Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
weatherability
قابلیت هوا خوری
Other Matches
gullibility
گول خوری فریب خوری
interoperability
قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
range resolution
قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
airmobility
قابلیت حمل به وسیله هوارو قابلیت تحرک هوایی
elasticity
خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
serviceability
قابلیت استفاده مجدد قابلیت به کار بردن
electromagnetic compatability
قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
flotation
قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
swimming capability
قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
accession
قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
commensurability
قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
ductility
قابلیت کشش قابلیت تورق
reflectance
قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
strain hardenability
قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
voraciousness
پر خوری
geophagism
گل خوری
gastronomy
پر خوری
porringer
کاسه اش خوری
gutting
احشاء پر خوری
guts
احشاء پر خوری
fidgets
لول خوری
fidgeting
لول خوری
gut
احشاء پر خوری
swirls
چرخ خوری
fidgeted
لول خوری
fidget
لول خوری
swirling
چرخ خوری
slop
اشغال خوری
soakage
خیس خوری
swirled
چرخ خوری
swirl
چرخ خوری
slopping
اشغال خوری
slopped
اشغال خوری
lap n
بازبان خوری
flunkeyism
جیفه خوری
eleemosynary
صدقه خوری
drinking was his ruin
نوشابه خوری
malleation
چکش خوری
milk jug
شیر خوری
ichthyophagy
ماهی خوری
fruitarianism
میوه خوری
geophagism
خاک خوری
gorging
پر خوری کردن
gorged
پر خوری کردن
geophagy
خاک خوری
gorge
پر خوری کردن
weldabikity
جوش خوری
weldability
جوش خوری
gorges
پر خوری کردن
tea set
سرویس چای خوری
tureen
فرف سوپ خوری
demitasse
فنجان قهوه خوری
sinecures
مفت خوری وولگردی
tureen
قدح سوپ خوری
tureens
قدح سوپ خوری
tureens
فرف سوپ خوری
tea sets
سرویس چای خوری
broadside messing
ناهار خوری گروهی
cafeteria messing
ناهار خوری همگانی
airing
هوا خوری بادبان
refectories
سالن ناهار خوری
dining rooms
اطاق ناهار خوری
dining room
اطاق ناهار خوری
sauce-boats
فرف چاشنی خوری
sauce-boats
فزف سوس خوری
sauce-boat
فرف چاشنی خوری
sauce-boat
فزف سوس خوری
geophagy
گل خوری زمین خواری
sauce boat
فزف سوس خوری
teaspoons
قاشق چای خوری
teaspoon
قاشق چای خوری
tea spoon
قاشق چای خوری
tea services
سرویس چای خوری
tea service
سرویس چای خوری
sauce boat
فرف چاشنی خوری
sinecure
مفت خوری وولگردی
salle a manger
اطاق ناهار خوری
serviceability
بکار خوری بدردخوری
teapoy
میز چای خوری
table spoon
قاشق سوپ خوری
tea cup
فنجان چای خوری
tepoy
میز چای خوری
wineglasful
گیلاس شراب خوری
glad-rags
لباس پلو خوری
refectory
سالن ناهار خوری
omophagia
گوشت خام خوری
malty
خو گرفته به ابجو خوری
nephalism
پرهیز از نوشابه خوری
lucubration
دود چراغ خوری
soak
عمل خیساندن خیس خوری
sycophancy
مفت خوری کاسه لیسی
teabowl
فنجان چای خوری بی دسته
gormand
خوش سلیقگی در خوراک پر خوری
teaspoonfuls
بقدر یک قاشق چای خوری
to be the anvil or the hammer
یا تو سر می زنی یا تو سر می خوری
[در زندگی]
.
