Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (39 milliseconds)
English
Persian
inflatable
قابل تورم یا باد کردن
Other Matches
expectational inflation
تورم قابل پیش بینی
reflate
تورم ایجاد کردن
reflated
تورم ایجاد کردن
reflates
تورم ایجاد کردن
reflating
تورم ایجاد کردن
deflated
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflating
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflate
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflates
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
stagflation
تورم + رکود تورم همراه با رکود
deflation
ضد تورم
swelling
تورم
bulge
تورم
tumescence
تورم
bulged
تورم
bulges
تورم
tumidness
تورم
inflationary
تورم
inflation
تورم
bulging
تورم
turgescence
تورم
unemployment inflation dilemma
تورم
protuberances
تورم
swellings
تورم
protuberancy
تورم
antinode
تورم
cumulative inflation
تورم
goutiness
تورم
protuberance
تورم
creeping inflation
تورم ارام
reflation
تورم عمدی
persistent inflation
تورم مداوم
persistent inflation
تورم دائمی
turgidity
بادکردگی تورم
inflation
تورم پول
hyperinflation
تورم حاد
secular inflation
تورم قرنی
secular inflation
تورم مزمن
undersirable inflation
تورم نامطلوب
inflationism
تورم گرایی
disinflation
کاهش تورم
disinflationary
کاهنده تورم
struma
گواتر تورم
hyperinflation
تورم شدید
stagflation
تورم رکود
anti drumming sheet
ورق ضد تورم
hepatitis
تورم کبد
inflation rate
نرخ تورم
rate of inflation
نرخ تورم
monetary inflation
تورم پولی
imported inflation
تورم وارداتی
hidden inflation
تورم پنهان
hidden inflation
تورم خزنده
structural inflation
تورم ساختاری
tumescence
تورم
[آماس]
gas inflation
تورم گاز
tumescence
بادکردگی
[تورم]
tumidity
بادکردگی
[تورم]
turgor
بادکردگی
[تورم]
turgor
برامدگی
[تورم]
tumidity
برامدگی
[تورم]
bulge
برامدگی
[تورم]
galloping inflation
تورم افسارگسیخته
swelling
بادکردگی
[تورم]
bulge
تورم
[آماس]
swelling
تورم
[آماس]
protuberance
تورم
[آماس]
tumidity
تورم
[آماس]
turgor
تورم
[آماس]
galloping inflation
تورم تازنده
bulge
بادکردگی
[تورم]
lump
بادکردگی
[تورم]
lump
تورم
[آماس]
chronic inflation
تورم مزمن
galloping inflation
تورم چهارنعل
swelling
برامدگی
[تورم]
creeping inflation
تورم خزنده
tumescence
برامدگی
[تورم]
lump
برامدگی
[تورم]
reflation
بازآوری تورم
protuberance
برامدگی
[تورم]
galloping inflation
تورم شدید
protuberance
بادکردگی
[تورم]
runaway inflation
تورم افسار گسیخته
strumous
دارای تورم بالشی
strumose
دارای تورم بالشی
tumescence
ورم حالت تورم
anticipated inflation
تورم مورد انتظار
tumefaction
ورم حالت تورم
enlarged tonsils
تورم لوزه ها
[پزشکی]
swelling resistant
مقاوم در برابر تورم
unexpected inflation
تورم غیر منتظره
excess demand inflation
تورم ناشی از مازاد تقاضا
swells
باد غرور داشتن تورم
wage push inflation
تورم ناشی از فشار مزد
inflationism
پیروی از روش تورم اقتصادی
anticipated inflation
تورم پیش بینی شده
goiterogenic
ایادکننده تورم غده تیروئید
demand pull inflation
تورم ناشی از فشار تقاضا
expectational inflation
تورم پیش بینی شده
unexpected inflation
تورم پیش بینی نشده
ingotism
تورم و رشد بیش از حدبلورها
swelled
باد غرور داشتن تورم
supply push inflation
تورم ناشی از فشار عرضه
cost push inflation
تورم ناشی از فشار هزینه
swell
باد غرور داشتن تورم
frost heave
تورم خاک در اثر یخبندان
trade off between inflation and
رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری
goitrogenic
ایجاد کننده تورم غده تیروئید
mark up price inflation
تورم ناشی از افزایش قیمت نسبت به هزینه
natural rate hypothesis
هیچ تمایلی برای تورم در جهت افزایش یا کاهش وجود ندارد
erectable
قابل راست کردن یا بنا کردن
recoverable item
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
rebuttable
قابل رو کردن
archival quality
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
swimmable
قابل شنا کردن
condensible
قابل خلاصه کردن
manageable
قابل اداره کردن
translatable
قابل معنی کردن
exhaustible
قابل خالی کردن
projectable
قابل پرتاب کردن
estimable
قابل براورد کردن
magnetizable
قابل مغناطیسی کردن
multipliable
قابل ضرب کردن
reversible
قابل پشت و رو کردن
multiplicable
قابل ضرب کردن
separable
قابل جدا کردن
combatable
قابل جنگ کردن
