Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
eludible
قابل گریز
Other Matches
scampers
گریز
scampering
گریز
truancy
گریز
scamper
گریز
abscondence
گریز
get away
گریز
digression
گریز
aposteophe
گریز
jink
گریز
elusion
گریز
allusion
گریز
loop
گریز
leg bail
گریز
allusions
گریز
elopement
گریز
elopements
گریز
escapes
گریز
ineluctable
نا گریز
evasion
گریز
evasions
گریز
subterfuges
گریز
chevy
گریز
flight
گریز
subterfuge
گریز
escaped
گریز
side step
گریز
leakages
گریز
scuttle
گریز
desertion
گریز
scuttling
گریز
scuttles
گریز
scuttled
گریز
metabasis
گریز
lubricious
گریز پا
scampered
گریز
escaping
گریز
misogynists
زن گریز
leakage
گریز
fly-by-night
شب گریز
escapement
گریز
escape
گریز
misogynist
زن گریز
loop hole
گریز
evading
گریز از دشمن
drives
گریز پا به توپ
to put by
گریز زدن
fugue reaction
واکنش گریز
to run off
گریز زدن
evasible
گریز زدنی
to give leg
گریز زدن
escape clause
شرط گریز
prison breaker
زندان گریز
escaping
گریز فرار
esc
کاراکتر گریز
dodges
گریز زدن
evaded
گریز از دشمن
dodage
گریز با توپ
escape character
کاراکتر گریز
velocity of escape
سرعت گریز
escape velocity
سرعت گریز
centrifugal
گریز از مرکز
centrifugal
مرکز گریز
escapes
گریز فرار
escape convention
قرارداد گریز
drive
گریز پا به توپ
guy
فرار گریز
guys
فرار گریز
escape code
رمز گریز
escape charaoter
دخشه گریز
evade
گریز از دشمن
centrifugal
گریز از مرکزی
evades
گریز از دشمن
inescapable
گریز نا پذیر
unsocial
مردم گریز
negative movement reflex
بازتاب گریز
centrifuges
مرکز گریز
escapists
گریز گرای
escapist
گریز گرایانه
centrifuge
مرکز گریز
loup
گریز خیززدن
escapist
گریز گرای
dodge
گریز زدن
dodged
گریز زدن
glycophyte
نمک گریز
misanthrope
مردم گریز
misanthropes
مردم گریز
contrifuge
گریز از مرکز
running fight
جنگ و گریز
misogynous
متنفر از زن زن گریز
unsociable
مردم گریز
hit-and-run
جنگ و گریز
corticofugal
قشر گریز
Luddite
پیشرفت گریز
Luddites
پیشرفت گریز
escapists
گریز گرایانه
hit and run
جنگ و گریز
misanthropes
انسان گریز
dodging
گریز زدن
loss
گریز سقوط
escape
گریز فرار
loophole
راه گریز
escaped
گریز فرار
parthian shaft or shot
تیرهنگام گریز
flight
عزیمت گریز
evasions
گریز زنی
parthian shaft or shot
جنگ و گریز
ineludible
گریز ناپذیر
evasion
گریز زنی
loopholes
راه گریز
misanthrope
انسان گریز
getaways
گریز فرار
apostrophize
گریز زدن
getaway
گریز فرار
centrifugal force
نیروی گریز از مرکز
escaping
جان بدربردن گریز
to play the truant
ازاموزشگاه گریز زدن
centrifugal lubrication
روغنکاری گریز از مرکز
escapes
جان بدربردن گریز
centrifugal acceleration
شتاب گریز از مرکز
contrifugal force
نیروی گریز از مرکز
conditioned escape response
پاسخ گریز شرطی
data link escape
گریز اتصال دادهای
eccentric cam
بادامک گریز از مرکز
centrifugal pump
تلمبه مرکز گریز
eccentric disc
صفحه گریز از مرکز
centrifugation
قوه گریز از مرکز
escape
جان بدربردن گریز
escaped
جان بدربردن گریز
circle dodge
گریز از حریف در مسیرمنحنی
centrifugal force
نیروی مرکز گریز
centrifugal pump
پمپ گریز از مرکز
stand-off
سرد گریز کردن
ultracentrifuge
فرا مرکز گریز
evading
گریز زدن از ازسربازکردن
evades
گریز زدن از ازسربازکردن
eccentricities
گریز از مرکز غرابت
evaded
گریز زدن از ازسربازکردن
evade
گریز زدن از ازسربازکردن
eccentricity
گریز از مرکز غرابت
eccentricity
گریز یا خروج از مرکز
glycophyte
گیاه نمک گریز
stand off
سرد گریز کردن
eccentricities
گریز یا خروج از مرکز
stand-offs
سرد گریز کردن
song and dance
توضیح گریز آمیز
car chase
تعقیبو گریز با اتومبیل
lyophobic colloid
کلویید حلال گریز
blower
نوعی کمپرسور گریز از مرکز
leeway
عقب افتادگی راه گریز
trompement
گریز شمشیرباز از ضربه حریف
evadingly
گریز زنان بابهانه یاحیله
evasion and scape
گریز و فراراز دست دشمن
centrifugally cast pipe
لوله ریخته گی گریز از مرکز
hot mold centrifugal casting process
فرایند ریخته گی گریز از مرکزگرم
recoverable item
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
to chicken out of something
گریز زدن از چیزی
[اصطلاح روزمره]
centrifugal starting switch
سوئیچ راه اندازی گریز ازمرکز
truants
شاگرد یا ادم طفره رو مکتب گریز
deropement
مانور حمله با گریز ازشمشیر حریف
centrifugal casting
ریخته گری گریز از مرکز سانتریفوژ
centrifugal casting machine
دستگاه ریخته گری گریز ازمرکز
centrifugal casting process
فرایند ریخته گری گریز ازمرکز
centrifugal casting process
طریقه ریخته گری گریز از مرکز
truant
شاگرد یا ادم طفره رو مکتب گریز
submarine
مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
submarines
مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
archival quality
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
cutback
بازی بدون توپ برای گریز ازچنگ مدافعان
cutbacks
بازی بدون توپ برای گریز ازچنگ مدافعان
moonlight fliting
گریز از خانهای هنگام شب برای رهایی از پرداخت اجاره
escrow
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
standstill
در کنار یکدیگر رکاب زدن و درانتظار اشتباه حریف بودن برای گریز
bilable
قابل رهایی قابل ضمانت
flexile
قابل تغییر قابل تطبیق
tenable
قابل مدافعه قابل تصرف
exigible
قابل تقاضا قابل ادعا
sensible
قابل درک قابل رویت
presumable
قابل استنباط قابل استفاده
adducible
قابل اضهار قابل ارائه
elastic
قابل کش امدن قابل انعطاف
transferable
قابل واگذاری قابل انتقال
presentable
قابل معرفی قابل ارائه
presentable
قابل نمایش قابل تقدیم
changeable
قابل تعویض قابل تبدیل
achievable
قابل وصول قابل تفریق
exigible
قابل مطالبه قابل پرداخت
combustible
قابل سوزش قابل تراکم
thankworthy
قابل تشکر قابل شکر
observable
قابل مشاهده قابل گفتن
capacities
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
visual display unit
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display terminal
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
vortex separation
جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
leapfrogging
گریز زدن گره گره حرکت کردن
leapfrogged
گریز زدن گره گره حرکت کردن
leapfrog
گریز زدن گره گره حرکت کردن
leapfrogs
گریز زدن گره گره حرکت کردن
centrifugal
با سیستم گریز از مرکز با نیروی گریزاز مرکز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com