Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
heat treatable
قابل عملیات حرارتی
Search result with all words
heat treatable steel
فولاد قابل عملیات حرارتی
Other Matches
heat treatment
عملیات حرارتی
solution heat treatment
عملیات حرارتی محلول
precipitation heat treatment
عملیات حرارتی رسوبی
heat treating property
خاصیت عملیات حرارتی
heat treating furnace
کوره عملیات حرارتی
heat treating equipment
تاسیسات عملیات حرارتی
heat treating department
دپارتمان عملیات حرارتی
hot working steel
فولاد عملیات حرارتی
hot working die
ابزار عملیات حرارتی
induction heat treatment
عملیات حرارتی القائی
heat treatment crack
ترک عملیات حرارتی
heat treat
انجام دادن عملیات حرارتی
cyaniding
عملیات حرارتی که برای سخت کردن پوسته الیاژهای اهن دار بکار می رود
spark printer
چاپگر حرارتی که حروف را روی کاغذ حرارتی با جرقه الکتریکی تولید میکند
thermal
نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
operational
قابل استفاده مربوط به عملیات
physical record
بیشترین واحد داده که در یک عملیات قابل ارسال باشد
lock up
وضعیت عملیات خطا که بدون قط ع برق قابل ترمیم نیست
mirrored
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrors
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirror
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
input
وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند
inputted
وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند
farmgate type operations
رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
buffered computer
کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
counter air
عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
anticrop operations
عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
counter air operations
عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
statement
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statements
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
propagated
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagates
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagate
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagating
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation
عملیات کنترل زمین عملیات
code panel
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
housekeeping
عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
air-sea rescue
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air sea rescue
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
m
مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
army operations center
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
thermal
حرارتی
hot-wiring
رشته حرارتی
hot-wires
رشته حرارتی
calorific power
مقدار حرارتی
hot-wire
رشته حرارتی
hot wire
رشته حرارتی
hot-wired
رشته حرارتی
thermal stress
تنش حرارتی
thermal radiation
تابش حرارتی
thermal efficiency
راندمان حرارتی
thermal shadow
سایههای حرارتی
thermal switch
سویچ حرارتی
thermal radiation
تشعشع حرارتی
thermal protection
محافظت حرارتی
thermocouple
عنصر حرارتی
thermocouple
زوج حرارتی
heating furnace
کوره حرارتی
heating wire
سیم حرارتی
heating resistor
مقاومت حرارتی
temperature coefficient
ضریب حرارتی
heating mantle
ژاکت حرارتی
heating jacket
ژاکت حرارتی
heating blower
دمنده ی حرارتی
heating installation
تاسیسات حرارتی
hot shortness
شکنندگی حرارتی
thermal ammeter
امپرسنج حرارتی
thermal battery
باطری حرارتی
thermal printer
چاپگر حرارتی
thermal power
توان حرارتی
thermal power
مقدار حرارتی
thermal instability
ناپایداری حرارتی
thermal fatigue
خستگی حرارتی
thermal expansion
انبساط حرارتی
thermal emission
تابش حرارتی
thermal effects
اثرات حرارتی
thermal devices
ابزارهای حرارتی
high temperature strength
استحکام حرارتی
dilatation
انبساط حرارتی
heating tape
نور حرارتی
heat conduction
هدایت حرارتی
thermoswitch
کلید حرارتی
heat pulse
پالس حرارتی
heat exchanger
مبدل حرارتی
heat proof quality
ثبات حرارتی
heat sink
انباره حرارتی
heat shield
حفاظ حرارتی
evolution of heat
انبساط حرارتی
heat engine
موتور حرارتی
heating
سیستم حرارتی
heat conductivity
هدایت حرارتی
heat energy
انرژی حرارتی
heat loss
گمگشتگی حرارتی
heat capacity
فرفیت حرارتی
heating power
توان حرارتی
heat balance
تعادل حرارتی
thermopile
پیل حرارتی
thermoswitch
سویچ حرارتی
heat supply
منبع حرارتی
ablating material
سپر حرارتی
internal thermal resistance
مقاومت حرارتی داخلی
heat resisting steels
فولادهای مقاوم حرارتی
convection
ارزش حرارتی همبرداری
thermal critical point
نقطه تبدیل حرارتی
thermal coefficient of expansion
ضریب انبساط حرارتی
austemper
