Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English
Persian
adaptability
قابلیت انطباق
Search result with all words
compatability
قابلیت انطباق کار هماهنگ با سایردستگاهها
electromagnetic compatability
قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
Other Matches
interoperability
قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
range resolution
قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
elasticity
خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
airmobility
قابلیت حمل به وسیله هوارو قابلیت تحرک هوایی
flotation
قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
swimming capability
قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
serviceability
قابلیت استفاده مجدد قابلیت به کار بردن
accession
قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
commensurability
قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
reflectance
قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
ductility
قابلیت کشش قابلیت تورق
strain hardenability
قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
self identity
انطباق
adaption
انطباق
adaptations
انطباق
accommodation
انطباق
accommodations
انطباق
conformity
انطباق
superposition
انطباق
coincidences
انطباق
coincidence
انطباق
adaptation
انطباق
nonsuperimposable
انطباق ناپذیر
absolute accommodation
انطباق مطلق
matching stub
مفتول انطباق
visual adaptation
انطباق دیداری
coincidences
اقتران انطباق
adaptability
انطباق پذیری
scotopic adaptation
انطباق با تاریکی
brightness adaptation
انطباق با درخشندگی
dark adaptation
انطباق با تاریکی
adaptable
انطباق پذیر
coincidence
اقتران انطباق
adaptation level
سطح انطباق
adaptation syndrome
نشانگان انطباق
light adaptation
انطباق با روشنایی
superimposable
انطباق پذیر
sensory adaptation
انطباق حسی
goodness of fit
میزان انطباق
coincident current
با انطباق جریان
social adaptiveness
انطباق اجتماعی
suits
تعقیب انطباق
suited
تعقیب انطباق
suit
تعقیب انطباق
alignments
تنظیم انطباق
alignment
تنظیم انطباق
superposable
قابل انطباق
adjustability
درجه انطباق
unadapted
انطباق نایافته
decency
انطباق بامورد
synchrony
انطباق تقارن
adaptometer
انطباق سنج
adaptation time
زمان انطباق
aberration
عدم انطباق کانونی
synchronised
انطباق زمانی داشتن
synchronises
انطباق زمانی داشتن
synchronising
انطباق زمانی داشتن
synchronize
انطباق زمانی داشتن
synchronism
ایجاد همزمانی انطباق
synchronizes
انطباق زمانی داشتن
suit the punishment to the crime
انطباق مجازات بر جرم
associable
معاشرتی انطباق پذیر
parallax
اختلاف منظر انطباق
sovietization
انطباق با رژیم شوروی
general adaptation syndrome
نشانگان انطباق عمومی
coincidence adjustment
تعیین مسافت به وسیله انطباق
self adjustment
انطباق خود بامحیط یا چیز دیگری
formalization
انطباق با ایین واداب فاهری رسمی سازی
reseau
شبکه بندی کردن عکس برای انطباق ان با نقشه
leninism
اصول عقاید لنین مارکسیسم با تفسیر واستنباطی که لنین از ان به منظور انطباق با ایدئولوژی مذکور با وضع روسیه کرده است
rationalization
انطباق با اصول عقلانی عقلانی کردن
fitness
قابلیت
credential
قابلیت
competence
قابلیت
competence
قابلیت
qualification
قابلیت
abilities
قابلیت
contemptibility
قابلیت
skill
قابلیت
ability
قابلیت
eligibility
قابلیت
susceptibility
قابلیت
capacities
قابلیت
solvability
قابلیت حل
capability
