English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
pregnable قابل ابستنی
Other Matches
pregnancy ابستنی
gravidity ابستنی
gestation ابستنی
conceptions ابستنی
eclampsia غش ابستنی
interesting condition ابستنی
contraceptives ضد ابستنی
contraceptive ضد ابستنی
pregnancies ابستنی
conception ابستنی
pseudopregnancy شبه ابستنی
contraception جلوگیری از ابستنی
birth control جلوگیری از ابستنی
pseudocyesis ابستنی کاذب
pseudopregnancy ابستنی کاذب
eclampsia تشنج ابستنی
contraceptive وسیله جلوگیری از ابستنی
superfetation ابستنی دردوره بارداری
contraceptives وسیله جلوگیری از ابستنی
clonal وابسته به تولید مثل یا ابستنی غیر جنسی
venire facias tot matrons دستور تشکیل هیات منصفهای از زنان برای زنی که مدعی ابستنی است
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
changeable قابل تعویض قابل تبدیل
presentable قابل نمایش قابل تقدیم
bilable قابل رهایی قابل ضمانت
presentable قابل معرفی قابل ارائه
tenable قابل مدافعه قابل تصرف
thankworthy قابل تشکر قابل شکر
transferable قابل واگذاری قابل انتقال
sensible قابل درک قابل رویت
presumable قابل استنباط قابل استفاده
flexile قابل تغییر قابل تطبیق
observable قابل مشاهده قابل گفتن
adducible قابل اضهار قابل ارائه
combustible قابل سوزش قابل تراکم
elastic قابل کش امدن قابل انعطاف
achievable قابل وصول قابل تفریق
exigible قابل مطالبه قابل پرداخت
exigible قابل تقاضا قابل ادعا
capacity حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacities حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
visual display unit ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display terminal ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
irrefrangible غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
floatable قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
indiscoverable غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
indemonstrable غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
inconvertible غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
inexplicably بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
vendable قابل فروش جنس قابل فروش
vendible قابل فروش جنس قابل فروش
cleavable قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
air transportable sonar سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
sensible قابل حس
qualified قابل
incapable نا قابل
ablest قابل
apt قابل
soluble قابل حل
capable قابل
dissoluble قابل حل
acceptor قابل
good قابل
abler قابل
solvable قابل حل
thorough paced قابل
able قابل
attributable قابل اسناد
soundable قابل ایجادصوت
spareable قابل امساک
audible قابل شنوایی
variant قابل تغییر
admirable <adj.> قابل تحسین
audible قابل شنیدن
reasonable قابل قبول
seeable قابل دید
suable قابل پیگرد
statutable قابل تقنین
sustainable قابل تحمل
profitable قابل استفاده
viable قابل دوام
perceptible قابل درک
practicable قابل اجرا
seaworthy قابل دریانوردی
combustible قابل احتراق
sellable قابل فروش
verifiable قابل رسیدگی
negligible قابل اغماض
negligible قابل فراموشی
registered قابل اهمیت
shippable قابل ارسال
soiothfast قابل اعتماد
soluble oil روغن قابل حل
advisable قابل توصیه
analogous قابل قیاس
analogous قابل مقایسه
detachable قابل تجزیه
detachable قابل تفکیک
admirable <adj.> قابل پسند
combustible قابل اشتعال
verifiable قابل بازبینی
amerceable قابل جریمه
replaceable قابل تعویض
accomplishable قابل اجرا
acclimatable قابل اعتیاد
acclamable قابل تحسین
substitutable قابل تعویض
acceptance limit حد قابل قبول
absorbable قابل جذب
absolvable قابل عفو
representable قابل عرضه
abrogable قابل نسخ
abrogable قابل الغاء
abatable قابل تخفیف
reputable قابل اطمینان
reputable قابل شهرت
reproachable قابل توبیخ
repeatable قابل تکرار
aceptive قابل قبول
acquirable قابل حصول
amendable قابل اصلاح
ameliorable قابل اصلاح
alterable قابل تغییر
remediable قابل علاج
alienable قابل انتقال
remissible قابل اغماض
removable قابل رفع
removable قابل انتقال
affimable قابل تصدیق
admittable قابل تصدیق
admittable قابل قبول
removable قابل عزل
adducible قابل استدلال
renderable قابل ارائه
rentable قابل اجاره
repairable قابل جبران
explosive قابل انفجار
reproducible قابل تکثیر
adjustable قابل تطبیق
adjustable قابل تنظیم
sailable قابل هوابری
analog شی قابل قیاس
identifiable قابل شناسایی
salvageable قابل نجات
satiable قابل اشباع
predictably قابل پیشگویی
predictable قابل پیشگویی
decipherable قابل استخراج
scrutable قابل کشف
scrutable قابل درک
navigable قابل کشتیرانی
arable قابل کشتکاری
sailable قابل کشتیرانی
revokable قابل فسخ
revocable قابل رجوع
reprouducible قابل تولیدیاتناسل
resistible قابل مقاومت
practicals قابل استفاده
practical <adj.> قابل استفاده
respirable قابل تنفس
allowable قابل استفاده
allowable قابل قبول
restorable قابل اعاده
returnable قابل برگشت
pliable قابل انعطاف
revealable قابل مکاشفه
revocable قابل فسخ
revocable قابل برگشت
searchable قابل جستجو
newsworthy قابل انتشار
plausible قابل استماع
warrantable قابل گواهی
liable قابل اطمینان
accountable قابل توضیح
recoverable قابل وصول
procurable قابل حصول
obtainable قابل حصول
acceptable قابل پذیرش
acceptable قابل قبول
passable قابل عبور
passable قابل قبول
believable قابل قبول
arguably قابل بحث
arguable قابل بحث
amenable قابل جوابگویی
changeable قابل تغییر
voidable <adj.> قابل ابطال
opens قابل بحث
opened قابل بحث
open قابل بحث
extendable قابل تعمیم
extendable قابل تمدید
divisible قابل تقسیم
considerable قابل توجه
voidable <adj.> قابل لغو
voidable <adj.> قابل فسخ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com