English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
marketable قابل عرضه دربازار
Other Matches
launch جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launched جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launching جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launches جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
representable قابل عرضه
disposable قابل عرضه
marketable goods کالاهای قابل عرضه به بازار
loanable funds وجوه قابل عرضه به بازار پول
reaganomics اقتصادطرفدار عرضه است که اساس ان بر خلاف اقتصاد کینزی برروی مدیریت عرضه قراردارد . در این اقتصاد کاهش مالیات بعنوان یک محرک اقتصادی که باعث افزایش تولید و عرضه خواهد شد معرفی میشود
readout دریافت فوری اطلاعات پردازش شده قابل عرضه بازخوانی
exhaustable resources منابع پایان پذیر منابع طبیعی که میزان عرضه انها ثابت بوده و قابل جایگزینی نمیباشدمانند نفت سنگ اهن
On the free market . دربازار آزاد
It is in short supply. زمینه اش دربازار کم است
releases قراردادن محصول جدید دربازار
release قراردادن محصول جدید دربازار
released قراردادن محصول جدید دربازار
Money is in short supply. پول دربازار سخت گیر می آید (کم است )
stallage حق نصب غرفه و کیوسک دربازار یا نمایشگاه کالا
gross national product تولیدناویژه قیمت تولید یک کالا دربازار خاص فرف یک سال مالی
efficiency عرضه
slouchy بی عرضه
offers عرضه
supply عرضه
presentations عرضه
offered عرضه
proffering عرضه
presentation عرضه
supplied عرضه
offer عرضه
inept بی عرضه
good for nothing بی عرضه
supplying عرضه
proffers عرضه
total supply عرضه کل
aggregate supply عرضه کل
proffered عرضه
proffer عرضه
dowdy بی عرضه
supply price قیمت عرضه
elasticity of supply کشش عرضه
supplying عرضه داشتن
glut عرضه بیش از حد
supply schedule جدول عرضه
aggregate market supply عرضه کل بازار
supply and demand عرضه و تقاضا
money stock عرضه پول
money supply عرضه پول
elastic supply عرضه حساس
supply curve منحنی عرضه
fixed supply عرضه ثابت
supply constraints محدودیتهای عرضه
supply عرضه داشتن
supply of money عرضه پول
sampling offer عرضه ازمایشی
supplied عرضه داشتن
supply of labor عرضه کار
change in supply تغییر عرضه
supply management مدیریت عرضه
offered عرضه کردن
elastic supply عرضه با کشش
trial offer عرضه ازمایشی
provides عرضه کردن
presentative عرضه داشتنی
supply function تابع عرضه
supply and d. عرضه وتقاضا
work effort عرضه کار
national supply عرضه ملی
offers عرضه کردن
offer and demand عرضه و تقاضا
provide عرضه کردن
present عرضه کردن
jackstraw ادم بی عرضه
joint supply عرضه مشترک
presented عرضه کردن
leader merchandising پیشرو در عرضه
exposition عرضه نمایشگاه
expositions عرضه نمایشگاه
presenting عرضه کردن
presents عرضه کردن
oversupply عرضه بیش از حد
offer عرضه کردن
excess supply عرضه بیش از حد
excess supply عرضه اضافی
gluts عرضه بیش از حد
counter offer عرضه متقابل
inelastic supply عرضه بی کشش
quantity of supply مقدار عرضه
presentations ارائه عرضه
presentation ارائه عرضه
perfectly inelastic supply عرضه کاملا بی کشش
scruff ادم بی عرضه وفقیر
elastic supply عرضه انعطاف پذیر
goon تروریست بی عرضه و نالایق
offered پیشکش کردن عرضه
supply side economics اقتصاد طرفدار عرضه
personal service utility عرضه سرانه کار
real money supply عرضه واقعی پول
quantity supplied مقدار عرضه شده
offeror فروشنده عرضه کننده
price elasticity of supply کشش قیمتی عرضه
goons تروریست بی عرضه و نالایق
market به بازار عرضه کردن
marketability قابلیت عرضه در بازار
to place on the market به بازار عرضه کردن
perfectly elastic supply عرضه کاملا با کشش
to put on the market به بازار عرضه کردن
offers پیشکش کردن عرضه
glut عرضه بیش از تقاضا
demand and supply market بازار عرضه و تقاضا
offer پیشکش کردن عرضه
gluts عرضه بیش از تقاضا
to offer عرضه کردن [ کالا]
marginal supply price قیمت عرضه نهائی
marketed به بازار عرضه کردن
supply and demand law قانون عرضه و تقاضا
law of supply and demand قانون عرضه و تقاضا
disposure نمایش عرضه داشت
markets به بازار عرضه کردن
institute of purchasing and supply موسسه خرید و عرضه
long run industry supply curve منحنی عرضه صنعت در بلندمدت
supplied تامین موجودی عرضه نمودن
supply تامین موجودی عرضه نمودن
supplying تامین موجودی عرضه نمودن
to offer a reward [for] عرضه کردن پاداشی [برای]
