Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (14 milliseconds)
English
Persian
detachable
قابل تجزیه
decomposable
قابل تجزیه
Search result with all words
analyzable
قابل تجزیه و تحلیل فرگشاپذیر
construable
قابل تجزیه تفسیر شدنی
fissionable
قابل تجزیه متلاشی شونده
implosion weapon
جنگ افزار اتمی حساس قابل انفجار با تجزیه اتمی
irresolvable
غیر قابل تجزیه جدا نشدنی
Other Matches
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
spectrophotometry
اسپکتروفتومتر
[در این روش با تجزیه رنگ ها و مقایسه آن نمونه های مرجع، نوع رنگینه بکار رفته مشخص می شود. این روش خصوصا در تجزیه رنگ های فرش های قدیمی و شناخت رنگینه های آن مورد استفاده قرار می گیرد.]
crater analysis
تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
friendly front end
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
archival quality
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
decays
تجزیه
decaying
تجزیه
decayed
تجزیه
dissection
تجزیه
cracking
تجزیه
separates
تجزیه
break up
تجزیه
segregation
تجزیه
separation
تجزیه
dissociation
تجزیه
separations
تجزیه
break down
تجزیه
catalysis
تجزیه
sequestration
تجزیه
shake down
تجزیه
dissolution
تجزیه
anatomy
تجزیه
resolution
تجزیه
breaks
تجزیه
anatomies
تجزیه
break
تجزیه
decoupling
تجزیه
separate
تجزیه
disintegration
تجزیه
separated
تجزیه
decomposition
تجزیه
decay
تجزیه
analysis
تجزیه
analyzer
تجزیه گر
resolutions
تجزیه
severance
تجزیه
dialysis
تجزیه
parsing
تجزیه
osmose
نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
disintegrates
تجزیه کردن
volumetric analysis
تجزیه حجمی
disintegrates
تجزیه شدن
liberates
تجزیه کردن
liberating
تجزیه کردن
break down
<idiom>
تجزیه وتحلیل
analyzes
تجزیه کردن
disintegrate
تجزیه کردن
liberate
تجزیه کردن
refraction
تجزیه انحراف
disintegrate
تجزیه شدن
disintegrating
تجزیه شدن
parse
تجزیه شدن
parse
تجزیه کردن
survey
تجزیه کردن
scrutinize
تجزیه کردن
look into
تجزیه کردن
investigate
تجزیه کردن
inspect
تجزیه کردن
parsed
تجزیه کردن
analyzing
تجزیه کردن
parses
تجزیه شدن
parses
تجزیه کردن
parsed
تجزیه شدن
analyse
تجزیه کردن
analysed
تجزیه کردن
analyses
تجزیه کردن
analysing
تجزیه کردن
analyzed
تجزیه کردن
explore
تجزیه کردن
examine
تجزیه کردن
enquire into
تجزیه کردن
dismembers
تجزیه کردن
dismembering
تجزیه کردن
dismembered
تجزیه کردن
dismember
تجزیه کردن
analyse
[British]
تجزیه کردن
analyze
[American]
تجزیه کردن
determine
تجزیه کردن
check
تجزیه کردن
bolt
[examine]
تجزیه کردن
evaluate
تجزیه کردن
study
تجزیه کردن
dissect
[analyse]
تجزیه کردن
assay
تجزیه کردن
disintegrating
تجزیه کردن
gas analysis
تجزیه گاز
fibrinolysis
تجزیه فیبرین
market segmentation
تجزیه بازار
analysis
شی تجزیه شده
analysis
تجزیه و تحلیل
motion analysis
تجزیه حرکت
parting
تقسیم تجزیه
partings
تقسیم تجزیه
parse tree
درخت تجزیه
parser
تجزیه کننده
parting of metals
تجزیه فلزات
photodecomposition
تجزیه نوری
physical analysis
تجزیه فیزیکی
electrolysis
تجزیه الکتریکی
