English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English Persian
pracitcable قابل اجرا صورت پذیر
Other Matches
makeable <adj.> اجرا پذیر
workable <adj.> اجرا پذیر
practicable <adj.> اجرا پذیر
feasible <adj.> اجرا پذیر
executable <adj.> اجرا پذیر
achievable <adj.> اجرا پذیر
executable اجرا پذیر
makable <adj.> اجرا پذیر
contrivable <adj.> اجرا پذیر
makable [spv. makeable] <adj.> اجرا پذیر
manageable <adj.> اجرا پذیر
doable <adj.> اجرا پذیر
possible [doable, feasible] <adj.> اجرا پذیر
executable statement حکم اجرا پذیر
printers وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
escrow سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
workable <adj.> صورت پذیر
makable <adj.> صورت پذیر
executable <adj.> صورت پذیر
contrivable <adj.> صورت پذیر
doable <adj.> صورت پذیر
feasible <adj.> صورت پذیر
practicable <adj.> صورت پذیر
makable [spv. makeable] <adj.> صورت پذیر
makeable <adj.> صورت پذیر
manageable <adj.> صورت پذیر
possible [doable, feasible] <adj.> صورت پذیر
achievable <adj.> صورت پذیر
electronically programmable برنامه پذیر به صورت الکترونیکی
practicable صورت پذیر عبور کردنی
miscible قابل اختلاط حل پذیر
filtrable قابل پالایش تصفیه پذیر
hereditable قابل توارث وارثت پذیر
filterable قابل پالایش تصفیه پذیر
commutable دگرگونی پذیر قابل تبدیل
divisible قابل قسمت بخش پذیر
ductile قابل انبساط شکل پذیر
propitiable قابل تسکین استمالت پذیر
pardoable امرزش پذیر قابل بخشش
dependable قابل اعتماد توکل پذیر
executable قابل اجرا
workable <adj.> قابل اجرا
achievable <adj.> قابل اجرا
practicable قابل اجرا
possible [doable, feasible] <adj.> قابل اجرا
contrivable <adj.> قابل اجرا
makeable <adj.> قابل اجرا
makable [spv. makeable] <adj.> قابل اجرا
practicable <adj.> قابل اجرا
feasible <adj.> قابل اجرا
executable <adj.> قابل اجرا
utilitarian [useful] <adj.> قابل اجرا
doable <adj.> قابل اجرا
executory قابل اجرا
useful <adj.> قابل اجرا
utilisable [British] <adj.> قابل اجرا
accomplishable قابل اجرا
effective قابل اجرا
proper <adj.> قابل اجرا
utilizable <adj.> قابل اجرا
manageable <adj.> قابل اجرا
practical <adj.> قابل اجرا
functional <adj.> قابل اجرا
convenient <adj.> قابل اجرا
appropriate [for an occasion] <adj.> قابل اجرا
purpose-built <adj.> قابل اجرا
usable <adj.> قابل اجرا
suitable <adj.> قابل اجرا
purposive <adj.> قابل اجرا
purposeful <adj.> قابل اجرا
makable <adj.> قابل اجرا
enforcible قابل اجرا
applicable <adj.> قابل اجرا
enforceable قابل اجرا
inelastic غیر قابل انعطاف تغییر نا پذیر
reproducible قابل تولید مجدد تجدید پذیر
fixes برنامه کامپیوتری که تغییر نمیکند و به صورت خودکار اجرا میشود
notify handler مجموعه دستورات که در صورت دریافت پیام مهم اجرا می شوند
fix برنامه کامپیوتری که تغییر نمیکند و به صورت خودکار اجرا میشود
to come into operation قابل اجرا شدن
to take effect قابل اجرا شدن
to inure قابل اجرا شدن
facile باسانی قابل اجرا
come to effect قابل اجرا شدن
applicable law قانون قابل اجرا
to go into effect قابل اجرا شدن
inapplicable غیر قابل اجرا
inexecutable <adj.> غیر قابل اجرا
unfeasible <adj.> غیر قابل اجرا
impracticable <adj.> غیر قابل اجرا
post obit قابل اجرا پس از مرگ
unenforceable غیر قابل اجرا
efective موثر قابل اجرا
applies قابل اجرا بودن
applying قابل اجرا بودن
executable form شکل قابل اجرا
executable form فرم قابل اجرا
come into operation قابل اجرا شدن
inexecutable غیر قابل اجرا
apply قابل اجرا بودن
transpirable قابل ترشح فاش شدنی رخنه پذیر
bondable قابل تبدیل به اوراق قرضه وثیقه پذیر
subdividable قابل تقسیم بچند بخش بخشیزه پذیر
binds به صورتی که قابل اجرا باشد
