English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (6 milliseconds)
English Persian
hardwood fiber فیبر از چوب جنگلی
Other Matches
cladding واسطه شفافی که هسته یک فیبر نوری را احاطه میکند دومین لایه واحد فیبر نوری
fibres فیبر
fibre فیبر
fiber فیبر
fiberboard فیبر
hardboard فیبر
fiber optics فیبر نوری
hard fiber فیبر سخت
fiberboard ورقه فیبر
vulcanized fibre فیبر وولکانیده
fibre board فیبر تخته
optic fibre فیبر نوری
optical fiber فیبر نوری
fiberize فیبر کردن
fibre فیبر نوری با قط ر بسیار کم
laminated fiber sheet ورق فیبر متورق
fibres فیبر نوری با قط ر بسیار کم
fibre optic cable کابل فیبر نوری
fiber فیبر نوری با قط ر بسیار کم
optical سیستم ارتباطی با استفاده از فیبر نوری
bundles تعدادی فیبر نوری که کنار هم جمع شده اند
bundling تعدادی فیبر نوری که کنار هم جمع شده اند
bundle تعدادی فیبر نوری که کنار هم جمع شده اند
woodsy جنگلی
wild جنگلی
sylvatic جنگلی
forestial جنگلی
silvical جنگلی
jungled جنگلی
jungly جنگلی
wildest جنگلی
wilds جنگلی
silvan جنگلی
ring dove جنگلی
sylvan جنگلی
forestal جنگلی
nemoral جنگلی
hautboy درخت جنگلی
hautbois درخت جنگلی
beech wood چوب جنگلی
moor hen مرغ جنگلی
silva ناحیه جنگلی
silva درختان جنگلی
wood rat موش جنگلی
wood pigeon کبوتر جنگلی
Forestgreen <adj.> <noun> سبز جنگلی
hard wood چوب جنگلی
orang utan ادم جنگلی
thornbush تمشک جنگلی
foresttree درخت جنگلی
hamadryad حوری جنگلی
horsefly مگس جنگلی
sloe الوچه جنگلی
orang-outang ادم جنگلی
moorhens مرغ جنگلی
moorhen مرغ جنگلی
hardwoods چوب جنگلی
orang-outangs ادم جنگلی
hardwood چوب جنگلی
orang-outans ادم جنگلی
horseflies مگس جنگلی
woodlands زمین جنگلی
woodland زمین جنگلی
sloes الوچه جنگلی
hillbilly ادم جنگلی
orang outang ادم جنگلی
durmast بلوط جنگلی
dryad حوری جنگلی
hillbillies ادم جنگلی
cushat کبوتر جنگلی
field roving course مسابقه تیراندازی جنگلی
sylva درختان جنگلی یک ناحیه
tomtit سینه سرخ جنگلی
bramble خاربن تمشک جنگلی
brambles خاربن تمشک جنگلی
wood bind ویشه تاک جنگلی
woodnote نغعه پرندگان جنگلی
wood anemone شقایق جنگلی امریکایی
blackthorn درخت الوچه جنگلی
gribble درخت الوچه جنگلی
deforestation قطع درختان جنگلی
larrigan کفش مخصوص مردم جنگلی
slash and burn بریدن و سوزاندن گیاهان جنگلی
woodcock خروس جنگلی اسیایی و اروپایی
wood bine ویشه تاک جنگلی یکجورسیگار ارزان
backwoods اراضی جنگلی دوراز شهر جنگلهای دورافتاده
satyric وابسته به نیم خدای جنگلی دیو صفت
material dispersion پراکنده شدن پالس نورانی درداخل یک فیبر نوری در نتیجه طول موجهای مختلف ساطع شده از یک منبع
wavelength division multiplexing روش افزایش گنجایش داده روی فیبرنوری بوسیله ارسال چندین سیگنال نوری با طول موج مختلف در یک فیبر
disforest ازحال جنگلی بیرون امدن ازرعایت قانون جنگل هامعاف کردن
disafforest ازحال جنگلی بیرون اوردن ازرعایت قانون جنگل هامعاف کردن
fiber نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibres نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre distributed data interface استاندارد ANSI پیشرفته برای شبکههای سریع که از کابل فیبر نوری استفاده میکند و نرخ ارسال دده مگابایت در ثانیه است
arrentation پروانه یا جواز بهره برداری ار اراضی جنگلی در ازای پرداخت اجاره سالانه معین
dark fibre فیبر نوری که سیگنالی ندارد. مربوط به کابل فیبرنوری که نصب شده است ولی هنوز استفاده نشده است
dark fiber فیبر نوری که سیگنالی ندارد. مربوط به کابل فیبرنوری که نصب شده است ولی هنوز استفاده نشده است
FDDI استانداردن ن لاANSI برای شبکههای با سرعت بالا که از کابل با فیبر نوری در توپولوژی حلقه دو سویه استفاده میکند. داده در واحد مگابایت در ثانیه منتقل میشود
ethernet شبکه سریع کد از فیبر نوری برای اتصال یک گره به دیگر در توپولوژی point to point نقط ه به نقط ه
Jangle Arjuk طرح جنگلی ارجوک [این گل در طرح فرش های افغانی بصورت قرینه بافی بکار می رود.]
beeches چوب جنگلی چوب چنار
beech چوب جنگلی چوب چنار
hardwood چوب جنگلی چوب سخت
hardwoods چوب جنگلی چوب سخت
fibre distributed data interface II استاندارد ANSI پیشرفته برای شبکههای سریع که از کابل فیبر نوری استفاده میکند و نرخ ارسال داده مگابایت در ثانیه است . ولی میتواند بخشی از پهنای باند را به کانال آنالوگ کیلو بیت در ثانیه برای داده صوتی یا تصویری اختصاص دهد
fibre که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fiber که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibres که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com