English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
interchangeability قابلیت تبادل
Other Matches
interoperability قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
range resolution قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
airmobility قابلیت حمل به وسیله هوارو قابلیت تحرک هوایی
electromagnetic compatability قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
serviceability قابلیت استفاده مجدد قابلیت به کار بردن
swimming capability قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
flotation قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
commensurability قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
accession قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
reflectance قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
ductility قابلیت کشش قابلیت تورق
strain hardenability قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
interchanged تبادل
interchange تبادل
interchanges تبادل
interchanging تبادل
handshaking تبادل
exchanging تبادل
transaction تبادل
exchange تبادل
exchanged تبادل
exchanges تبادل
ion exchange تبادل یون
exchange of views تبادل نظر
exchange of pleadings تبادل لوایح
energy exchange تبادل انرژی
interchange of heat تبادل حرارت
exchange energy انرژی تبادل
electron exchange تبادل الکترون
ion exchange تبادل یونی
ester interchange تبادل استری
interlocution تبادل نظر
interchange of energy تبادل انرژی
interchangeable تبادل پذیر
heat exchange تبادل گرما
heat exchange تبادل حرارت
transesterification تبادل استری
concentred exchange تبادل همزمان
change beat تبادل ضربه
exchange of blows تبادل ضربه
chemical exchange تبادل شیمیایی
interchanging تبادل کردن
social exchange تبادل اجتماعی
interchange تبادل کردن
interchanged تبادل کردن
crossing over تبادل ژنی
transformation of heat تبادل حرارت
interchanges تبادل کردن
aircraft handover تبادل کنترل هواپیما
dialog box جعبه تبادل دوطرفه
charge exchange phenomenon پدیده تبادل بار
ion exchange resin رزین تبادل یونی
ion exchange chromatography کروماتوگرافی تبادل یونی
to interchange views تبادل نظر کردن
pbx تبادل انشعاب خصوصی
To exchange views with someone . . To compare notes with some one. با کسی تبادل نظرکردن
exchanging تبادل ردوبدل ارز
exchanged تبادل ردوبدل ارز
forced convection تبادل حرارت اجباری
exchange تبادل ردوبدل ارز
exchanges تبادل ردوبدل ارز
uncommunicative بی علاقه به مکالمه و تبادل فکر و خبر
twx Service TeletypewriterExchange امکان تبادل تله تایپ
pabx Exchange AutomaticBranch Private تبادل انشعاب خودکار خصوصی
ascii Information Codefor AmericanStandard Interchange کد استاندارد امریکایی برای تبادل اطلاعات
protocols سیگنال ها و کدها و قوانین از پیش توافق شده , برای تبادل داده بین سیستم ها
protocol سیگنال ها و کدها و قوانین از پیش توافق شده , برای تبادل داده بین سیستم ها
thermodynamics علم مربوط به تبادل کار وحرارت و جریان گرما وتغییر دما بویژه در سیالات متحرک
appleline IB تبادل اطلاعات کندرا قادر می سازد تا باکامپیوترهای بزرگ شرکت یک دستگاه سخت افزاری که ریزکامپیوتر ACINTOSH
pourparler جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparley جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
abilities قابلیت
fitness قابلیت
solvability قابلیت حل
adaptability قابلیت
competence قابلیت
contemptibility قابلیت
skill قابلیت
habilitation قابلیت
qualification قابلیت
capability قابلیت
capacities قابلیت
capacity قابلیت
credential قابلیت
ability قابلیت
eligibility قابلیت
susceptibility قابلیت
solubility قابلیت حل
competence قابلیت
portability قابلیت انتقال
fusibility قابلیت گداز
preventability قابلیت جلوگیری
resectability قابلیت برش
pregnability قابلیت تسخیر
predicability قابلیت اسناد
retractility قابلیت انقباض
practicableness قابلیت عبور
reflectance قابلیت انعکاس
punishability قابلیت مجازات
ground visibility قابلیت دیدزمینی
reliableness قابلیت اعتماد
renewability قابلیت تجدید
fungibility قابلیت تعویض
readability قابلیت خواندن
forgeability قابلیت اهنگری
repeatability قابلیت تکرار
fusibility قابلیت ذوب
reproducibility قابلیت تکثیر
quench aging property قابلیت بهسازی
presentability قابلیت ارائه
potability قابلیت حمل
imputability قابلیت اسناد
motor ability قابلیت حرکت
maneuverability قابلیت مانور
manageability قابلیت اداره
malleability قابلیت انعطاف
magnetic susceptibility قابلیت مغناطیسی
machinability قابلیت تراش
hardenability قابلیت سختی
interpretability قابلیت توجیه
interpretability قابلیت تفسیر
inaptly با عدم قابلیت
inflammability قابلیت اشتعال
interchangeability قابلیت تعویض
inheritability قابلیت توارث
portability قابلیت ترابری
moveability قابلیت حرکت
navigability قابلیت کشتیرانی
potability قابلیت شرب
imitability قابلیت تقلید
habitability قابلیت سکنی
habitableness قابلیت سکونت
usefulness قابلیت استفاده
ignitability قابلیت اشتعال
portability قابلیت حمل
pliability قابلیت خمیدگی
permeability قابلیت تراوایی
perceptibility قابلیت درک
penetrability قابلیت نفوذ
ignitability قابلیت احتراق
ignitibility قابلیت احتراق
opposability قابلیت تقابل
intelligibility قابلیت فهم
provability قابلیت اثبات
reliability قابلیت اطمینان
applicability قابلیت اجرا
application [applicability] قابلیت اجرا
availability قابلیت اجرا
usability قابلیت اجرا
usefulness قابلیت اجرا
applicability قابلیت استفاده
failure safety قابلیت اطمینان
failure safety قابلیت اعتماد
reliability قابلیت اعتماد
application [applicability] قابلیت استفاده
salability قابلیت فروش
suability قابلیت تعقیب
survivability قابلیت باززیستی
swivelling feature قابلیت نوسان
tactility قابلیت لمس
tensibility قابلیت کشش
tensility قابلیت کشش
tempering quality قابلیت بهبود
tenability قابلیت تصرف
tenability قابلیت نگهداری
stretchability قابلیت بسط
stickability قابلیت محافظت
vendibility قابلیت فروش
serializability قابلیت تسلسل
serviceability قابلیت استفاده
serviceability قابلیت تعمیر
severability قابلیت سواشدن
severability قابلیت تقسیم
solubility قابلیت انحلال
stickability قابلیت مقاومت
tolerability قابلیت پذیرش
trafficability قابلیت عبور
trannlatability قابلیت ترجمه
volatileness قابلیت تبخیر
weldability قابلیت جوشکاری
wettability قابلیت خیسی
vibratility : قابلیت ارتعاش
versatility قابلیت تغییر
trannlatability قابلیت انقال
transmissibility قابلیت فرستادن
transmissibility قابلیت انتقال
transportability قابلیت حمل
trustiness قابلیت اعتماد
trustworthiness قابلیت اعتماد
usability قابلیت استفاده
veniality قابلیت اغماض
absorptivity قابلیت جذب
digestibility قابلیت هضم
comprehensibility قابلیت درک
meltability قابلیت گداختن
destructibility قابلیت انهدام
elasticity قابلیت ارتجاعی
compressibility قابلیت فشردگی
computability قابلیت محاسبه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com