Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English
Persian
demountable
قابل برداشتن
Search result with all words
transplantable
قابل برداشتن وکاشتن درمحل دیگری
Other Matches
transcribed
استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribing
استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribe
استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribes
استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
friendly front end
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
archival quality
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
removes
از جا برداشتن
include
در برداشتن
includes
در برداشتن
countertrace
برداشتن از
lifted
برداشتن
glom
برداشتن
sublate
برداشتن
lift
برداشتن
pickup
برداشتن
ingether
برداشتن
ingather
برداشتن
take up
برداشتن
takes
برداشتن
delete
برداشتن
deleted
برداشتن
deletes
برداشتن
deleting
برداشتن
take
برداشتن
moistening
نم برداشتن
lifting
برداشتن
lifts
برداشتن
flaw
مو برداشتن
removing
از جا برداشتن
removing
برداشتن
to run away with
برداشتن
to pull off
برداشتن
to mop up
برداشتن
removes
برداشتن
to take up
برداشتن
remove
برداشتن
pick up
برداشتن
remove
از جا برداشتن
flaws
مو برداشتن
to pick up
برداشتن
uncap
سر پوش برداشتن از
surmount
ازمیان برداشتن
uncap
کلاه از سر برداشتن
surmounts
ازمیان برداشتن
surmounting
ازمیان برداشتن
surmounted
ازمیان برداشتن
transcribe
رونوشت برداشتن
eliding
ازاخر برداشتن
dequeue
برداشتن اقلام یک صف
unveil
حجاب برداشتن
unveiled
حجاب برداشتن
unveiling
حجاب برداشتن
unveils
حجاب برداشتن
removes
برداشتن مهر
unhood
سرپوش برداشتن از
remove
برداشتن مهر
ingether
خرمن برداشتن
elide
ازاخر برداشتن
elided
ازاخر برداشتن
elides
ازاخر برداشتن
emarginate
برداشتن حاشیه از
removing
برداشتن مهر
map
نقشه برداشتن از
make a copy of
رونوشت برداشتن
maps
نقشه برداشتن از
unmask
نقاب برداشتن از
to have one's p taken
عکس برداشتن
transcribed
رونوشت برداشتن
give up
دست برداشتن از
unmasking
نقاب برداشتن از
to fly to arms
سلاح برداشتن
to d. the cloth
رومیزی را برداشتن
unmasks
نقاب برداشتن از
stepping
گام برداشتن
clearance
برداشتن مانع
to take the photograph of
عکس برداشتن از
unmasked
نقاب برداشتن از
to carry arms
سلاح برداشتن
to break step
غلط پا برداشتن
break step
غلط پا برداشتن
transcribing
رونوشت برداشتن
to sweep away
ازمیان برداشتن
step
قدم برداشتن
step
گام برداشتن
to take off
برداشتن بردن
stepping
قدم برداشتن
to receive a wound
زخم برداشتن
transcribes
رونوشت برداشتن
machines
براده برداشتن
twisting
تاب برداشتن
decodes
برداشتن رمز
poll
نمونه برداشتن
list
سیاهه برداشتن
snap up
تند برداشتن
spoons
با قاشق برداشتن
off take rudder
سکان برداشتن
spooning
با قاشق برداشتن
spooned
با قاشق برداشتن
spoon
با قاشق برداشتن
decoded
برداشتن رمز
polls
نمونه برداشتن
twist
تاب برداشتن
feet
پاچنگال برداشتن
warp
تاب برداشتن
warps
تاب برداشتن
twists
تاب برداشتن
crack
شکاف برداشتن
shuffle off
به عجله برداشتن
decode
برداشتن رمز
warped
تاب برداشتن
cracks
شکاف برداشتن
polled
نمونه برداشتن
to come at a bound
<idiom>
خیز برداشتن
run away with
برداشتن و در رفتن
flaws
ترک برداشتن
flaw
ترک برداشتن
machined
براده برداشتن
cease
دست برداشتن
desist
دست برداشتن
gait
گام برداشتن
resign
دست برداشتن
To co away with . To remove. To eliminate .
