Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English
Persian
mensurable
قابل پیمایش واندازه گیری پیمودنی
Other Matches
detectors
گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز
detector
گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز
chain survey
پیمایش بدون اندازه گیری زاویه
fathomable
قابل پیمایش
immeasurably
بطور غیر قابل پیمایش
free form
نوعی پیمایش نوری که در ان عمل پیمایش توسط علائمی که به وسیله دستگاه ورودی در هنگام ورود اطلاعات داخل می شوند کنترل می گردد
fathomable
پیمودنی
course to steer
راه پیمودنی
shapeable
قابل شکل گیری
measurable
قابل اندازه گیری
self fruitful
قابل گشن گیری
commensurable
قابل اندازه گیری
emulsifiable
قابل عصاره گیری
excisable
قابل مالیات گیری
stereometric
بسهولت قابل اندازه گیری
irrestrainable
غیر قابل جلو گیری
Unbounded ambition.
جاه طلبی بی حد واندازه
His knowledge has no limits.
دانش اوحد واندازه ای ندارد
dialup
سرویس اطلاعات onlineکه باشماره گیری کامپیوترمرکزی قابل دستیابی است
dial up service
سرویس اطلاعات onlineکه باشماره گیری کامپیوترمرکزی قابل دستیابی است
shapable
شکل پذیر قابل شکل گیری
surveys
پیمایش
mensuration
پیمایش
survey
پیمایش
scaling
پیمایش
traversal
پیمایش
scans
پیمایش
scan line
خط پیمایش
scale factor
پیمایش
scan
پیمایش
scanned
پیمایش
surveyed
پیمایش
traverse leg
ساق پیمایش
traverse station
ایستگاه پیمایش
mensurability
پیمایش پذیری
immeusurableness
پیمایش ناپذیری
directional traverse
پیمایش سمتی
traverse leg
شاخه پیمایش
closed traverse
پیمایش بسته
gaugeable
پیمایش پذیر
traverse
پیمایش کردن
scan path
مسیر پیمایش
immeasurability
پیمایش ناپذیری
traversed
پیمایش کردن
closing
بستن پیمایش
traversing
پیمایش کردن
fathomable
پیمایش پذیر
scan area
ناحیه پیمایش
traverses
پیمایش کردن
optical scanning
پیمایش نوری
open travers
پیمایش باز
spanless
پیمایش ناپذیر
traverse
حرکت سمتی پیمایش
traversed
حرکت سمتی پیمایش
traverses
حرکت سمتی پیمایش
traverseal
عمل طی کردن پیمایش
traversing
حرکت سمتی پیمایش
padding
پیمایش لایه گذاری
cursive scanning
پیمایش با یک ترمینال ویدئویی
immeasurable
پیمایش ناپذیر بیکران
geodetically
موافق قاعده پیمایش
surveyor's level
تراز مساحی یا پیمایش
traingulation
پیمایش بوسیله مثلثات
heliometer
الت پیمایش قطر خورشید
closing azimuth error
اشتباه گرای بستن پیمایش
backtracking
عمل پیمایش معکوس یک لیست
tachymeter
دوربین پیمایش بلندی یا فاصله
coherence
فرضیه تکنولوژی پیمایش صفحهای تلویزیون
He's a wet blanket.
او
[مرد]
آدم روح گیری
[نا امید کننده ای یا ذوق گیری]
است.
