English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (20 milliseconds)
English Persian
ascendable قابل بالا رفتن از
ascendible قابل بالا رفتن از
Search result with all words
climable قابل بالا رفتن
Other Matches
ascendance بالا رفتن
aspiring بالا رفتن
soar بالا رفتن
Mts بالا رفتن
soared بالا رفتن
soars بالا رفتن
Mt بالا رفتن
aspire بالا رفتن
upwards <adv.> به بالا [رفتن]
aspires بالا رفتن
aspired بالا رفتن
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
remounted دوباره بالا رفتن
skips بالا وپایین رفتن
remount دوباره بالا رفتن
skipped بالا وپایین رفتن
sewsaw بالا و پائین رفتن
remounting دوباره بالا رفتن
fire raising بالا رفتن اتش
skip بالا وپایین رفتن
remounts دوباره بالا رفتن
fire-raising بالا رفتن اتش
casual uplift بالا رفتن موقتی
teetered بالا وپایین رفتن
pole climbing از تیر بالا رفتن
teetering بالا وپایین رفتن
teeters بالا وپایین رفتن
to increase [to, by] بالا رفتن [به مقدار]
upwell بطرف بالا رفتن
teeter بالا وپایین رفتن
bump بالا و پایین رفتن
climbs بالا رفتن از کوه یادرخت
swaying بالا و پایین رفتن ناو
climb بالا رفتن از کوه یادرخت
climbed بالا رفتن از کوه یادرخت
climbing بالا رفتن از کوه یادرخت
to whirl up بطور چرخش بالا رفتن
heaving بالا و پایین رفتن ناو
to swirl up بطور چرخش بالا رفتن
have money to burn <idiom> پول از پارو بالا رفتن
fluctuates نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuated نوسان کردن بالا وپایین رفتن
capillarity خاصیت بالا رفتن اب درسوراخهای موئی
fluctuable مستعد بالا و پائین رفتن مواج
fluctuate نوسان کردن بالا وپایین رفتن
scend در اثر حرکت امواج بالا وپایین رفتن
seesaw بالا وپایین رفتن الله کلنگ کردن
progressive rebate تخفیفی که با بالا رفتن حجم خرید به درصد ان افزوده می گردد
seagoing قابل رفتن به دریا
Bernoulli drive سیستم بافرفیت ذخیره سازی بالا که ازکارتریج قابل تعویض MBاستفاده میکند
carrier حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
carriers حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
apl زبان برنامه نویسی سطح بالا قابل استفاده در کارهای علمی و ریاضی
chargeable مین نیرو و پس از بین رفتن آن قابل استفاده است
redundant که بدون از بین رفتن اطلاع قابل حذف است
pillaring بالا رفتن ستون دود به طورسریع تنوره کشیدن دود
IF statement عبارت زبان برنامه نویسی سطح بالا به معنای اینکه IF چیزی قابل انجام نیست
increases صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increase صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increased صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
non maskable interrupt سیگنال وقفه با ارجحیت بالا که توسط نرم افزار یا دستورات دیگر قابل آسیب دیدن نیست
winchester disk دیسک سخت با فرفیت بالا و فشرده که به صورت توکار در سیستم کامپیوتری وجود دارد و قابل حذف شدن نیست
compiled تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است
compiles تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است
compiling تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است
compile تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است
multiplier principle اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
background program برنامهای که به هنگام عدم نیازمندیهای برنامههای باتقدم بالا به امکانات سیستم کامپیوتری چند برنامهای قابل اجرا میباشد
elevation tracking دستگاه تعقیب صعود هواپیما تعقیب صعود یا بالا رفتن
compact دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان ROM به فرفیت بالا به کار می رود داده ها به صورت دودویی روی سوراخ هایی از سطح ذخیره می شوند که بعداگ توسط لیزر قابل خواندن هستند
compacts دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان ROM به فرفیت بالا به کار می رود داده ها به صورت دودویی روی سوراخ هایی از سطح ذخیره می شوند که بعداگ توسط لیزر قابل خواندن هستند
compacted دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان ROM به فرفیت بالا به کار می رود داده ها به صورت دودویی روی سوراخ هایی از سطح ذخیره می شوند که بعداگ توسط لیزر قابل خواندن هستند
compacting دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان ROM به فرفیت بالا به کار می رود داده ها به صورت دودویی روی سوراخ هایی از سطح ذخیره می شوند که بعداگ توسط لیزر قابل خواندن هستند
document نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
documenting نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
documented نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
dimmed نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
dim نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
dims نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
run duration 1-کد برنامهای که کامپایل شده است و به صورتی است که مستقیماگ توسط کامپیوتر قابل اجرا است .2-برنامه مفسر تجاری که به همراه برنامه کاربردی زبان سطح بالا فروخته میشود که امکان اجرای آنرا فراهم میکند
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
spinwriter چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
the clouds above ابرهای بالا یا بالا سر
pigou effect اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
sensible قابل درک قابل رویت
exigible قابل تقاضا قابل ادعا
combustible قابل سوزش قابل تراکم
presentable قابل نمایش قابل تقدیم
exigible قابل مطالبه قابل پرداخت
changeable قابل تعویض قابل تبدیل
transferable قابل واگذاری قابل انتقال
adducible قابل اضهار قابل ارائه
achievable قابل وصول قابل تفریق
tenable قابل مدافعه قابل تصرف
flexile قابل تغییر قابل تطبیق
bilable قابل رهایی قابل ضمانت
elastic قابل کش امدن قابل انعطاف
observable قابل مشاهده قابل گفتن
presumable قابل استنباط قابل استفاده
presentable قابل معرفی قابل ارائه
thankworthy قابل تشکر قابل شکر
pull up بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
parade سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded سان رفتن رژه رفتن محل سان
capacity حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacities حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
visual display unit ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display terminal ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
high burst ranging تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
floatable قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
irrefrangible غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
indiscoverable غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
indemonstrable غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
inconvertible غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
overtones بالا تن
overtone بالا تن
up بالا
up رو به بالا
upped بالا
above در بالا
upped رو به بالا
up there ان بالا
superincumbent از بالا
up stairs بالا
high بالا
upside بالا
highs بالا
in old age [in great age] در سن بالا
aweigh بالا
top بالا
upper limit حد بالا
upping بالا
upping رو به بالا
overhead بالا
highest بالا
upper بالا
atop بالا
at a great age در سن بالا یی
balcony لژ بالا
ascendency بالا
over- بالا
headwater بالا اب
ascendancy بالا
lever bridge پل بالا رو
aloft بالا
overhead سر بالا
uppermost از بالا
balconies لژ بالا
outreach بالا
galleries لژ بالا
gallery لژ بالا
over بالا
on high در بالا
climbed بالا کشیدن
climb بالا کشیدن
to puff up بالا امدن
top-down از بالا به پایین
climbs بالا کشیدن
climbing بالا کشیدن
spec مشخصات بالا
abovestairs طبقه بالا
superstructures ساختار بالا
superstructure ساختار بالا
embezzling بالا کشیدن
high frequency فرکانس بالا
high frequency alternator ژنراتورفرکانس بالا
up and down بالا و پایین
unfield میدان بالا
toss your oars پارو بالا
topsides قسمت بالا
topside قسمت بالا
topmast دکل بالا
top pour ریختن از بالا
top cast ریختن از بالا
top carriage قنداق بالا
ascending بالا رونده
boosters بالا برنده
to set in بالا امدن
embezzles بالا کشیدن
to puff out بالا امدن
uplift بالا بردن
the upper storey اشکوب بالا
promotes بالا بردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com