English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
electromagnetic compatability قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
Other Matches
adaptability قابلیت انطباق
compatability قابلیت انطباق کار هماهنگ با سایردستگاهها
interoperability قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
range resolution قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
airmobility قابلیت حمل به وسیله هوارو قابلیت تحرک هوایی
swimming capability قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
serviceability قابلیت استفاده مجدد قابلیت به کار بردن
flotation قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
inductivity ثابت دی الکتریسیته قابلیت هدایت دی الکتریکی
commensurability قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
accession قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
ductility قابلیت کشش قابلیت تورق
reflectance قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
strain hardenability قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
loudspeaker وسیله الکترومغناطیسی که سیگنالهای الکتریکی را به صوتی تبدیل میکند
inducing اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induce اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induced اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induces اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
magnetic قطعه الکترومغناطیسی که سیگنالهای الکتریکی را به میدان مغناطیسی تبدیل میکند
induce 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induced 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induces 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
inducing 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
interference اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
qualification قابلیت
capacities قابلیت
capacity قابلیت
competence قابلیت
skill قابلیت
abilities قابلیت
credential قابلیت
capability قابلیت
ability قابلیت
habilitation قابلیت
contemptibility قابلیت
adaptability قابلیت
solvability قابلیت حل
solubility قابلیت حل
eligibility قابلیت
susceptibility قابلیت
competence قابلیت
fitness قابلیت
accessibility قابلیت وصول
absorbability قابلیت جذب
disabilities عدم قابلیت
disability عدم قابلیت
resectability قابلیت برش
acceptability قابلیت قبول
vendibility قابلیت فروش
combustiblity قابلیت احتراق
combustiblity قابلیت انفجار
combinability قابلیت ترکیب
salability قابلیت فروش
combustiblity قابلیت تراکم
combustibility قابلیت اشتعال
retractility قابلیت انقباض
communicability قابلیت ارتباط
comparableness قابلیت مقایسه
combustibility قابلیت سوزش
compactibility قابلیت تراکم
comprehensibility قابلیت درک
ignitability قابلیت احتراق
conviviality قابلیت امیزش
ignitability قابلیت اشتعال
solubility قابلیت انحلال
controllability قابلیت کنترل
conversableness قابلیت معاشرت
convertibility قابلیت تبدیل
corruptibility قابلیت فساد
stickability قابلیت مقاومت
stickability قابلیت محافظت
stretchability قابلیت بسط
ignitibility قابلیت احتراق
compressibility قابلیت فشردگی
serializability قابلیت تسلسل
serviceability قابلیت استفاده
elasticity قابلیت ارتجاع
elasticity قابلیت ارتجاعی
serviceability قابلیت تعمیر
computability قابلیت محاسبه
conceivability قابلیت تصور
severability قابلیت سواشدن
severability قابلیت تقسیم
imitability قابلیت تقلید
conductibility قابلیت هدایت
efficiency قابلیت کاردانی
conductivity قابلیت هدایت
suability قابلیت تعقیب
reproducibility قابلیت تکثیر
manageability قابلیت اداره
navigability قابلیت کشتیرانی
inheritability قابلیت توارث
absorbency قابلیت جذب
absorptivity قابلیت جذب
adaptableness قابلیت توافق
inflammability قابلیت اشتعال
addibility قابلیت افزایش
adhesiveness قابلیت چسبندگی
adjusability قابلیت تطبیق
adjusability قابلیت تنظیم
alterability قابلیت تغییر
opposability قابلیت تقابل
usefulness قابلیت استفاده
appealability قابلیت استیناف
intelligibility قابلیت فهم
interchangeability قابلیت تبادل
interchangeability قابلیت تعویض
maneuverability قابلیت مانور
comparability قابلیت قیاس
magnetic susceptibility قابلیت مغناطیسی
machinability قابلیت تراش
meltability قابلیت گداختن
interpretability قابلیت توجیه
motor ability قابلیت حرکت
resilience قابلیت ارتجاع
visibility قابلیت رویت
visibility قابلیت دید
malleability قابلیت انعطاف
interpretability قابلیت تفسیر
productivity قابلیت تولید
moveability قابلیت حرکت
applicability قابلیت اجراء
approachability قابلیت تقرب
penetrability قابلیت نفوذ
imputability قابلیت اسناد
presentability قابلیت ارائه
preventability قابلیت جلوگیری
dependable قابلیت اطمینان
castability قابلیت ریزش
pourability قابلیت ریزش
punishability قابلیت مجازات
quench aging property قابلیت بهسازی
changeableness قابلیت تغییریاتبدیل
readability قابلیت خواندن
coagulability قابلیت انعقاد
variability قابلیت تنظیم
reflectance قابلیت انعکاس
reliableness قابلیت اعتماد
renewability قابلیت تجدید
pregnability قابلیت تسخیر
predicability قابلیت اسناد
practicableness قابلیت عبور
perceptibility قابلیت درک
attainability قابلیت حصول
permeability قابلیت تراوایی
audibility قابلیت استماع
pliability قابلیت خمیدگی
inaptly با عدم قابلیت
brushability قابلیت رنگرزی
portability قابلیت ترابری
portability قابلیت حمل
portability قابلیت انتقال
potability قابلیت شرب
potability قابلیت حمل
calculability قابلیت شمارش
capability صلاحیت قابلیت
repeatability قابلیت تکرار
availability قابلیت استفاده
provability قابلیت اثبات
flexility قابلیت تغییر
flammability قابلیت اشتعال
fissility قابلیت انشقاق
fermentability قابلیت تخمیر
erectility قابلیت نعوظ
extensibility قابلیت کشش
failure safety قابلیت اطمینان
reliability قابلیت اطمینان
excitability قابلیت تحریک
exchangeability قابلیت معاوضه
erodibility قابلیت فرسایش
applicability قابلیت اجرا
application [applicability] قابلیت اجرا
emissivity قابلیت انتشار
emissivity قابلیت نشر
availability قابلیت اجرا
usability قابلیت اجرا
usefulness قابلیت اجرا
applicability قابلیت استفاده
application [applicability] قابلیت استفاده
reliability قابلیت اعتماد
expandability قابلیت انبساط
reliability قابلیت اطمینان
extensibility قابلیت تمدید
explosiveness قابلیت انفجار
throughput قابلیت عبوردهی
failure safety قابلیت اعتماد
reliability قابلیت اعتماد
expansibility قابلیت انبساط
flexibility قابلیت انعطاف
expandability قابلیت توسعه
tensibility قابلیت کشش
confidentiality قابلیت اعتماد
vibratility : قابلیت ارتعاش
trafficability قابلیت عبور
ground visibility قابلیت دیدزمینی
trannlatability قابلیت ترجمه
trannlatability قابلیت انقال
transmissibility قابلیت فرستادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com