backward bending supply curve منحنی عرضه به عقب خم شونده
supply push inflation تورم ناشی از فشار عرضه
oversold بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
oversells بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
lot جنس عرضه شده برای فروش
overselling بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
oversell بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
stocked عرضه کردن کالا برای فروش سرسلسله
stock عرضه کردن کالا برای فروش سرسلسله
sue and losse part عرضه کالا به صورت مجزا یاتفکیک شده
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
sad sack ادم خوش نیت ولی احمق وبی عرضه
escrow سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
window shopper کسی که فقط از پشت ویترین کالاهای عرضه شده راتماشا میکند
commodities چیزی که قادر به رفع نیاز بشر بوده ومقدار عرضه ان محدود باشد
commodity چیزی که قادر به رفع نیاز بشر بوده ومقدار عرضه ان محدود باشد
letters patent نامهای است که به وسایل مختلفه به مردم عرضه میشود تا ازمضمون ان همگان اگاه شوند
tendering وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
tendered وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
tender وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
tenderest وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
achievable قابل وصول قابل تفریق
adducible قابل اضهار قابل ارائه
tenable قابل مدافعه قابل تصرف
combustible قابل سوزش قابل تراکم
flexile قابل تغییر قابل تطبیق
observable قابل مشاهده قابل گفتن
presumable قابل استنباط قابل استفاده
sensible قابل درک قابل رویت
bilable قابل رهایی قابل ضمانت
exigible قابل تقاضا قابل ادعا
presentable قابل معرفی قابل ارائه
presentable قابل نمایش قابل تقدیم
thankworthy قابل تشکر قابل شکر
changeable قابل تعویض قابل تبدیل
elastic قابل کش امدن قابل انعطاف
exigible قابل مطالبه قابل پرداخت
transferable قابل واگذاری قابل انتقال
say's law عرضه تقاضای خودرا بوجود می اورد بنابراین تعادل همواره در سطح اشتغال کامل وجود خواهدداشت
capacities حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
supply price of capital قیمت عرضه سرمایه اصطلاح کینز در رابطه باهزینه سرمایه گذاری
visual display unit ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display terminal ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
department stores فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
department store فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
cartels اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
cartel اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
neoclassical theory of value تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
indiscoverable غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
irrefrangible غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
indemonstrable غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
floatable قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
inconvertible غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
proffered تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffer تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffering تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffers تقدیم داشتن عرضه داشتن
say's law از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
energy transition عبور انرژی [ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
warehousing system روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
inexplicably بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
double coincidence of wants زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
vendible قابل فروش جنس قابل فروش
vendable قابل فروش جنس قابل فروش
iron law of wage قانون مفرغ دستمزدها براساس این نظریه که بوسیله مالتوس ارائه شده نرخ بالای زاد و ولد عرضه نیروی کار را در سطحی بالاتر از تقاضا و فرفیت تولیدی جامعه قرار داده و لذادستمزدها بسطح کاهش معیشت تقلیل میابد
cleavable قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
air transportable sonar سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
abler قابل
ablest قابل
apt قابل
good قابل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com