English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
mortality قابلیت دریافت ضایعات
Other Matches
napping waste ضایعات عمل خارزنی [این ضایعات در فرش های دستی بعد از پرداخت و یا در هنگام مقراض کاری بوجود آمده و در فرش های ماشینی پس از خار زدن سطح فرش بوسیله ماشین حاصل می شود.]
interoperability قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
range resolution قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
airmobility قابلیت حمل به وسیله هوارو قابلیت تحرک هوایی
swimming capability قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
flotation قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
serviceability قابلیت استفاده مجدد قابلیت به کار بردن
electromagnetic compatability قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
commensurability قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
accession قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
decrement ضایعات
scrap ضایعات
scrapped ضایعات
spoilage ضایعات
garble ضایعات
scrapping ضایعات
cultch ضایعات
waste product ضایعات
culch ضایعات
wastage ضایعات
scraps ضایعات
ductility قابلیت کشش قابلیت تورق
reflectance قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
casualties تلفات و ضایعات
loss تلفات ضایعات
casualty تلفات و ضایعات
effective damage ضایعات موثر
pug ضایعات غله
wastage ضایعات تضییع
pugs ضایعات غله
battle casualty ضایعات رزمی
damage criteria میزان ضایعات
damage ضایعات رزمی
lint ضایعات پنبه
cotton waste ضایعات پنبه
loss appraisal ضایعات قابل قبول
cotton-waste آشغال و ضایعات پنبه
mass casualties تلفات و ضایعات شدید
loss replacement جایگزینی تلفات و ضایعات
gumma ضایعات دوره سوم سفلیس
casualty agent عامل ایجاد تلفات و ضایعات
loss تلفات جنگی ضایعات رزمی
DSR سیگنال از وسیلهای که آماده دریافت داده است , این سیگنال پس از دریافت سیگنال DTR رخ میدهد
damage assessment تعیین میزان خسارت براورد ضایعات
excess cover treaty قرارداد پوشش بیمهای ضایعات بیشتر
strain hardenability قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
check حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
checks حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
checked حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
acknowledge 1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
acknowledging 1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
acknowledges 1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
cryptoperiod زمان ارسال یا دریافت رمز مدت زمان دریافت رمز
casualty board تابلوی نمودار ضایعات یکان تابلوی تلفات
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
capability قابلیت
capacities قابلیت
qualification قابلیت
credential قابلیت
skill قابلیت
fitness قابلیت
eligibility قابلیت
susceptibility قابلیت
competence قابلیت
solubility قابلیت حل
abilities قابلیت
habilitation قابلیت
competence قابلیت
adaptability قابلیت
contemptibility قابلیت
ability قابلیت
capacity قابلیت
solvability قابلیت حل
delivery دریافت
deliveries دریافت
transmission/reception of messages دریافت
receiving دریافت
comprehensions دریافت
reception دریافت
sentience دریافت
receptions دریافت
comprehension دریافت
collections دریافت
collection دریافت
apprehensions دریافت
discernment دریافت
apprehension دریافت
sensing دریافت
mental perception دریافت
synecdoche هم دریافت
inception دریافت
apperception دریافت
receipt دریافت
receipts دریافت
percipience دریافت
comprehensibility قابلیت درک
moveability قابلیت حرکت
tenability قابلیت نگهداری
comparableness قابلیت مقایسه
controllability قابلیت کنترل
convertibility قابلیت تبدیل
disability عدم قابلیت
disabilities عدم قابلیت
stickability قابلیت مقاومت
motor ability قابلیت حرکت
tenability قابلیت تصرف
expandability قابلیت توسعه
conductibility قابلیت هدایت
computability قابلیت محاسبه
acceptability قابلیت قبول
conceivability قابلیت تصور
suability قابلیت تعقیب
stickability قابلیت محافظت
survivability قابلیت باززیستی
conductivity قابلیت هدایت
swivelling feature قابلیت نوسان
accessibility قابلیت وصول
compressibility قابلیت فشردگی
meltability قابلیت گداختن
stretchability قابلیت بسط
tempering quality قابلیت بهبود
opposability قابلیت تقابل
tensibility قابلیت کشش
tactility قابلیت لمس
navigability قابلیت کشتیرانی
absorbability قابلیت جذب
readability قابلیت خواندن
resilience قابلیت ارتجاع
potability قابلیت حمل
potability قابلیت شرب
appealability قابلیت استیناف
applicability قابلیت اجراء
comparability قابلیت قیاس
approachability قابلیت تقرب
portability قابلیت انتقال
portability قابلیت حمل
portability قابلیت ترابری
attainability قابلیت حصول
adaptability قابلیت انطباق
audibility قابلیت استماع
quench aging property قابلیت بهسازی
punishability قابلیت مجازات
absorbency قابلیت جذب
absorptivity قابلیت جذب
pregnability قابلیت تسخیر
predicability قابلیت اسناد
adaptableness قابلیت توافق
addibility قابلیت افزایش
adhesiveness قابلیت چسبندگی
presentability قابلیت ارائه
preventability قابلیت جلوگیری
adjusability قابلیت تطبیق
adjusability قابلیت تنظیم
visibility قابلیت دید
visibility قابلیت رویت
practicableness قابلیت عبور
alterability قابلیت تغییر
productivity قابلیت تولید
pliability قابلیت خمیدگی
permeability قابلیت تراوایی
combinability قابلیت ترکیب
pourability قابلیت ریزش
capability صلاحیت قابلیت
serviceability قابلیت تعمیر
combustibility قابلیت سوزش
severability قابلیت سواشدن
severability قابلیت تقسیم
combustibility قابلیت اشتعال
combustiblity قابلیت احتراق
solubility قابلیت انحلال
dependable قابلیت اطمینان
combustiblity قابلیت انفجار
combustiblity قابلیت تراکم
communicability قابلیت ارتباط
compactibility قابلیت تراکم
penetrability قابلیت نفوذ
serviceability قابلیت استفاده
brushability قابلیت رنگرزی
calculability قابلیت شمارش
castability قابلیت ریزش
reflectance قابلیت انعکاس
reliableness قابلیت اعتماد
renewability قابلیت تجدید
repeatability قابلیت تکرار
changeableness قابلیت تغییریاتبدیل
reproducibility قابلیت تکثیر
perceptibility قابلیت درک
resectability قابلیت برش
coagulability قابلیت انعقاد
retractility قابلیت انقباض
salability قابلیت فروش
vendibility قابلیت فروش
serializability قابلیت تسلسل
variability قابلیت تنظیم
viability قابلیت دوام
tensility قابلیت کشش
provability قابلیت اثبات
throughput قابلیت عبوردهی
interchangeability قابلیت تبادل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com