thunderscan
یک پیمایش کننده گران و باوضوح و دقت بالا
refresh display cycle
زمان میان پیمایش پرتوالکترونی روی یک صفحه نمایش
traingulation
تقسیم بقطعات سه گوش برای پیمایش یا نقشه برداری
heliometry
پیمایش قوسهای اسمانی یافاصلههای ستارگان قطرپیمایی خورشید
hypsometry
پیمایش ارتفاعهای روی زمین نسبت به تراز دریا
opisometer
الت پیمایش خطهای خمیده که دارای چرخی است و ان چرخ روی پیچی می غلتد
fats
در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fatter
در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fattest
در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fat
در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
his severity relaxed
از سخت گیری خود کاست سخت گیری وی کمتر شد
friendly front end
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
background noise
در پیمایش نوری این مسئله نوعی تداخل الکتریکی است که توسط لکههای جوهر و یاذرههای مرکب چاپ بر روی زمینه تصویر فاهر میشود
digamy
دو زن گیری دو شوهر گیری
archival quality
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
stream gaging
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
with the utmost rigour
با کمال سخت گیری با سخت گیری هر چه بیشتر
measuring converter
مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
sensible
قابل درک قابل رویت
observable
قابل مشاهده قابل گفتن
presumable
قابل استنباط قابل استفاده
elastic
قابل کش امدن قابل انعطاف
thankworthy
قابل تشکر قابل شکر
flexile
قابل تغییر قابل تطبیق
adducible
قابل اضهار قابل ارائه
bilable
قابل رهایی قابل ضمانت
presentable
قابل نمایش قابل تقدیم
presentable
قابل معرفی قابل ارائه
exigible
قابل مطالبه قابل پرداخت
exigible
قابل تقاضا قابل ادعا
transferable
قابل واگذاری قابل انتقال
changeable
قابل تعویض قابل تبدیل
combustible
قابل سوزش قابل تراکم
tenable
قابل مدافعه قابل تصرف
achievable
قابل وصول قابل تفریق
capacities
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
compression molding process
فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
point voting system
سیستم رای گیری عددی سیستم رای گیری امتیازی
raster scan
ردیابی افقی محل تصویر پیمایش محل تصویر
visual display terminal
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display unit
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
declinating station
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter
وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
indemonstrable
غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
indiscoverable
غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
floatable
قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
irrefrangible
غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
inconvertible
غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
moving iron instrument
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
inexplicably
بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
resumption
از سر گیری
lutation
گل گیری
recaptures
پس گیری
skims
کف گیری
exorcisms
جن گیری
scorification
کف گیری
exorcism
جن گیری
monogyny
یک زن گیری
skim
کف گیری
catch
بل گیری
skimmed
کف گیری
recature
پس گیری
recaptured
پس گیری
recapture
پس گیری
bias
سو گیری
biases
سو گیری
retractaion
پس گیری
luting
گل گیری
dewatering
اب گیری
recapturing
پس گیری
crackdowns
سخت گیری
levying
سرباز گیری
conscription
سرباز گیری
embrasure
دراغوش گیری
levies
سرباز گیری
permissiveness
اسان گیری
levy
سرباز گیری
conclusions
نتیجه گیری
crackdown
سخت گیری
conclusion
نتیجه گیری
takeovers
تحویل گیری
vendettas
انتقام گیری
strikingly
جرقه گیری
stamping
قالب گیری
piscatology
فن ماهی گیری
forming
شکل گیری
moulding
قالب گیری
levying
باج گیری
fueling
سوخت گیری
striking
جرقه گیری
vendetta
انتقام گیری
levy
باج گیری
levied
باج گیری
extract
عصاره گیری
retired ness
کناره گیری
timing
زمان گیری
follow up
پی گیری کردن
wrestling
کشتی گیری
renouncement
کناره گیری
declipping
لکه گیری
decoction
عصاره گیری
extracted
عصاره گیری
renunciation
کناره گیری
extracting
عصاره گیری
extracts
عصاره گیری
decision making
تصمیم گیری
samplery
نمونه گیری
river capture
رود گیری
rigorousness
سخت گیری
removal of slag
شلاکه گیری
removal of phosphorus
فسفر گیری
churning
کره گیری
abdication
کناره گیری
dialing
شماره گیری
gauging
اندازه گیری
levies
باج گیری
punctiliousness
نکته گیری
derivations
مشتق گیری
derivation
مشتق گیری
voting
رای گیری
inquiry
خبر گیری
resignations
کناره گیری
resignation
کناره گیری
removal of cinder
تفاله گیری
extrapolations
قیاس گیری
extrapolation
قیاس گیری
decoppering
مس گیری کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com