phillips curve
شکلی غیرخطی بوده و در حقیقت نشان میدهد که یک رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری وجود دارد
removable
قابل سوار و پیاده کردن
escrow
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
hot money
منظورزمانی استکه مردم بدلیل نرخ تورم بالا مایل به نگهداری پول نیستند و انرا به کالاتبدیل میکنند
attachable
قابل بهم پیوستن یا ضمیمه کردن
roadworthy
اماده مسافرت قابل سفر کردن
downloadable
آنچه قابل بار کردن است
permanent
خطایی در سیستم که قابل رفع کردن نیست
binds
الزام اور وغیر قابل فسخ کردن
foldboat
قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
manageable
آنچه قابل کار کردن به سادگی باشد
bind
الزام اور وغیر قابل فسخ کردن
zero
پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
eurocheque
چک انگلیسی که قابل نقد کردن در بانکهای اروپایی میباشد
zeroes
پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
zeros
پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
transferable
قابل واگذاری قابل انتقال
presumable
قابل استنباط قابل استفاده
exigible
قابل مطالبه قابل پرداخت
exigible
قابل تقاضا قابل ادعا
bilable
قابل رهایی قابل ضمانت
flexile
قابل تغییر قابل تطبیق
observable
قابل مشاهده قابل گفتن
sensible
قابل درک قابل رویت
combustible
قابل سوزش قابل تراکم
presentable
قابل معرفی قابل ارائه
adducible
قابل اضهار قابل ارائه
elastic
قابل کش امدن قابل انعطاف
achievable
قابل وصول قابل تفریق
thankworthy
قابل تشکر قابل شکر
changeable
قابل تعویض قابل تبدیل
presentable
قابل نمایش قابل تقدیم
tenable
قابل مدافعه قابل تصرف
senses
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sensed
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
standalone
که بدون نیاز به وسیله دیگر قابل کار کردن است
passed
صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
pass
صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
passes
صادر شدن فتوی دادن تصویب و قابل اجرا کردن
sense
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
joint filler
نوارهایی که ازمواد قابل تراکم ساخته شده و پر کردن درزها به کارمیرود
to pound the filed
غیر قابل عبور کردن ازحصاری که برای دیگران غیرقابل عبوراست
war head
قسمت قابل انفجار اژدر که هنگام مشق کردن برداشته میشود
nonerasable storage
رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
storage
رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
capacity
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacities
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
inflationary recession
رکود همراه باتورم تورم رکود
visual display unit
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display terminal
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
scrambled
کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
scramble
کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
scrambling
کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
scrambles
کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
phillips curve
منحنی است که بر اساس ان رابطه بین نرخ بیکاری و نرخ تورم درانگلستان را نشان میدهد.شکل اولیه این منحنی
pooler
وسیلهای برای یکپارچه کردن و یا تبدیل داده کلیدی ورودی به صورتی که قابل قبول کامپیوتر اصلی باشد
water injection
پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
preparation
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparations
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
public
متن یا برنامهای که حق کپی ندارد و توسط هر کسی قابل کپی کردن است
irrefrangible
غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
indiscoverable
غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
indemonstrable
غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
inconvertible
غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
floatable
قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
authentication
استفاده از کدهای خاص برای بیان کردن به فرستنده پیام که پیام درست و قابل تشخیص است
mirror
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrored
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrors
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
refresh
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com