Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (18 milliseconds)
English
Persian
foul
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouled
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouler
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
foulest
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouls
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
Other Matches
red card
علامت اخراج اخراج بازیگر
outed
اخراج بازیگر
send-off
اخراج بازیگر
send-offs
اخراج بازیگر
out-
اخراج بازیگر
out
اخراج بازیگر
send off
اخراج بازیگر
suspensions
اخراج موقت
suspension
اخراج موقت
major penalty
اخراج بازیگر برای 5 دقیقه
quarterback sneak
حمله بازیگر بالا با دویدن بجلو پس از گرفتن توپ
holding
گرفتن بازیگر ماندن غیرمجاز توپ والیبال در دست صیقلی بودن مسیرگوی بولینگ
peine for et dure
مجازات عدم پاسخ در مقابل کیفر خواست جنایی
slants
بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
slanted
بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
slant
بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
disqualifications
اخراج بازیگر یامربی و محروم شدن از بازی اینده
disqualification
اخراج بازیگر یامربی و محروم شدن از بازی اینده
exclusion
اخراج بازیگر یامربی و محروم شدن از دوبازی اینده
man down
بازی با یک نفر کمتر از عده معمولی بعلت اخراج یک بازیگر
stack
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
to jump up at somebody
به کسی پریدن
[مانند سگ دوستانه یا خوشحال]
flying shore
تیر چوبی افقی جهت نگاهداری دو دیوار مقابل هم که بطور موقت نصب میشود
digits
عدد اضافی درمتن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
digit
عدد اضافی درمتن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
checked
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
checks
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
encroaching
قرار دادن غیرمجاز بدن جلوتراز خط تجمع
triple option
بازی تهاجمی با3 اختیار دادن توپ به مدافع پرتاب بازیگرمیانی حفظ توپ و دویدن باان یا پاس دادن
prodify
تغییر دادن در تولیداتومبیلهای مسابقه طبق مقررات
serve notice on
اخطار کتبی دادن به
give two months notice
دو ماه پیشتر اخطار دادن
punish
مجازات کردن کیفر دادن
punishes
مجازات کردن کیفر دادن
punished
مجازات کردن کیفر دادن
rush
برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
rushed
برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
rushing
برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
triple threat
بازیگری که مهارت در دویدن و پاس دادن و ضربه پا دارد
curl
پاس با جلو دویدن و سپس تغییر مسیر دادن
curled
پاس با جلو دویدن و سپس تغییر مسیر دادن
curls
پاس با جلو دویدن و سپس تغییر مسیر دادن
to give a suspended sentence
[British E]
حکم دوره تعلیق مجازات دادن
pay off
با دادن مزد کامل اخراج کردن
exclusion
اکسکلود
to jink
[colloquial]
[British English]
در دویدن
[راه رفتن]
[رانندگی کردن]
ناگهان مسیر را تغییر دادن
disqualification
دیسکالیفه
disqualifications
دیسکالیفه
alerts
تابلوی اخطار روی صفحه نمایش برای آگاهی دادن به کاربر
indicator
نوری که برای اخطار دادن یا بیان وضعیت یک قطعه به کار می رود
alert
تابلوی اخطار روی صفحه نمایش برای آگاهی دادن به کاربر
alerted
تابلوی اخطار روی صفحه نمایش برای آگاهی دادن به کاربر
observer
گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
observers
گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
mallet goal
نمره دادن از صفر تا 01 به بازیگر به نسبت مهارت او
trap
سد کردن حرکت دادن هدفها در مقابل تیرانداز دام
belly
نوعی روش حمله با پاس دادن به شکم بازیگر
attack
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
bellies
نوعی روش حمله با پاس دادن به شکم بازیگر
attacked
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
attacks
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
send in
وارد کردن بازیگر به زمین فرستادن بازیگر به میدان
glide
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glided
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glides
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
lynch law
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
commented
ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات
commenting
ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات
comment
ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات
suspension of arms
اعلام اتش بس موقت یا تعلیق موقت حالت جنگی
out
اخراج کردن اخراج شدن
out-
اخراج کردن اخراج شدن
outed
اخراج کردن اخراج شدن
pace
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paces
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paced
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
protempore
موقت شاغل مقامی بطور موقت
undesireable discharge
اخراج به علت عدم صلاحیت اخراج به علت فساد اخلاق
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
double footed
بازیگر چپ پا- راست پا بازیگر با هردو پا