prescind
تجزیه کردن
gasometry
تجزیه گازی
job analysis
تجزیه کار
irresolvable
تجزیه ناپذیر
gravimetric analysis
تجزیه وزنی
gravimetrical analysis
تجزیه وزنی
frequency analysis
تجزیه هارمونی ها
homolysis
تجزیه شیمیایی
hydrolysis
تجزیه بوسیله اب
hydrolyze
تجزیه شدن
frequency analysis
تجزیه فرکانس
fractionating column
ستون تجزیه
image resolution
تجزیه تصویر
indiscerptibility
تجزیه ناپذیری
infrangible
تجزیه ناپذیر
inseparability
تجزیه ناپذیری
instrumental analysis
تجزیه دستگاهی
indissoluble
تجزیه نا پذیر
inverse segregation
تجزیه وارونه
ionization
تجزیه اتمها
irrefrangible
غیرقابل تجزیه
proximate analysis
تجزیه گروهی
qualitative analysis
تجزیه کیفی
qualitative analysis
تجزیه چونی
disassemble
تجزیه کردن
secessionism
تجزیه طلبی
segregative
تجزیه طلب
separatist
تجزیه طلب
separator
دستگاه تجزیه
dialyze
تجزیه شدن
dialyze
تجزیه کردن
spectrum analysis
تجزیه طیف
spectrum analysis
تجزیه بیناب
splitting a cause of action
تجزیه دعوی
stripping analysis
تجزیه عریانساز
syllabi
تجزیه هجائی
syllabicity
تجزیه هجایی
thermal decomposition
تجزیه گرمایی
microconsumer
تجزیه کننده
microcomoser
تجزیه کننده
ultimate analysis
تجزیه نهایی
disembody
تجزیه کردن
dispersion
تجزیه نور
quantitative analysis
تجزیه کمی
elution analysis
تجزیه شویشی
elemental analysis
تجزیه عنصری
electron decay
تجزیه الکترون
electrolytic decomposition
تجزیه الکترولیت
double decomposition
تجزیه مضاعف
dissolvable
تجزیه شدنی
isolation
تجزیه جداسازی
dissoluble
تجزیه پذیر
dissociative
تجزیه کننده
research and analysis
تجزیه و تحلیل
resoluble
تجزیه شدنی
resolution of forces
تجزیه نیروها
resolvable
تجزیه شدنی
disintegrable
تجزیه پذیر
dispersion of light
تجزیه نور
analytical balance
ترازوی تجزیه
decomposer
تجزیه کننده
decompose
تجزیه کردن
decompose
تجزیه شدن
analytically
بطور تجزیه
parsing
تجزیه کردن
atomic
تجزیه ناپذیر
decomposes
تجزیه شدن
decomposes
تجزیه کردن
analyze
تجزیه کردن
chemical analyse
تجزیه شیمیایی
capillarity analysis
تجزیه مویینهای
analitics
علم تجزیه
analitical
مربوط به تجزیه
analytical chemistry
شیمی تجزیه
secessionists
تجزیه طلب
secessionist
تجزیه طلب
acid decomposition
تجزیه اسیدی
chemical analysis
تجزیه شیمیایی
decomposed
تجزیه شده
analytically
از راه تجزیه
job analysis
تجزیه و تحلیل مشاغل
fission
عمل تجزیه اتمی
cryptanalysis
تجزیه و تحلیل رمز
analytics
علم تجزیه وتحلیل
thermolysis
تجزیه شیمیایی در اثرحرارت
inseparably
بطور تجزیه ناپذیر
lipolysis
تجزیه وتحلیل چربی
correlation analysis
تجزیه و تحلیل همبستگی
cost analysis
تجزیه و تحلیل هزینه
depth psychology
تجزیه و تحلیل روانی
factor analysis
تجزیه و تحلیل عوامل
lysate
حاصل تجزیه سلولی
stepwise elution analysis
تجزیه شستشوی پلهای
cost analysis
تجزیه و تحلیل قیمت
contour analysis
تجزیه و تحلیل کرانهای
d.t.a
تجزیه گرمایی تفاضلی
urinalysis
تجزیه شیمیایی ادرار
analyst
استاد تجزیه روانکاو
separate
سواکردن تجزیه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com