Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
English
Persian
watch case
قاب ساعت
watchcase
قاب ساعت
Search result with all words
striker
ساعت زنگی
strikers
ساعت زنگی
lock
همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
locks
همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
overtime
وقت اضافی اضافه کار اضافه کاری ساعت فوق العاده
counterclockwise
درجهت مخالف حرکت عقربه ساعت
counterclockwise
در خلاف جهت ساعت
counterclockwise
در خلاف عقربههای ساعت
crystal
قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystals
قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
zero hour
ساعت س
zero hour
ساعت شروع عملیات
time
سیگنال ساعت که تمام قط عات سیستم را همان میکند
time
انتخاب صحیح فرکانس ساعت سیستم برای امکان رودن به رسانههای کندتر و..
time
زمانی که به صورت ساعت , دقیقه , ثانیه و... بیان شود
timed
سیگنال ساعت که تمام قط عات سیستم را همان میکند
timed
انتخاب صحیح فرکانس ساعت سیستم برای امکان رودن به رسانههای کندتر و..
timed
زمانی که به صورت ساعت , دقیقه , ثانیه و... بیان شود
times
سیگنال ساعت که تمام قط عات سیستم را همان میکند
times
انتخاب صحیح فرکانس ساعت سیستم برای امکان رودن به رسانههای کندتر و..
times
زمانی که به صورت ساعت , دقیقه , ثانیه و... بیان شود
clockwise
درجهت ساعت
clockwise
درجهت گردش عقربههای ساعت
clockwise
مطابق گردش عقربه ساعت در جهت عقربه ساعت
clockwise
مطابق گردش عقربههای ساعت راستگرد
clockwise
در جهت ساعت
watchband
بند ساعت
watchbands
بند ساعت
hourly
ساعت به ساعت
o'clock
ساعت از روی ساعت
hour
ساعت
hours
ساعت
flag
پرچم ساعت شطرنج
flags
پرچم ساعت شطرنج
solarium
ساعت افتابی
solariums
ساعت افتابی
grandfather clock
ساعت پاندولی بلندی که روی زمین قرار میگیرد
grandfather clocks
ساعت پاندولی بلندی که روی زمین قرار میگیرد
spindle
دسته کوک ساعت رقاصک ساعت
spindles
دسته کوک ساعت رقاصک ساعت
timer
کسی که وقت را نگه می دارد ساعت
timers
کسی که وقت را نگه می دارد ساعت
cuckoo clock
ساعت دیواری زنگی که در سرساعت صدایی شبیه صدای فاخته میکند
cuckoo clocks
ساعت دیواری زنگی که در سرساعت صدایی شبیه صدای فاخته میکند
per
برای هر ساعت یا روز یا هفته یا سال
countdown
میزان کردن ساعت
countdowns
میزان کردن ساعت
self-esteem
ساعت
clockwork
چرخهای ساعت منظم وخودکار
hour hand
عقربه ساعت شمار
hour hands
عقربه ساعت شمار
hour land
عقربه ساعت شمار
timepiece
ساعت
timepieces
ساعت
dual
دادههای ترکیبی هر مجموعهای از داده در پاس یا لبه ساعت مختلف آماده و معتبر است
edge
سیگنال ساعت و نه خود سطح همسان میشود
edge
طرف یک شی مسط ح یا سیگنال یا باس ساعت
edges
سیگنال ساعت و نه خود سطح همسان میشود
edges
طرف یک شی مسط ح یا سیگنال یا باس ساعت
external
ساعت یا سیگنال یکسان کننده در خارج یک وسیله
externals
ساعت یا سیگنال یکسان کننده در خارج یک وسیله
immediate
پردازش داده پس از ایجاد آن و نه انتظار برای پاس ساعت یا زمان سنگرون