punitive damages
خسارت ناشی از مجازات خسارت حاصله از اجرای مجازات
flowchart
صفحه پلاستیکی با نشانههای بریده شده موقت برای اجازه دادن به نشانه ها تا به آسانی و به سرعت رسم شوند
flow diagram
صفحه پلاستیکی با نشانههای بریده شده موقت برای اجازه دادن به نشانه ها تا به آسانی و به سرعت رسم شوند
dishonorable discharge
اخراج از خدمت به علت عدم صلاحیت اخراج از خدمت
write protect
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
holding area
منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
to effuse
از خود بیرون
[بروز]
دادن
[مانند مایع نور بو یا کیفیت]
slips
لغزیدن
slide
لغزیدن
lapse vi
لغزیدن
slides
لغزیدن
stumbles
لغزیدن
slip
لغزیدن
slipped
لغزیدن
stumbling
لغزیدن
stumbled
لغزیدن
stumble
لغزیدن
slid
لغزیدن
illapse
لغزیدن
error burst
قطار خطاها
error list
سیاهه خطاها
kluge
1-تصحیح موقت نرم افزاری که خوب نوشته شده یا خطای تایپ . 2-سخت افزاری که فقط برای نشان دادن به کار می رود
kludge
1-تصحیح موقت نرم افزاری که خوب نوشته شده یا خطای تایپ . 2-سخت افزاری که فقط برای نشان دادن به کار می رود
skid
لغزیدن غلتگاه
skidded
لغزیدن غلتگاه
slipped
نسل لغزیدن
slips
نسل لغزیدن
slip
نسل لغزیدن
skids
لغزیدن غلتگاه
skidding
لغزیدن غلتگاه
tumbled
لغزیدن ناگهان افتادن
tumbles
لغزیدن ناگهان افتادن
tumble
لغزیدن ناگهان افتادن
swops
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swopped
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swopping
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swap
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swaps
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swapped
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
corrupting
معرف خطاها به داده یا برنامه
corrupted
معرف خطاها به داده یا برنامه
corrupts
معرف خطاها به داده یا برنامه
corrupt
معرف خطاها به داده یا برنامه
balances
برای همه خطاها یکسان است
balance
برای همه خطاها یکسان است
sticker
اهن اضافی نعل برای ممانعت از لغزیدن
stickers
اهن اضافی نعل برای ممانعت از لغزیدن
debugs
آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
debugged
آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
debug
آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
buckets
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
bucket
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
unlicensed
غیرمجاز
unauthorized
غیرمجاز
unallowable
غیرمجاز
wildcats
غیرمجاز
wildcat
غیرمجاز
illicit
غیرمجاز
diagnostic
تابعی در برنامه برای کمک به یافتن خطاها در سیستم کامپیوتری
holding anchorage
لنگر موقت در روی دریا یابندرگاه توقف موقت در روی دریا
obstruction
سد کردن غیرمجاز
contraband
کالای غیرمجاز
illegal
حرام غیرمجاز
interfered
سد کردن غیرمجاز
interferes
سد کردن غیرمجاز
interference
ممانعت غیرمجاز
gavel
بهره غیرمجاز
double hit
دو ضربه غیرمجاز پی در پی
obstructions
سد کردن غیرمجاز
gavels
بهره غیرمجاز
interfere
سد کردن غیرمجاز
checks
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
compiler
خصوصیتی در کامپایلر که به برنامه نویس کمک میکند خطاها را پیدا کند
checked
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
ate
که میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را در مورد خطاها یا اشتباهها بررسی کند
check
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
parity
برای خطاها و اینکه داده دودویی ارسالی آسیب ندیده است
blocked
سدکردن غیرمجاز حریف
crackback
نوعی سد کردن غیرمجاز
elbowing
ضربه غیرمجاز با ارنج
carries
حمل غیرمجاز توپ
hold
گرفتن غیرمجاز توپ
carry
حمل غیرمجاز توپ
carried
حمل غیرمجاز توپ
holds
گرفتن غیرمجاز توپ
block
سدکردن غیرمجاز حریف
blocks
سدکردن غیرمجاز حریف
carrying
حمل غیرمجاز توپ
throw forward
بردن غیرمجاز توپ به جلو
water bailiffs
مامور جلوگیری از صید غیرمجاز
finger hold
خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
exclusion area
منطقه غیرمجاز از نظر دسترسی
high stick
بالا بردن غیرمجاز چوب
interference
سد کردن غیرمجاز راه حریف
hooking
سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
bushbaby
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbabies
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
regulations
مقررات
precept
مقررات
disposition
مقررات
arrangements
مقررات
arrangement
مقررات
provisions
مقررات
requirement
مقررات
precepts
مقررات
measure
مقررات
regulation
مقررات
debugged
نرم افزاری که درست کار میکند و تمام خطاها پاک و اصلاح شده اند
debugs
نرم افزاری که درست کار میکند و تمام خطاها پاک و اصلاح شده اند
debug
نرم افزاری که درست کار میکند و تمام خطاها پاک و اصلاح شده اند
diagnostic
روش محل یابی خطاها درنرم افزاز یا سخت افزار با بررسی مدارها یا برنامه ها
washes
حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
ooch
حرکت غیرمجاز قایق بدون باد
washed
حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
wash
حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com