bind به صورتی که قابل اجرا باشد
inapplicable غیر قابل اجرا نامناسب
while loop دستورات برنامه شرطی که در صورت درست بودن یک شرط, یک قطعه را اجرا میکند
to enter into force as from قابل اجرا [قانونی] شدن از زمان
N.A مخفف به معنای غیر قابل اجرا
binders را را به خرمی که قابل اجرا باشد تبدیل میکند
aix ی از UNIX محصول IBM قابل اجرا در PCهایش
machine که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
irreversible process پردازش که پس از یک بار اجرا قابل برگشت نیست
machines که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
binder را را به خرمی که قابل اجرا باشد تبدیل میکند
machined که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
logs مجموعهای از دستورات دستهای که به صورت خودکار اجرا می شوند وقتی که به شبکه وصل یا وارد می شوید
log مجموعهای از دستورات دستهای که به صورت خودکار اجرا می شوند وقتی که به شبکه وصل یا وارد می شوید
object language programming برنامه نویسی به یک زبان ماشین قابل اجرا در یک کامپیوتر بخصوص
pass صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
reprogram تغییردادن برنامه به طوری که روی کامپیوتردیگری قابل اجرا باشد
passed صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
portable برنامهای که روی سیستمهای کامپیوتری مختلف قابل اجرا است
passes صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
overlays نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
overlaying نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
overlay نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
air portable قابل حمل به صورت محمول هوایی
pocket judgment سنددینی که بلافاصله پس ازسررسید بدون هیچ تشریفاتی قابل وصول و اجرا است
chaining به این ترتیب برنامههای بزرگتر فرفیت حافظه نیز قابل اجرا هستند
run duration کتابخانه توابع که توسط برنامه کاربردی در حین اجرا قابل دستیابی است
Taligent سیستم عامل ساخت IBM وApple که درPC وMacintosh قابل اجرا است
decision دستوربرنامه نویسی شرطی که کنترل را با به همراه داشتن آدرس دستور بعدی که در صورت شرایط ی اجرا میشود مستقیماگ انجام میدهد
decisions دستوربرنامه نویسی شرطی که کنترل را با به همراه داشتن آدرس دستور بعدی که در صورت شرایط ی اجرا میشود مستقیماگ انجام میدهد
presumptive instruction دستور برنامه تغییر نکرده که پردازش میشود تا دستورات قابل اجرا را بدست آورد
overlaying بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlay بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlays بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
loads برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
load برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
terminate and stay resident program برنامهای که در حافظه اصلی خود را بار میکند و در صورت دریافت آنرا اجرا میکند
machined زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machine زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machines زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
dedicated کامپیوتری که فقط مخصوص پردازش لغات است و برنامه دیگری روی آن قابل اجرا نیست
viruses امکان نرم افزاری که فایلهای قابل اجرا را بررسی میکند تا ببینند آیا ویروس شناخته شدهای
virus امکان نرم افزاری که فایلهای قابل اجرا را بررسی میکند تا ببینند آیا ویروس شناخته شدهای
device روش برنامه نویسی که نتیجه آن برنامهای خواهد بود که به هر سخت افزار جانبی قابل اجرا است
devices روش برنامه نویسی که نتیجه آن برنامهای خواهد بود که به هر سخت افزار جانبی قابل اجرا است
appliance computer سیستم کامپیوتری آماده اجرا که خریداری میشود و به سرعت برای یک منظور کاربردی قابل استفاده است
What You See Is All You Get برنامهای که خروجی صفحه نمایش آن به صورت دیگر قابل چاپ نباشد.