clock
تپش زمان سنجی ساعت
clock
ساعت ورزشگاه
clock
سیگنال هایی که هم سان با باس ساعت هستند
clock
دوره زمانی بین دو باس ساعت متناوب
clock
وسیلهای که سرعت ساعت اصل سیستم را دو برابر میکند
clock
تعداد باس هایی که ساعت هر ثانیه ایجاد میکند
clock
سیگنال ساعت که تمام اعضای سیستم را همگام میکند
clock
مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
clock
ساعت
clocks
تپش زمان سنجی ساعت
clocks
ساعت ورزشگاه
clocks
سیگنال هایی که هم سان با باس ساعت هستند
clocks
دوره زمانی بین دو باس ساعت متناوب
clocks
وسیلهای که سرعت ساعت اصل سیستم را دو برابر میکند
clocks
تعداد باس هایی که ساعت هر ثانیه ایجاد میکند
clocks
سیگنال ساعت که تمام اعضای سیستم را همگام میکند
clocks
مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
clocks
ساعت
frequencies
فرکانس ساعت اصلی که سیستم را یکسان میکند
frequency
فرکانس ساعت اصلی که سیستم را یکسان میکند
dial
صفحهء مدرج ساعت صفحهء عقربک دار
dialed
صفحهء مدرج ساعت صفحهء عقربک دار
dialled
صفحهء مدرج ساعت صفحهء عقربک دار
dials
صفحهء مدرج ساعت صفحهء عقربک دار
poise
اونگ یا وزنه ساعت
main
سیگنال ساعت که تمام قط عات سیستم را سنکرون میکند
ding dong
دنگ دنگ : صدای ساعت شماطه
ding dong
ترتیب زنگ زدن ساعت درسرهریک ربع
ding-dong
دنگ دنگ : صدای ساعت شماطه
ding-dong
ترتیب زنگ زدن ساعت درسرهریک ربع
ding-dongs
دنگ دنگ : صدای ساعت شماطه
ding-dongs
ترتیب زنگ زدن ساعت درسرهریک ربع
pin
میخ کوچک ساعت محور کوچکی که چیزی دوران بگردد
pinned
میخ کوچک ساعت محور کوچکی که چیزی دوران بگردد
pinning
میخ کوچک ساعت محور کوچکی که چیزی دوران بگردد
atomic
ساعت خیلی دقیقی که از تغییر انرژی اتم ها به عنوان مرجع استفاده میکند
watch
ساعت جیبی و مچی
watch
ساعت
Other Matches
sundial
ساعت خورشیدی ساعت شمسی ساعت فلی
sundials
ساعت خورشیدی ساعت شمسی ساعت فلی
Look at the watch.
نگاه کنید به ساعت
[مچی]
ببینید ساعت چند است.
zone time
وقت یا ساعت منطقهای سیستم ساعت 42 ساعتی جهانی
By my watch it's five to nine.
طبق ساعت
[مچی]
من ساعت پنج دقیقه به نه است.
My curfew is at 11.
من ساعت ۱۱ باید خانه باشم.
[چونکه پدر و مادر اجازه نمی دهند از آن ساعت به بعد]
standard time
ساعت بین المللی ساعت استاندارد
He arrives at 4 O'clock instead of 3 O'clock.
او
[مرد]
عوض ساعت ۳ ساعت ۴ می آید.
synchronous
ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دو وسیله با یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسالی هم سان با سیگنال ساعت است
transmissions
وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
transmission
وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
horologe
ساعت
maypop
گل ساعت
ticker
ساعت
watching
ساعت
horologium
ساعت
passion flower
گل ساعت
passionflower
گل ساعت
watches
ساعت
timŠepiece
ساعت
horologii
ساعت
h hour
ساعت س
Every so often . Every hour on the hour.
