English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (8 milliseconds)
English Persian
discriminator قائل به تبعیض
Search result with all words
discriminate تبعیض قائل شدن
discriminated تبعیض قائل شدن
discriminates تبعیض قائل شدن
segregate تبعیض نژادی قائل شدن
segregates تبعیض نژادی قائل شدن
segregating تبعیض نژادی قائل شدن
forejudge تبعیض قائل شدن
forjudge تبعیض قائل شدن
to tread on somebody's foot <idiom> برای کسی تبعیض قائل شدن
Other Matches
prejudice تبعیض
discrimination تبعیض
unjust discrimination تبعیض
prejudices تبعیض
teller قائل
tellers قائل
prejudices تبعیض کردن
segregation تبعیض نژادی
discrimination تبعیض کردن
sex discrimination تبعیض جنسی
racism تبعیض نژادی
sexism تبعیض جنسی
price discrimination تبعیض قیمت
racial discrimination تبعیض نژادی
indiscrimination عدم تبعیض
rate discrimination تبعیض نرخ
unbiased بدون تبعیض
discriminatory تبعیض امیز
prejudice تبعیض کردن
unjust discrimination تبعیض کردن
disallowing قائل نشدن
disallowed قائل نشدن
disallow قائل نشدن
disallows قائل نشدن
ditheist قائل بدوخدا
euhemerism قائل شدن
price discriminating monopoly انحصار تبعیض قیمت
indiscriminate ناشی از عدم تبعیض
perfect price discrimination تبعیض قیمت کامل
discriminative وابسته به تبعیض یا تمیز
unprejudiced بدون تبعیض یا طرفداری
option of contract invalid in part خیار تبعیض صفقه
discriminating monopoly انحصار تبعیض امیز
i maintain قائل هستم به اینکه ...
make an exception استثناء قائل شدن
to d. a distinction فرقی قائل شدن
price بها قائل شدن
valuers ارزش قائل شونده
valuer ارزش قائل شونده
prices بها قائل شدن
prejudicial زیان رسان تبعیض امیز
prejudicious زیان رسان تبعیض امیز
preference تبعیض متقلبانه بین غرماء
preferences تبعیض متقلبانه بین غرماء
discriminate against someone نسبت به کسی تبعیض کردن
dualize دوتاداشتن از اثنویت قائل شدن
preferentially با قائل شدن حقوق امتیازی
overvaluing بیش از حد ارزش قائل شدن
externalising واقعیت خارجی قائل شدن
externalised واقعیت خارجی قائل شدن
stand in awe of <idiom> احترام قائل شدن برای
demurs استثنا قائل شدن تاخیر
demurring استثنا قائل شدن تاخیر
demurred استثنا قائل شدن تاخیر
demur استثنا قائل شدن تاخیر
externalize واقعیت خارجی قائل شدن
externalized واقعیت خارجی قائل شدن
valorize ارزش قائل شدن برای
deification قائل به الوهیت شخص یاچیزی
externalises واقعیت خارجی قائل شدن
overvalue بیش از حد ارزش قائل شدن
to make an exception استثنا کردن یا قائل شدن
overvalued بیش از حد ارزش قائل شدن
overvalues بیش از حد ارزش قائل شدن
externalizing واقعیت خارجی قائل شدن
externalizes واقعیت خارجی قائل شدن
without distinction of sex بدون تبعیض جنسی اززن ومرد
prejudices قضاوت تبعیض امیز خسارت وضرر
prejudice قضاوت تبعیض امیز خسارت وضرر
bias تحت تاثیر قراردادن تبعیض کردن
biases تحت تاثیر قراردادن تبعیض کردن
monolater قائل بچند خداو پرستنده یکی
deified پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
deifies پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
deify پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
deifying پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
to hold somebody in esteem برای کسی احترام قائل شدن
specifying جنبه خاصی قائل شدن برای
specify جنبه خاصی قائل شدن برای
specifies جنبه خاصی قائل شدن برای
euhemerize اساس تاریخی قائل شدن برای
favoritism استثناء قائل شدن نسبت بکسی
To set a limit to everything. برای هر چیزی حدی قائل شدن
dumping سیاست تبعیض قیمت در تجارت بین الملل
anthropomorphize جنبه انسانی برای خدا قائل شدن
anthropomorphism قائل شدن جنبه انسانی برای خدا
double standard قواعد تبعیض امیز وسخت گیرمخصوصا نسبت بجنس زن
prizing غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
prizes غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
prized غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
prize غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
anti dumping مخالفت تبعیض قیمت بین بازار داخل و خارج از کشور
prepossess تحت تاثیرعقیده یامسلکی قرار دادن قبلا تبعیض فکری داشتن
nonmonetarists ان دسته از اقتصاددانانی هستندکه برای سیاستهای مالی کارائی بیشتری قائل هستند
ritualize رسمی و تشریفاتی کردن شعائر دینی رابجا اوردن قائل به تشریفات شدن
universal legacy وصیتی که دران موصی جهت تسلیم موردوصیت به ورثه شرطی قائل نشده باشد
differentiate فرق گذاشتن فرق قائل شدن
differentiates فرق گذاشتن فرق قائل شدن
differentiating فرق گذاشتن فرق قائل شدن
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com