ازمیان برداشتن
machine
براده برداشتن
heave
خیز برداشتن
remove slag
سرباره را برداشتن
heaved
خیز برداشتن
picturize
فیلم برداشتن از
escrow
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
defuses
فیوز بمب را برداشتن
to lift up one's hand
دست بدعا برداشتن
defused
فیوز بمب را برداشتن
disburden
بار از دوش برداشتن
to get anything out of the way
کاری را ازمیان برداشتن
to sel a person a pup
کلاه کسیرا برداشتن
yerk
هل دادن شکاف برداشتن
work in
مشکلات را از میان برداشتن
To pluck ones eyebrows.
زیر ابرو برداشتن
decontrol
دست از کنترل برداشتن
to take notes of
یاد داشت برداشتن از
to lift one's hand
دست به سوگند برداشتن
to whisk away or off
تند بردن برداشتن
to have two strings to one bow
با یک دست دو هندوانه برداشتن
defusing
فیوز بمب را برداشتن
multiplicate
چندین نسخه برداشتن از
curl
تاب برداشتن فردادن
crack
شکاف برداشتن ترکیدن
racing of motor
دور برداشتن موتور
racing of generator
دور برداشتن مولد
cracks
شکاف برداشتن ترکیدن
overcrop
زیاد حاصل برداشتن از
untread
بعقب گام برداشتن
paces
شیوه گام برداشتن
remove the seal from
مهر چیزی را برداشتن
paced
شیوه گام برداشتن
pace
شیوه گام برداشتن
withdraws
عقب کشیدن برداشتن
withdraw
عقب کشیدن برداشتن
ingather
انباشتن خرمن برداشتن
fracture
مو برداشتن قطعات و وسایل
leave alone
<idiom>
دست از سر کسی برداشتن
defuse
فیوز بمب را برداشتن
curled
تاب برداشتن فردادن
curls
تاب برداشتن فردادن
fractures
مو برداشتن قطعات و وسایل
to run away with
برداشتن ودر رفتن
fractured
مو برداشتن قطعات و وسایل
fracturing
مو برداشتن قطعات و وسایل
boning
استخوان بندی گرفتن یا برداشتن
kodak
بادوربین کداک عکس برداشتن
to take a step forward
گامی سوی جلو برداشتن
pick up
<idiom>
برداشتن چیزی ازروی زمین
boned
استخوان بندی گرفتن یا برداشتن
To overstep the limits. To overreach oneself . To become impudent.
دور برداشتن ( جسور شدن )
bones
استخوان بندی گرفتن یا برداشتن
buckled
تاب برداشتن یک قسمت ازساختمان
photographs
عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
spread oneself too thin
<idiom>
با یک دست چند هندوانه برداشتن
vorlage
خیز برداشتن از ناحیه قوزک پا
lobectomy
برداشتن قسمتی ازیک عضو
filmed
تاری چشم فیلم برداشتن از
turbary
حق برداشتن خاک از زمین غیر
film
تاری چشم فیلم برداشتن از
to throw off the mask
پرده از روی کار برداشتن
buckles
تاب برداشتن یک قسمت ازساختمان
buckle
تاب برداشتن یک قسمت ازساختمان
split
ترک برداشتن تقسیم کردن
bone
استخوان بندی گرفتن یا برداشتن
revving
تند گشتن دور برداشتن
to relieve one of a load
باراز دوش کسی برداشتن
opens
برداشتن پوشش یا باز کردن در
weed
برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
weeded
برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
revs
تند گشتن دور برداشتن
to keep pace with any one
گام های برابرباکسی برداشتن
weeding
برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
opened
برداشتن پوشش یا باز کردن در
unburdens
بار از دوش کسی برداشتن
unburdening
بار از دوش کسی برداشتن
warped
منحرف کردن تاب برداشتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com