قابلیت
adaptability
قابلیت
capacity
قابلیت
solubility
قابلیت حل
habilitation
قابلیت
readability
قابلیت خواندن
vendibility
قابلیت فروش
serializability
قابلیت تسلسل
severability
قابلیت سواشدن
ignitability
قابلیت احتراق
salability
قابلیت فروش
retractility
قابلیت انقباض
resectability
قابلیت برش
reproducibility
قابلیت تکثیر
fungibility
قابلیت تعویض
fusibility
قابلیت ذوب
inheritability
قابلیت توارث
serviceability
قابلیت استفاده
habitableness
قابلیت سکونت
serviceability
قابلیت تعمیر
ground visibility
قابلیت دیدزمینی
hardenability
قابلیت سختی
ignitability
قابلیت اشتعال
fusibility
قابلیت گداز
imitability
قابلیت تقلید
imputability
قابلیت اسناد
habitability
قابلیت سکنی
inaptly
با عدم قابلیت
inflammability
قابلیت اشتعال
repeatability
قابلیت تکرار
renewability
قابلیت تجدید
potability
قابلیت شرب
portability
قابلیت انتقال
magnetic susceptibility
قابلیت مغناطیسی
portability
قابلیت حمل
portability
قابلیت ترابری
pliability
قابلیت خمیدگی
malleability
قابلیت انعطاف
manageability
قابلیت اداره
maneuverability
قابلیت مانور
meltability
قابلیت گداختن
motor ability
قابلیت حرکت
navigability
قابلیت کشتیرانی
permeability
قابلیت تراوایی
perceptibility
قابلیت درک
penetrability
قابلیت نفوذ
potability
قابلیت حمل
practicableness
قابلیت عبور
intelligibility
قابلیت فهم
reliableness
قابلیت اعتماد
reflectance
قابلیت انعکاس
interchangeability
قابلیت تبادل
interchangeability
قابلیت تعویض
interpretability
قابلیت تفسیر
interpretability
قابلیت توجیه
ignitibility
قابلیت احتراق
quench aging property
قابلیت بهسازی
punishability
قابلیت مجازات
preventability
قابلیت جلوگیری
presentability
قابلیت ارائه
pregnability
قابلیت تسخیر
predicability
قابلیت اسناد
machinability
قابلیت تراش
opposability
قابلیت تقابل
provability
قابلیت اثبات
applicability
قابلیت اجرا
application
[applicability]
قابلیت اجرا
availability
قابلیت اجرا
usability
قابلیت اجرا
usefulness
قابلیت اجرا
applicability
قابلیت استفاده
reliability
قابلیت اطمینان
failure safety
قابلیت اطمینان
failure safety
قابلیت اعتماد
reliability
قابلیت اعتماد
application
[applicability]
قابلیت استفاده
severability
قابلیت تقسیم
tempering quality
قابلیت بهبود
tenability
قابلیت تصرف
tenability
قابلیت نگهداری
tolerability
قابلیت پذیرش
trafficability
قابلیت عبور
trannlatability
قابلیت ترجمه
trannlatability
قابلیت انقال
transmissibility
قابلیت فرستادن
tensility
قابلیت کشش
tensibility
قابلیت کشش
tactility
قابلیت لمس
solubility
قابلیت انحلال
stickability
قابلیت مقاومت
stickability
قابلیت محافظت
stretchability
قابلیت بسط
suability
قابلیت تعقیب
survivability
قابلیت باززیستی
swivelling feature
قابلیت نوسان
transmissibility
قابلیت انتقال
transportability
قابلیت حمل
usefulness
قابلیت استفاده
wettability
قابلیت خیسی
weldability
قابلیت جوشکاری
trustiness
قابلیت اعتماد
trustworthiness
قابلیت اعتماد
usability
قابلیت استفاده
veniality
قابلیت اغماض
versatility
قابلیت تغییر
vibratility
: قابلیت ارتعاش
volatileness
قابلیت تبخیر
dis qualified
فاقد قابلیت
addibility
قابلیت افزایش
adhesiveness
قابلیت چسبندگی
adjusability
قابلیت تطبیق
adjusability
قابلیت تنظیم
destructibility
قابلیت انهدام
alterability
قابلیت تغییر
appealability
قابلیت استیناف
dependability
قابلیت اطمینان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com