خارق العاده
astounding
<adj.>
خارق العاده
wondrous
<adj.>
فوق العاده
wonderful
<adj.>
فوق العاده
stupendous
<adj.>
فوق العاده
gobsmacking
[British]
[colloquial]
[amazing]
<adj.>
خارق العاده
marvellous
[British]
<adj.>
خارق العاده
marvelous
[American]
<adj.>
خارق العاده
prodigious
<adj.>
خارق العاده
startling
<adj.>
خارق العاده
stupendous
<adj.>
خارق العاده
wonderful
<adj.>
خارق العاده
wondrous
<adj.>
خارق العاده
amazing
<adj.>
فوق العاده
astonishing
<adj.>
فوق العاده
astounding
<adj.>
فوق العاده
gobsmacking
[British]
[colloquial]
[amazing]
<adj.>
فوق العاده
marvellous
[British]
<adj.>
فوق العاده
marvelous
[American]
<adj.>
فوق العاده
prodigious
<adj.>
فوق العاده
startling
<adj.>
فوق العاده
phenomenal
فوق العاده
phenomenal
خارق العاده
singular
فوق العاده
extra special
فوق العاده
singular
خارق العاده
reward
فوق العاده
rewarded
فوق العاده
rewards
فوق العاده
supernatural
فوق العاده
precious
فوق العاده
terrific
فوق العاده
fantastical
خارق العاده
fantastic
خارق العاده
phenomenally
خارق العاده
extraordinary
فوق العاده
phenomenally
فوق العاده
weirdest
خارق العاده
weirder
خارق العاده
inestimable
فوق العاده
remarkably
فوق العاده
allowance
فوق العاده
allowances
فوق العاده
weird
خارق العاده
strenuous
فوق العاده
rarely
بطور فوق العاده
emolument
حق الزحمه فوق العاده
extraordinary meeting
نشست فوق العاده
special session
نشست فوق العاده
combat pay
فوق العاده رزمی
combat pay
فوق العاده جنگی
an outstanding time
مدت فوق العاده
a terrific time
مدت فوق العاده
aviation pay
فوق العاده پرواز
ambasador extraordinary
سفیر فوق العاده
emergencies
فوق العاده اضطراری
emergency
فوق العاده اضطراری
ice cold
فوق العاده سرد
ice-cold
فوق العاده سرد
breakneck
فوق العاده خطرناک
freezing
فوق العاده سرد
enormously
فوق العاده زیاد
extra
فوق العاده اضافی
extra-
فوق العاده اضافی
extras
فوق العاده اضافی
jitters
عصبانیت فوق العاده
extraordinarily
بطور فوق العاده
unusually
بطور فوق العاده
wonderfully
عجیبانه فوق العاده
emoluments
حق الزحمه فوق العاده
overhelming
زیاد فوق العاده
envoy extraordiinary
نماینده فوق العاده
supersubtle
فوق العاده فریف
supersubtlety
فرافت فوق العاده
fitting allowance
فوق العاده مناسب
flight pay
فوق العاده پرواز
thaumaturgy
کار خارق العاده
envoy extraordiinary
فرستاده فوق العاده
emergency ration
جیره فوق العاده
whizbang
ممتاز خارق العاده
supersensitive
فوق العاده حساس
supernaturally
بطور خارق العاده
overrider
حق دلالی فوق العاده
rarely beautiful
استثنائی یافوق العاده
extreme values
ارزشهای فوق العاده
monstrous cruelly
بیرحمی فوق العاده
extremely high
فوق العاده زیاد
ripsnorter
چیز فوق العاده
extra charge
هزینه فوق العاده
special session
جلسه فوق العاده
whizzbang
ممتاز خارق العاده
emergency loading
بارگذاری فوق العاده
overactive
فوق العاده فعال
thaumaturgic
خارق العاده سحر
wonderfully well
فوق العاده خوب
allowances
فوق العاده و هزینهء سفر
extraordinary general meeting
مجمع عمومی فوق العاده
allowance
فوق العاده و هزینهء سفر
costs an arm and a leg
<idiom>
[فوق العاده پرخرج یا گران]
it is unusually large
فوق العاده بزرگ است
he is no grat shakes
انقدرهاخوب یافوق العاده نیست
thaumaturgic
مربوط به معجزه یا کارخارق العاده
She eats extraordinary quantities.
او
[زن]
مقدار فوق العاده ای را می خورد.
forcemajeure
حادثه فوق العاده یا غیرمترقبه
undercool
فوق العاده سرد کردن
unco
غیر عادی خارق العاده
ultrahigh frequency
فرکانس فوق العاده زیاد
emergence
امر فوق العاده و غیره منتظره
supersensitive
ماسوره یا مین فوق العاده حساس
monstrously
بطور شگفت انگیز یا خارق العاده
hyperirritability
حساسیت واستعداد تحریک فوق العاده
emergency
امر فوق العاده و غیره منتظره
emergencies
امر فوق العاده و غیره منتظره
set the world on fire
<idiom>
کاری فوق العاده انجام دادن
wonder worker
ادم خارق العاده و صاحب کرامت
hyperphysical
خارق العاده مافوق قوه بدنی ومادی
hypersensitive
دارای حساسیت فوق العاده خیلی حساس
base pay
حقوق ثابت بدون مزایا وفوق العاده
green thumb
استعداد و قدرت فوق العاده درپروراندن گیاهان
worthy of remark
قابل ملاحظه برجسته مشهور فوق العاده استثنائی
tearjerker
نمایش یاداستان فوق العاده هیجان انگیز واحساساتی
daemon
خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو
tear jerking
نمایش یاداستان فوق العاده هیجان انگیز واحساساتی
superfluid
جسم یامایع دارای قدرت هدایت فوق العاده
daimon
خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو
bat money
فوق العاده افسران بابت حمل ونقل بنه سفر
Ditterling
[تزئینات خارق العاده شمال اروپا به سبک گروتسکو بی تناسب]
bat allowance
فوق العاده افسران بابت حمل ونقل بنه سفر
middleman
دستگاههای فرکانس خیلی بالا یا فوق العاده زیادمخصوص رهگیری هوایی
middlemen
دستگاههای فرکانس خیلی بالا یا فوق العاده زیادمخصوص رهگیری هوایی
thaumaturge
کسیکه که کارهای خارق العاده ومعجزه نما میکند خرق عادت کن
k ration
بسته کوچک مواد غذایی ارتشی برای موارد فوق العاده
supertropical bleach
نوعی ماده ضدعفونی فوق العاده قوی مخصوص مناطق حاره
drastic times call for drastic measures
<idiom>
[زمانی که شما فوق العاده بی امید هستید و میخواهید یک تصمیم موثر بگیرید]
hyper-
پیشوندی بمعنی روی و بالای و برفراز و ماوراء و خارج از حد عادی وفوق العاده ومافوق و اضافه و بیش از حدو بحد افراط
hyper
پیشوندی بمعنی روی و بالای و برفراز و ماوراء و خارج از حد عادی وفوق العاده ومافوق و اضافه و بیش از حدو بحد افراط
overtime
وقت اضافی اضافه کار اضافه کاری ساعت فوق العاده
demon
خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو.دیو
demons
خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو.دیو
emergency loading
بارگزاری فوق العاده بارگزاری اضطراری
allowance
جیره دادن فوق العاده دادن
travel allowance
فوق العاده سفر هزینه سفر
allowances
جیره دادن فوق العاده دادن
compensatory time
ساعاتی از کار رسمی که به عنوان جبران کار فوق العاده از کار کارگر حذف و به اومرخصی داده میشود
supereminent
برجسته فوق العاده برجسته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com