English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English Persian
variability قابلیت تنظیم
adjusability قابلیت تنظیم
Search result with all words
vertically adjustable قابلیت تنظیم عمودی
adjustable <adj.> قابلیت تنظیم قسمت های مختلف دار قالی
Other Matches
interoperability قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
range resolution قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
airmobility قابلیت حمل به وسیله هوارو قابلیت تحرک هوایی
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
flotation قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
electromagnetic compatability قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
swimming capability قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
serviceability قابلیت استفاده مجدد قابلیت به کار بردن
commensurability قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
accession قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
ductility قابلیت کشش قابلیت تورق
reflectance قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
sight adjustment تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
camera station ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
tune تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tunes تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
strain hardenability قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
tune تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
range spotting تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
tunes تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
page انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
calibration تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
sight alinement تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
sidelay تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
adjusting ring حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
calibrated air speed سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
trimsize اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
ability قابلیت
capacities قابلیت
capacity قابلیت
solubility قابلیت حل
fitness قابلیت
eligibility قابلیت
adaptability قابلیت
contemptibility قابلیت
competence قابلیت
capability قابلیت
skill قابلیت
solvability قابلیت حل
susceptibility قابلیت
habilitation قابلیت
abilities قابلیت
qualification قابلیت
credential قابلیت
competence قابلیت
fusibility قابلیت گداز
elasticity قابلیت ارتجاع
habitability قابلیت سکنی
habitableness قابلیت سکونت
fissility قابلیت انشقاق
fermentability قابلیت تخمیر
fungibility قابلیت تعویض
forgeability قابلیت اهنگری
fordability قابلیت عبور
ground visibility قابلیت دیدزمینی
fusibility قابلیت ذوب
disability عدم قابلیت
disabilities عدم قابلیت
flexility قابلیت تغییر
flammability قابلیت اشتعال
efficiency قابلیت کاردانی
malleability قابلیت انعطاف
manageability قابلیت اداره
maneuverability قابلیت مانور
elasticity قابلیت ارتجاعی
meltability قابلیت گداختن
motor ability قابلیت حرکت
moveability قابلیت حرکت
navigability قابلیت کشتیرانی
opposability قابلیت تقابل
penetrability قابلیت نفوذ
perceptibility قابلیت درک
permeability قابلیت تراوایی
pliability قابلیت خمیدگی
confidentiality قابلیت اعتماد
portability قابلیت ترابری
magnetic susceptibility قابلیت مغناطیسی
machinability قابلیت تراش
hardenability قابلیت سختی
ignitability قابلیت اشتعال
ignitability قابلیت احتراق
ignitibility قابلیت احتراق
imitability قابلیت تقلید
imputability قابلیت اسناد
conviviality قابلیت امیزش
inaptly با عدم قابلیت
inflammability قابلیت اشتعال
inheritability قابلیت توارث
intelligibility قابلیت فهم
interchangeability قابلیت تبادل
interchangeability قابلیت تعویض
interpretability قابلیت تفسیر
interpretability قابلیت توجیه
portability قابلیت حمل
productivity قابلیت تولید
brushability قابلیت رنگرزی
calculability قابلیت شمارش
distensibility قابلیت انبساط
castability قابلیت ریزش
pourability قابلیت ریزش
changeableness قابلیت تغییریاتبدیل
coagulability قابلیت انعقاد
combinability قابلیت ترکیب
combustibility قابلیت سوزش
combustibility قابلیت اشتعال
combustiblity قابلیت احتراق
combustiblity قابلیت انفجار
combustiblity قابلیت تراکم
communicability قابلیت ارتباط
compactibility قابلیت تراکم
audibility قابلیت استماع
attainability قابلیت حصول
approachability قابلیت تقرب
adaptability قابلیت انطباق
comparability قابلیت قیاس
resilience قابلیت ارتجاع
visibility قابلیت رویت
visibility قابلیت دید
absorbability قابلیت جذب
absorbency قابلیت جذب
absorptivity قابلیت جذب
adaptableness قابلیت توافق
addibility قابلیت افزایش
adhesiveness قابلیت چسبندگی
adjusability قابلیت تطبیق
alterability قابلیت تغییر
appealability قابلیت استیناف
applicability قابلیت اجراء
capability صلاحیت قابلیت
comparableness قابلیت مقایسه
comprehensibility قابلیت درک
dissolubility قابلیت انحلال
divisibility قابلیت تقسیم
accessibility قابلیت وصول
acceptability قابلیت قبول
edibility قابلیت خوردن
emissivity قابلیت نشر
emissivity قابلیت انتشار
erectility قابلیت نعوظ
erodibility قابلیت فرسایش
exchangeability قابلیت معاوضه
excitability قابلیت تحریک
expandability قابلیت انبساط
expandability قابلیت توسعه
expansibility قابلیت انبساط
explosiveness قابلیت انفجار
extensibility قابلیت تمدید
dis qualified فاقد قابلیت
digestibility قابلیت هضم
destructibility قابلیت انهدام
compressibility قابلیت فشردگی
computability قابلیت محاسبه
conceivability قابلیت تصور
conductibility قابلیت هدایت
conductivity قابلیت هدایت
controllability قابلیت کنترل
dependable قابلیت اطمینان
conversableness قابلیت معاشرت
convertibility قابلیت تبدیل
corruptibility قابلیت فساد
culpability قابلیت مجازات
dependability قابلیت اعتماد
dependability قابلیت اطمینان
extensibility قابلیت کشش
portability قابلیت انتقال
serviceability قابلیت تعمیر
solubility قابلیت انحلال
stickability قابلیت مقاومت
stickability قابلیت محافظت
stretchability قابلیت بسط
suability قابلیت تعقیب
survivability قابلیت باززیستی
viability قابلیت سوددهی
viability قابلیت دوام
disqualification سلب قابلیت
disqualifications سلب قابلیت
reliability قابلیت اطمینان
severability قابلیت سواشدن
severability قابلیت تقسیم
availability قابلیت استفاده
vibratility : قابلیت ارتعاش
versatility قابلیت تغییر
veniality قابلیت اغماض
flexibility قابلیت انعطاف
provability قابلیت اثبات
usability قابلیت استفاده
trannlatability قابلیت ترجمه
trannlatability قابلیت انقال
transmissibility قابلیت فرستادن
transmissibility قابلیت انتقال
transportability قابلیت حمل
trustiness قابلیت اعتماد
trustworthiness قابلیت اعتماد
trafficability قابلیت عبور
tolerability قابلیت پذیرش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com