English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
unifiable قابل اتحاد
Other Matches
solidarity اتحاد
injunction اتحاد
alliances اتحاد
conferderation اتحاد
alliance اتحاد
confederations اتحاد
unity اتحاد
union اتحاد
identities اتحاد
togetherness اتحاد
identity اتحاد
accretion اتحاد
unions اتحاد
incorporation اتحاد
consolidation اتحاد
federative اتحاد
integrity اتحاد
league اتحاد
leagues اتحاد
confederation اتحاد
federal اتحاد
injunctions اتحاد
ties اتحاد وابستگی
confederacy اتحاد پیوند
tie اتحاد وابستگی
defensive league اتحاد دفاعی
unitive موجد اتحاد
consolidation ترکیب اتحاد
syneresis اتحاد دو حرف
diphthongs اتحاد دو صوت
unison اتحاد اتفاق
diphthong اتحاد دو صوت
association معاشرت اتحاد
associations معاشرت اتحاد
confederacies اتحاد پیوند
unions اتحاد سازش
coalition اتحاد موقتی
mathematical identity اتحاد ریاضی
monetary convention اتحاد ارزی
monetary convention اتحاد پولی
military convention اتحاد نظامی
marriages یگانگی اتحاد
marriage یگانگی اتحاد
coalitions اتحاد موقتی
sodality اتحاد یگانگی
union اتحاد واتفاق
unions اتحاد اتحادیه
unions اتحاد واتفاق
disunity عدم اتحاد
Soviet Union اتحاد شوروی
union اتحاد سازش
union اتحاد اتحادیه
bands دستهء موسیقی اتحاد
pentarchy اتحاد پنج حکومت
synoeky اتحاد واتفاق الحاق
triumvir عضو اتحاد سه گانه
unionists هواخواه اتحاد و یگانگی
unionist هواخواه اتحاد و یگانگی
spirit de corps روح یگانگی و اتحاد
league اتحاد متحد کردن
synoecy اتحاد واتفاق الحاق
band دستهء موسیقی اتحاد
leagues اتحاد متحد کردن
solidarity بهم پیوستگی [اتحاد]
misalliance اتحاد وائتلاف نامناسب
slurring خط اتحاد لکه ننگ
slur خط اتحاد لکه ننگ
slurred خط اتحاد لکه ننگ
slurs خط اتحاد لکه ننگ
pentarchy اتحاد پنج نیرو یاپنج حس
post union اتحاد پستی بین المللی
pan americanism طرفداری از اتحاد کشورهای امریکایی
Soviet هیئت حاکمه اتحاد جماهیرشوروی
Soviets هیئت حاکمه اتحاد جماهیرشوروی
misjoinder اتحاد ناصحیح وتبانی اصحاب دعوی
blocked اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
integration یکپارچگی اتحاد عناصر مختلف اجتماع
block اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
blocks اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
bloc جعبه قرقره اتحاد دو یاچند دسته بمنظورخاصی
blocs جعبه قرقره اتحاد دو یاچند دسته بمنظورخاصی
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
coalition مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
coalitions مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
thankworthy قابل تشکر قابل شکر
presentable قابل معرفی قابل ارائه
transferable قابل واگذاری قابل انتقال
adducible قابل اضهار قابل ارائه
tenable قابل مدافعه قابل تصرف
flexile قابل تغییر قابل تطبیق
presentable قابل نمایش قابل تقدیم
observable قابل مشاهده قابل گفتن
bilable قابل رهایی قابل ضمانت
elastic قابل کش امدن قابل انعطاف
exigible قابل مطالبه قابل پرداخت
sensible قابل درک قابل رویت
exigible قابل تقاضا قابل ادعا
changeable قابل تعویض قابل تبدیل
combustible قابل سوزش قابل تراکم
presumable قابل استنباط قابل استفاده
achievable قابل وصول قابل تفریق
capacities حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
visual display terminal ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display unit ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
irrefrangible غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
indiscoverable غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
floatable قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
inconvertible غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
indemonstrable غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
inexplicably بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
vendible قابل فروش جنس قابل فروش
vendable قابل فروش جنس قابل فروش
cleavable قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
air transportable sonar سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
thorough paced قابل
good قابل
qualified قابل
able قابل
sensible قابل حس
abler قابل
solvable قابل حل
capable قابل
ablest قابل
dissoluble قابل حل
apt قابل
acceptor قابل
incapable نا قابل
soluble قابل حل
shippable قابل ارسال
predictable قابل پیشگویی
identifiable قابل شناسایی
sellable قابل فروش
adjustable قابل تطبیق
predictably قابل پیشگویی
adjustable قابل تنظیم
handy <adj.> قابل استفاده
arguably قابل بحث
believable قابل قبول
passable قابل قبول
passable قابل عبور
soluble oil روغن قابل حل
attributable قابل اسناد
practicable قابل اجرا
sustainable قابل تحمل
admirable <adj.> قابل تحسین
admirable <adj.> قابل پسند
soundable قابل ایجادصوت
acceptable قابل قبول
spareable قابل امساک
arguable قابل بحث
navigable قابل کشتیرانی
arable قابل کشتکاری
mobile قابل حرکت
soiothfast قابل اعتماد
audible قابل شنوایی
mobile قابل تحرک
viable قابل دوام
mobiles قابل حرکت
perceptible قابل درک
mobiles قابل تحرک
transferable قابل ورابری
transferable قابل انتقال
resistible قابل مقاومت
intelligible قابل درک
acclimatable قابل اعتیاد
acclamable قابل تحسین
acceptance limit حد قابل قبول
revokable قابل فسخ
absorbable قابل جذب
absolvable قابل عفو
abrogable قابل نسخ
abrogable قابل الغاء
comprehensible قابل درک
vulnerable قابل حمله
objectionable قابل اعتراض
accomplishable قابل اجرا
revocable قابل رجوع
respirable قابل تنفس
affimable قابل تصدیق
admittable قابل تصدیق
admittable قابل قبول
restorable قابل اعاده
returnable قابل برگشت
adducible قابل استدلال
revealable قابل مکاشفه
revocable قابل فسخ
revocable قابل برگشت
acquirable قابل حصول
aceptive قابل قبول
abatable قابل تخفیف
reputable قابل اطمینان
reputable قابل شهرت
practical <adj.> قابل استفاده
handiest قابل استفاده
profitable قابل استفاده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com