[از گوته]
it a day
روزی یک فنجان چای خوری
dinette
اطاق کوچک ناهار خوری
soaks
عمل خیساندن خیس خوری
tablespoonfuls
بقدر یک قاشق سوپ خوری
teaspoonsful
بقدر یک قاشق چای خوری
tablespoonful
بقدر یک قاشق سوپ خوری
teaspoonful
بقدر یک قاشق چای خوری
tablespoonsful
بقدر یک قاشق سوپ خوری
scollop
فرف صدف خوری یاصدف پزی
mess hall
سالن غذا خوری سرباز خانه
crapulent
وابسته به هرزه خوری و زیاده روی
tap room
جایگاه نوشابه فروشی ونوشابه خوری
mazer
جام مشروب خوری چوبی بزرگ
stein
لیوان دسته دار ابجو خوری
high chair
صندلی پایه بلند غذا خوری بچه
high chairs
صندلی پایه بلند غذا خوری بچه
he swore off drinking
سوگند خوردکه از نوشابه خوری دست بکشد
soakage
مقدار مایع جذب شده بوسیله خیس خوری
to idulge oneself in drinking
بنوشابه خوری افتادن خودرا بباده نوشی سپردن تسلیم خوی میگساری شدن
bum
ادم مفت خور یا ولگرد ولگردی یا مفت خوری کردن بحد افراط مشروب نوشیدن
bumming
ادم مفت خور یا ولگرد ولگردی یا مفت خوری کردن بحد افراط مشروب نوشیدن
bummed
ادم مفت خور یا ولگرد ولگردی یا مفت خوری کردن بحد افراط مشروب نوشیدن
bums
ادم مفت خور یا ولگرد ولگردی یا مفت خوری کردن بحد افراط مشروب نوشیدن
skill
قابلیت
qualification
قابلیت
contemptibility
قابلیت
credential
قابلیت
competence
قابلیت
solubility
قابلیت حل
habilitation
قابلیت
solvability
قابلیت حل
ability
قابلیت
fitness
قابلیت
capability
قابلیت
eligibility
قابلیت
capacities
قابلیت
capacity
قابلیت
susceptibility
قابلیت
adaptability
قابلیت
competence
قابلیت
abilities
قابلیت
serviceability
قابلیت استفاده
serviceability
قابلیت تعمیر
elasticity
قابلیت ارتجاع
severability
قابلیت تقسیم
severability
قابلیت سواشدن
reliableness
قابلیت اعتماد
disabilities
عدم قابلیت
renewability
قابلیت تجدید
repeatability
قابلیت تکرار
reproducibility
قابلیت تکثیر
retractility
قابلیت انقباض
salability
قابلیت فروش
vendibility
قابلیت فروش
disability
عدم قابلیت
serializability
قابلیت تسلسل
elasticity
قابلیت ارتجاعی
efficiency
قابلیت کاردانی
usefulness
قابلیت استفاده
tensility
قابلیت کشش
tensibility
قابلیت کشش
disqualifications
سلب قابلیت
susceptibility
قابلیت حساسسیت
tactility
قابلیت لمس
confidentiality
قابلیت اعتماد
swivelling feature
قابلیت نوسان
survivability
قابلیت باززیستی
suability
قابلیت تعقیب
stickability
قابلیت محافظت
stickability
قابلیت مقاومت
conviviality
قابلیت امیزش
stretchability
قابلیت بسط
solubility
قابلیت انحلال
disqualification
سلب قابلیت
reflectance
قابلیت انعکاس
inflammability
قابلیت اشتعال
maneuverability
قابلیت مانور
dependable
قابلیت اطمینان
meltability
قابلیت گداختن
resectability
قابلیت برش
variability
قابلیت تنظیم
corruptibility
قابلیت فساد
motor ability
قابلیت حرکت
moveability
قابلیت حرکت
manageability
قابلیت اداره
capability
صلاحیت قابلیت
malleability
قابلیت انعطاف
inheritability
قابلیت توارث
intelligibility
قابلیت فهم
interchangeability
قابلیت تبادل
interchangeability
قابلیت تعویض
interpretability
قابلیت تفسیر
interpretability
قابلیت توجیه
machinability
قابلیت تراش
magnetic susceptibility
قابلیت مغناطیسی
navigability
قابلیت کشتیرانی
accessibility
قابلیت وصول
practicableness
قابلیت عبور
predicability
قابلیت اسناد
pregnability
قابلیت تسخیر
presentability
قابلیت ارائه
preventability
قابلیت جلوگیری
punishability
قابلیت مجازات
quench aging property
قابلیت بهسازی
acceptability
قابلیت قبول
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com