English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
livability قابلیت زندگی درچیزی
Other Matches
survivability قابلیت مقاومت در مقابل دشمن توان زندگی
up one's alley <idiom> مهارت درچیزی
blow one's own horn <idiom> شکست درچیزی
interoperability قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
to r.over something درچیزی اندیشه کردن
take part in <idiom> درچیزی شرکت داشتن
plugs بستن درچیزی را گرفتن
plugging بستن درچیزی را گرفتن
plug بستن درچیزی را گرفتن
range resolution قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
airmobility قابلیت حمل به وسیله هوارو قابلیت تحرک هوایی
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
have an eye for <idiom> سلیقه خوبی درچیزی داشتن
throw in one's lot with <idiom> ملحق شدن ،شرکت درچیزی
to have a finger in the pie پادرمیان کاری گذاشتن درچیزی
to p with others in something درچیزی بادیگران شریک شدن
serviceability قابلیت استفاده مجدد قابلیت به کار بردن
swimming capability قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
electromagnetic compatability قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
flotation قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
play it by ear <idiom> تصمیم گیری درچیزی برطبق شرایط
up one's street [British English] , down one's alley [American English] مناسب ذوق وسلیقه [مهارت درچیزی ]
pinhole سوراخی که ازفرو کردن سنجاق درچیزی پدیداید
accession قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
commensurability قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
it is impossible to live there نمیشود در انجا زندگی کرد زندگی
ductility قابلیت کشش قابلیت تورق
reflectance قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
strain hardenability قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
Life is ten percent what happens to you and ninety percent how you respond to it. ده درصد از زندگی، اتفاقاتی است که برایتان می افتد و نود درصد باقی مانده زندگی واکنش شما به این اتفاقات است.
lead a dog's life <idiom> زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
eligibility قابلیت
contemptibility قابلیت
susceptibility قابلیت
fitness قابلیت
solvability قابلیت حل
capacity قابلیت
capability قابلیت
competence قابلیت
competence قابلیت
credential قابلیت
qualification قابلیت
skill قابلیت
capacities قابلیت
solubility قابلیت حل
habilitation قابلیت
abilities قابلیت
adaptability قابلیت
ability قابلیت
habitancy زندگی
habitance زندگی
vivification زندگی
vita زندگی
lives of great men زندگی
wile a در زندگی
togetherness زندگی با هم
eau de vie اب زندگی
existences زندگی
lives زندگی
lifelines خط زندگی
lifeline خط زندگی
existence زندگی
living زندگی
life زندگی
brushability قابلیت رنگرزی
combinability قابلیت ترکیب
expansibility قابلیت انبساط
calculability قابلیت شمارش
expandability قابلیت توسعه
expandability قابلیت انبساط
coagulability قابلیت انعقاد
excitability قابلیت تحریک
exchangeability قابلیت معاوضه
castability قابلیت ریزش
pourability قابلیت ریزش
changeableness قابلیت تغییریاتبدیل
explosiveness قابلیت انفجار
forgeability قابلیت اهنگری
dependability قابلیت اعتماد
fordability قابلیت عبور
flexility قابلیت تغییر
flammability قابلیت اشتعال
fissility قابلیت انشقاق
alterability قابلیت تغییر
appealability قابلیت استیناف
applicability قابلیت اجراء
approachability قابلیت تقرب
attainability قابلیت حصول
extensibility قابلیت کشش
audibility قابلیت استماع
extensibility قابلیت تمدید
erodibility قابلیت فرسایش
combustibility قابلیت سوزش
vendibility قابلیت فروش
combustibility قابلیت اشتعال
culpability قابلیت مجازات
corruptibility قابلیت فساد
convertibility قابلیت تبدیل
comprehensibility قابلیت درک
compressibility قابلیت فشردگی
computability قابلیت محاسبه
conceivability قابلیت تصور
conversableness قابلیت معاشرت
conductibility قابلیت هدایت
fermentability قابلیت تخمیر
controllability قابلیت کنترل
conductivity قابلیت هدایت
comparableness قابلیت مقایسه
dependability قابلیت اطمینان
destructibility قابلیت انهدام
erectility قابلیت نعوظ
emissivity قابلیت انتشار
emissivity قابلیت نشر
combustiblity قابلیت احتراق
combustiblity قابلیت انفجار
edibility قابلیت خوردن
combustiblity قابلیت تراکم
communicability قابلیت ارتباط
divisibility قابلیت تقسیم
distensibility قابلیت انبساط
dissolubility قابلیت انحلال
compactibility قابلیت تراکم
dis qualified فاقد قابلیت
digestibility قابلیت هضم
tensility قابلیت کشش
opposability قابلیت تقابل
stickability قابلیت مقاومت
penetrability قابلیت نفوذ
perceptibility قابلیت درک
permeability قابلیت تراوایی
solubility قابلیت انحلال
pliability قابلیت خمیدگی
portability قابلیت ترابری
stickability قابلیت محافظت
stretchability قابلیت بسط
navigability قابلیت کشتیرانی
tensibility قابلیت کشش
tactility قابلیت لمس
meltability قابلیت گداختن
swivelling feature قابلیت نوسان
survivability قابلیت باززیستی
suability قابلیت تعقیب
portability قابلیت حمل
motor ability قابلیت حرکت
moveability قابلیت حرکت
portability قابلیت انتقال
reflectance قابلیت انعکاس
serviceability قابلیت تعمیر
serviceability قابلیت استفاده
serializability قابلیت تسلسل
reliableness قابلیت اعتماد
renewability قابلیت تجدید
repeatability قابلیت تکرار
reproducibility قابلیت تکثیر
resectability قابلیت برش
readability قابلیت خواندن
severability قابلیت سواشدن
quench aging property قابلیت بهسازی
potability قابلیت شرب
potability قابلیت حمل
practicableness قابلیت عبور
predicability قابلیت اسناد
pregnability قابلیت تسخیر
presentability قابلیت ارائه
preventability قابلیت جلوگیری
severability قابلیت تقسیم
punishability قابلیت مجازات
retractility قابلیت انقباض
maneuverability قابلیت مانور
wettability قابلیت خیسی
ignitability قابلیت احتراق
ignitibility قابلیت احتراق
imitability قابلیت تقلید
versatility قابلیت تغییر
imputability قابلیت اسناد
veniality قابلیت اغماض
inaptly با عدم قابلیت
usability قابلیت استفاده
ignitability قابلیت اشتعال
vibratility : قابلیت ارتعاش
hardenability قابلیت سختی
fungibility قابلیت تعویض
fusibility قابلیت ذوب
fusibility قابلیت گداز
weldability قابلیت جوشکاری
ground visibility قابلیت دیدزمینی
habitability قابلیت سکنی
habitableness قابلیت سکونت
volatileness قابلیت تبخیر
inflammability قابلیت اشتعال
inheritability قابلیت توارث
trannlatability قابلیت ترجمه
trafficability قابلیت عبور
tolerability قابلیت پذیرش
tenability قابلیت نگهداری
tenability قابلیت تصرف
tempering quality قابلیت بهبود
machinability قابلیت تراش
magnetic susceptibility قابلیت مغناطیسی
malleability قابلیت انعطاف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com