ciphers سیستم ارسال پیام به صورت غیر قابل خواندن با کلید رمز
cipher سیستم ارسال پیام به صورت غیر قابل خواندن با کلید رمز
visualization تبدیل اعداد یا داده به صورت گرافیکی که راحت تر قابل فهم باشد
cyphers سیستم ارسال پیام به صورت غیر قابل خواندن با کلید رمز
ScriptX ابزار نشر و امکاناتی که امکان نوشتن برنامههای کاربردی چند رسانهای میدهد که در محیطهای مختلف قابل اجرا
inventory از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
byte ارسال بایتهای داده پیاپی بیتهایی که به صورت سریال یا موازی قابل ارسالند
bytes ارسال بایتهای داده پیاپی بیتهایی که به صورت سریال یا موازی قابل ارسالند
tests عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند
tested عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند
test عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند
card فرمی که حاوی تخته اصلی است که روی آن تختههای حلقوی چاپ شده قابل نصب هستند تا یک سیستم انعط اف پذیر ایجاد شود
cards فرمی که حاوی تخته اصلی است که روی آن تختههای حلقوی چاپ شده قابل نصب هستند تا یک سیستم انعط اف پذیر ایجاد شود
segments تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
segment تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
postscript زبان استاندارد شرح صفحه ساخت Adobe Systems. حاوی نوع نوشتاری انعط اف پذیر و قابل تغییر است و در چاپگرهای لیزری دیده میشود
postscripts زبان استاندارد شرح صفحه ساخت Adobe Systems. حاوی نوع نوشتاری انعط اف پذیر و قابل تغییر است و در چاپگرهای لیزری دیده میشود
compile تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است
compiled تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است
compiles تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است
compiling تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است
universal نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
partition تقسیم دیسک سخت به دو یا چند درایو منط قی که به صورت درایوهای جداگانه قابل دستیابی اند
partitions تقسیم دیسک سخت به دو یا چند درایو منط قی که به صورت درایوهای جداگانه قابل دستیابی اند
exhaustable resources منابع پایان پذیر منابع طبیعی که میزان عرضه انها ثابت بوده و قابل جایگزینی نمیباشدمانند نفت سنگ اهن
bombed یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bombs یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bombed out یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bomb یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
shapable شکل پذیر قابل شکل گیری
plastic تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
dynamic اختصاص دادن حافظه به یک برنامه در صورت نیاز به جای اختصاص دادن بلاکهایی پیش از اجرا
dynamically اختصاص دادن حافظه به یک برنامه در صورت نیاز به جای اختصاص دادن بلاکهایی پیش از اجرا
non dedicated server کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را در پس زمینه اجرا میکند و نیز برای اجرای برنامههای کاربردی نرمال در همان زمان قابل استفاده است
programmable read only memory حافظه برنامه پذیر فقط خواندنی حافظه تنها خواندنی برنامه پذیر حافظه فقط خواندنی قابل برنامه ریزی
commoners داده یا دستور برنامه به صورت استاندارد که توسط سایر پردازنده ها یا کامپیوتر هاو مفسر ها قابل فهم است
common داده یا دستور برنامه به صورت استاندارد که توسط سایر پردازنده ها یا کامپیوتر هاو مفسر ها قابل فهم است
critical raynold's number عددی رینولدی که در ان تغییرات قابل توجهی از قبیل تبدیل جریان اشفته یا کاهش ناگهانی پسا صورت میگیرد
commonest داده یا دستور برنامه به صورت استاندارد که توسط سایر پردازنده ها یا کامپیوتر هاو مفسر ها قابل فهم است
background program برنامهای که به هنگام عدم نیازمندیهای برنامههای باتقدم بالا به امکانات سیستم کامپیوتری چند برنامهای قابل اجرا میباشد
executive agreement موافقتنامه اجرایی موافقتنامه قابل اجرا
pan حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pans حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pan- حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
winchester disk دیسک سخت با فرفیت بالا و فشرده که به صورت توکار در سیستم کامپیوتری وجود دارد و قابل حذف شدن نیست
inferable قابل استنتاج استنتاج پذیر
inferrible قابل استنتاج استنتاج پذیر
conventional RAM این فضای حافظه مستقیماگ توسط DOS-MS قابل کنترل است و محلی است که بیشتر برنامههای بار شده برای اجرا آنجا هستند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com