Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (6 milliseconds)
English
Persian
deification
قائل به الوهیت شخص یاچیزی
Other Matches
deified
پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
deifying
پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
deify
پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
deifies
پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
godship
الوهیت
godhead
الوهیت
divinity
الوهیت
godhood
الوهیت
divinities
الوهیت
deva
الوهیت
numen
الوهیت
heavenliness
روحانی الوهیت
drier
کسی یاچیزی که میخشکاند
godhead
رب النوع جوهر الوهیت
ransoms
ازادی کسی یاچیزی راخریدن
ransom
ازادی کسی یاچیزی راخریدن
lose track of
<idiom>
ازدست دادن تماس باکسی یاچیزی
scrapes
باکهنه یاچیزی ساییدن یا پاک کردن تراشیدن
rack one's brains
<idiom>
سخت فکر کردن یاچیزی را بخاطر آوردن
scraped
باکهنه یاچیزی ساییدن یا پاک کردن تراشیدن
scraping
باکهنه یاچیزی ساییدن یا پاک کردن تراشیدن
humpty dumpty
کسی یاچیزی که یکباربزمین افتداز میان برود
scrape
باکهنه یاچیزی ساییدن یا پاک کردن تراشیدن
vanes
کسی یاچیزی که به اسانی قابل حرکت و جنبش باشد
vane
کسی یاچیزی که به اسانی قابل حرکت و جنبش باشد
ambivalence
توجه ناگهانی و دلسردی ناگهانی نسبت بشخص یاچیزی
teller
قائل
tellers
قائل
disallowed
قائل نشدن
disallow
قائل نشدن
euhemerism
قائل شدن
discriminator
قائل به تبعیض
disallowing
قائل نشدن
ditheist
قائل بدوخدا
disallows
قائل نشدن
valuers
ارزش قائل شونده
discriminated
تبعیض قائل شدن
valuer
ارزش قائل شونده
make an exception
استثناء قائل شدن
forjudge
تبعیض قائل شدن
forejudge
تبعیض قائل شدن
i maintain
قائل هستم به اینکه ...
prices
بها قائل شدن
discriminate
تبعیض قائل شدن
to d. a distinction
فرقی قائل شدن
discriminates
تبعیض قائل شدن
price
بها قائل شدن
dualize
دوتاداشتن از اثنویت قائل شدن
stand in awe of
<idiom>
احترام قائل شدن برای
overvalue
بیش از حد ارزش قائل شدن
preferentially
با قائل شدن حقوق امتیازی
overvaluing
بیش از حد ارزش قائل شدن
overvalues
بیش از حد ارزش قائل شدن
to make an exception
استثنا کردن یا قائل شدن
valorize
ارزش قائل شدن برای
overvalued
بیش از حد ارزش قائل شدن
segregating
تبعیض نژادی قائل شدن
segregates
تبعیض نژادی قائل شدن
segregate
تبعیض نژادی قائل شدن
externalising
واقعیت خارجی قائل شدن
externalised
واقعیت خارجی قائل شدن
demurs
استثنا قائل شدن تاخیر
demurring
استثنا قائل شدن تاخیر
externalize
واقعیت خارجی قائل شدن
externalized
واقعیت خارجی قائل شدن
externalizes
واقعیت خارجی قائل شدن
externalizing
واقعیت خارجی قائل شدن
demurred
استثنا قائل شدن تاخیر
demur
استثنا قائل شدن تاخیر
externalises
واقعیت خارجی قائل شدن
To set a limit to everything.
برای هر چیزی حدی قائل شدن
monolater
قائل بچند خداو پرستنده یکی
to hold somebody in esteem
برای کسی احترام قائل شدن
to tread on somebody's foot
<idiom>
برای کسی تبعیض قائل شدن
specifies
جنبه خاصی قائل شدن برای
specify
جنبه خاصی قائل شدن برای
euhemerize
اساس تاریخی قائل شدن برای
favoritism
استثناء قائل شدن نسبت بکسی
specifying
جنبه خاصی قائل شدن برای
anthropomorphism
قائل شدن جنبه انسانی برای خدا
anthropomorphize
جنبه انسانی برای خدا قائل شدن
prizing
غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
prizes
غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
prized
غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
prize
غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
ritualize
رسمی و تشریفاتی کردن شعائر دینی رابجا اوردن قائل به تشریفات شدن
nonmonetarists
ان دسته از اقتصاددانانی هستندکه برای سیاستهای مالی کارائی بیشتری قائل هستند
universal legacy
وصیتی که دران موصی جهت تسلیم موردوصیت به ورثه شرطی قائل نشده باشد
differentiating
فرق گذاشتن فرق قائل شدن
differentiates
فرق گذاشتن فرق قائل شدن
differentiate
فرق گذاشتن فرق قائل شدن
end on
سینه به سینه شدن با دشمن روبرو شدن با دشمن یاچیزی
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com