Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 81 (6 milliseconds)
English
Persian
gymnosophist
فیلسوف برهنه
Other Matches
philosopher
فیلسوف
philosophers
فیلسوف
moralists
فیلسوف یا معلم اخلاق اخلاقی
moralist
فیلسوف یا معلم اخلاق اخلاقی
epicurus
نام فیلسوف یونانی که معتقد
acadmist
فیلسوف اکادمی یابیشه افلاطون
hegelianism
مکتب فلسفی هگل فیلسوف المانی
Marxism
روش فکری کارل مارکس فیلسوف المانی
machiavellism
اصول عقایدماکیاولی فیلسوف وسیاستمدار ایتالیایی قرن 51که فلسفه استبداد جدید نیزنامیده میشود
bald
برهنه
balder
برهنه
baldest
برهنه
sky clad
برهنه
baldly
برهنه
naked
برهنه
nudes
برهنه
denudate
برهنه
discalceate
برهنه
discalceated
برهنه
evite
زن برهنه
untented
برهنه
oats
جو برهنه
nude
برهنه
starkers
برهنه
stripped
برهنه
gymnopterous
برهنه بال
denudation
برهنه سازی
divestiture
برهنه سازی
gymnocarpous
برهنه میوه
gymnogynous
برهنه تخمدان
stark naked
بکلی برهنه
to bare
برهنه کردن
barehanded
<adj.>
با دست برهنه
undressed
لخت برهنه
widowed of fruits
برهنه از میوه
to lay bare
برهنه کردن
stripteaser
رقاصه برهنه
nakedly
برهنه وار
lay bare
برهنه کردن
gymnostomous
برهنه دهان
gymnospore
هاگ برهنه
peeled
زائر برهنه
disrobe
برهنه کردن
strip
برهنه کردن
denuding
برهنه کردن
denudes
برهنه کردن
uncovers
برهنه کردن
denuded
برهنه کردن
denude
برهنه کردن
stripping
برهنه سازی
uncovering
برهنه کردن
uncover
برهنه کردن
disrobes
برهنه کردن
achene
تخم برهنه
adamite
ادم برهنه
barebaked
سواراسب برهنه
disrobed
برهنه کردن
bareback
سواراسب برهنه
disrobing
برهنه کردن
bare
برهنه کردن اشکارکردن
bared
برهنه کردن اشکارکردن
barer
برهنه کردن اشکارکردن
bares
برهنه کردن اشکارکردن
barest
برهنه کردن اشکارکردن
baring
برهنه کردن اشکارکردن
aphyllous
بی شاخ و برگ برهنه
bald animal or tree
درخت یا حیوان برهنه
magascopic
نمودار بچشم برهنه
peeled
برهنه نخ نما شده
indecent exposure
نمودار سازی تن برهنه درپیش مردم
Cupid
خدای عشق که بصورت کودک برهنه مجسم شده
cupids
خدای عشق که بصورت کودک برهنه مجسم شده
gymnosophy
اصول وطرز زندگی فیلسوفان ومرتاضهای برهنه هندی
gymnopaedic
درباب رقص هایی گفته میشدکه بچههای برهنه درجشنهای همگانی می
poeeping tom
ادمی که بانگاه باعضاء تناسلی واعضای برهنه اطفاء شهوت کند
uncovering
اشکار کردن برهنه کردن
uncovers
اشکار کردن برهنه کردن
uncover
اشکار کردن برهنه کردن
strippers
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
stripper
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com