سخت گردانی حرارتی
thermal conductivity
رسانائی گرمایی یا حرارتی
thermo plasticity
شکل پذیری حرارتی
hot wire meter
امپر سنج حرارتی
heat treating
تشویه حرارتی فولاد
radiant
تشعشع کننده حرارتی
heating zone
منطقه یا ناحیه حرارتی
thermic
وابسته بگرما حرارتی
heating coil
سیم پیچ حرارتی
continous heating furnace
کوره حرارتی دائمی
heating element
المان یا عنصر حرارتی
thermonuclear
بمب هستهای حرارتی
low heat value
مقدار حرارتی پایین
thermal shadow
سایه روشن حرارتی
temperature stress
تنش حرارتی یا دمایی
coefficient of thermal expansion
ضریب انبساط حرارتی
thermit fusion welding
جوشکاری ذوبی حرارتی
bogie hearth furnce
کوره حرارتی گردان
thermal critical point
نقطه ی بحرانی حرارتی
high temperature steel
فولاد با ثبات حرارتی
heat insulation
عایق کاری حرارتی
time resolution
جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
radiant exposure
پخش حرارت یا انرژی حرارتی
high frequency heating equipment
تاسیسات حرارتی فرکانس بالا
critical heat flux ratio
نسبت شار حرارتی بحرانی
thermit pressure welding
روش جوشکاری فشاری حرارتی
dewar
محفظه عایق حرارتی با دوجداره
beachmaster's unit
یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
dilatometer
دستگاه اندازه گیری انبساط حرارتی
diathermanous
هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
diathermic
هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
thermojet
نیروی جت حاصله از حرارت موتور جت حرارتی
thermal crossover
تقابل حرارتی در عکاسی مادون قرمز
thermal imagery
عکاسی با اشعه حرارتی مادون قرمز
reactor
دستگاه تبدیل انرژی اتمی به حرارتی
hot wire instrument
دستگاه اندازه گیری با رشته حرارتی
The heating doesn't work.
این سیستم حرارتی کار نمیکند.
Is there heating?
آیا سیستم حرارتی وجود دارد؟
reactors
دستگاه تبدیل انرژی اتمی به حرارتی
radiant exposure
وسیله عکسبرداری مادون قرمز یا انرژی حرارتی
bi fuel
موتور حرارتی که میتواند بادو نوع سوخت
heat resisting quality
حالت و چگونگی مقاومت حرارتی ثبات گرمایشی
airhead operations
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
kapton
نوعی پلاستیک عایق حرارتی باپوشش طلایی در فضاپیما
maximum junction to case thermal impedan
مقاومت حرارتی حداکثر بین محلهای تماس و بدنه
electrothermal printer
چاپگری با سرعت زیاد بااستفاده از عناصر گرمازا چاپگر حرارتی
invar
الیاژی از نیکل و اهن باضریب انبساط حرارتی نزدیک صفر
blanketed
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
blankets
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
blanket
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
friendly front end
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
archival quality
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
operation
1-عملیات روی دو عملوند. 2-عملیات روی عملوند به صورت دودویی
combined operations
عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
escrow
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
open cycle reactor system
سیستم راکتوری که دران ماده سردکننده تنها یکبار از مبدل حرارتی مرکزی عبور میکند
muffs
مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
muffing
مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
muffed
مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
muff
مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
armistise
متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
changeable
قابل تعویض قابل تبدیل
transferable
قابل واگذاری قابل انتقال
presumable
قابل استنباط قابل استفاده
thankworthy
قابل تشکر قابل شکر
elastic
قابل کش امدن قابل انعطاف
sensible
قابل درک قابل رویت
tenable
قابل مدافعه قابل تصرف
bilable
قابل رهایی قابل ضمانت
observable
قابل مشاهده قابل گفتن
flexile
قابل تغییر قابل تطبیق
exigible
قابل تقاضا قابل ادعا
exigible
قابل مطالبه قابل پرداخت
adducible
قابل اضهار قابل ارائه
combustible
قابل سوزش قابل تراکم
achievable
قابل وصول قابل تفریق
presentable
قابل معرفی قابل ارائه
presentable
قابل نمایش قابل تقدیم
utilities'man
متخصص تعمیر دستگاههای حرارتی و برقی تعمیر کارتاسیسات
capacity
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacities
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
aerospace projection operations
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
visual display unit
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display terminal
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
radiation scattering
انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
op
عملیات
treatment
عملیات
operations
عملیات
treatments
عملیات
operation
عملیات
spial
عملیات جاسوسی
infiltration
عملیات نفوذی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com