دم به ساعت
watched
ساعت
hour ly
ساعت به ساعت
in hour's time
دو ساعت
oclock
ساعت
by my watch
ساعت من
time-piece
ساعت
clocks
ساعت ها
clk
ساعت
timepiece
ساعت
ticker
[colloquial]
[watch]
ساعت
clock generator
ساعت زا
clock
ساعت
mean time
ساعت متوسط
man hour
نفر ساعت
lights out
ساعت خواب
man hours
نفر در ساعت
navy time
ساعت دریایی
real time clock
ساعت بلادرنگ
atomic clock
ساعت اتمی
quarter hour
ربع ساعت
pph
تعدادصفحه در ساعت
physiological clock
ساعت فیزیولوژیکی
balance wheel
رقاص ساعت
business hours
ساعت اداری
business hours
ساعت کاری
moon dial
ساعت مهتابی
kwh
کیلووات- ساعت
internal clock
ساعت داخلی
half hour
نیم ساعت
game clock
ساعت ورزشگاه
horologer
ساعت ساز
four o'clock
ساعت چهار
electric clock
ساعت الکتریکی
dutchmans
یکجور گل ساعت
watch maker
ساعت ساز
watchmaker
ساعت ساز
clock speed
سرعت ساعت
digital clock
ساعت رقمی
hand glass
ساعت شنی
horary
ساعت بساعت
by my watch
مطابق ساعت من
in the space of an hour
بفاصله یک ساعت
capped watch
ساعت شکاری
chess clock
ساعت شطرنج
sandglass
ساعت ریگی
civil time
ساعت محلی
hour glass
ساعت ریگی
horology
ساعت سازی
civil time
ساعت معمولی
clock maker
ساعت ساز
clock work
چرخهای ساعت
sext
نماز ساعت شش
wall clock
ساعت دیواری
face of the clock
صفحه ساعت
We will come at 8.
ما ساعت 8 میاییم.
Face of the watch .
صفحه ساعت
rush-hour
ساعت شلوغی
rush-hour
ساعت پرمشغله
passion fruit
میوهی گل ساعت
clockhand
عقربه
[ساعت ...]
hand
عقربه
[ساعت ...]
pocket watch
ساعت جیبی
kilowatt hours
کیلووات در ساعت
kilowatt hour
کیلووات در ساعت
hrs
مخفف ساعت
universal time
ساعت جهانی
tower clock
برج ساعت
time clock
گاه ساعت
the watch is warranted
خوبی ساعت
the two o'clock d.
توزیع ساعت دو
system time
ساعت سیستم
sun dial
ساعت افتابی
solar time
ساعت شمسی
shot clock
ساعت مسابقه
shooting ckock
ساعت مسابقه
8 oclock sharp . On the stroke of 8.
سر ساعت هشت
shipper
اهرم ساعت
w.h.
وات ساعت
hr
مخفف ساعت
daylight saving time
ساعت تابستانی
biological clock
ساعت زیستی
zulu time
ساعت گرینویچ
wristlet
بند ساعت
watt hour
وات ساعت
watchcase
جعبه ساعت
watch test
ازمون ساعت
watch key
کلید ساعت
watch glss
شیشه ساعت
watch glass
شیشه ساعت
sext
عبادت ساعت 21
at eight o'clock
در ساعت هشت
wristlet watch
ساعت مچی
wristwatch
ساعت مچی
wristwatches
ساعت مچی
sundial
ساعت افتابی
sundials
ساعت افتابی
hourglass
ساعت ریگی
hourglass
ساعت شنی
wrist watch
ساعت مچی
fob
زنجیر ساعت
alarm clock
ساعت شماطهای
alarm clocks
ساعت شماطهای
hourglasses
ساعت ریگی
hourglasses
ساعت شنی
alarum
ساعت زنگی
ampere hour
امپر ساعت
alarum clock
ساعت شماطهای
ampere hour
امپر- ساعت
sanchin dachi
ایستادن ساعت شنی
strap
[watchstrap]
دستبند ساعت مچی
watching
ساعت جیبی و مچی
watches
ساعت جیبی و مچی
watched
ساعت جیبی و مچی
stem winding
ساعت دسته کوک
stem winder
ساعت دسته کوک
set the clock
ساعت را تنظیم کردن
check lock
ساعت امتحان کننده
lock spring
قاب ساعت فنری
man hour
یک ساعت کار یک کارگر
ampere hour meter
امپر- ساعت سنج
military clock
ساعت یا وقت نظامی
minute glass
ساعت ریگی دقیقهای
stop watch
ساعت وقت گذاری
that watch is a good t. k
ان ساعت خوب کارمیکند
watt hour meter
وات- ساعت سنج
watt hour meter
وات ساعت متر
working day
ساعت کار روزانه
Greenwich Mean Time
معیار ساعت گرینویچ
in time
<idiom>
قبل از ساعت مقرر
mph
مخفف مایل در ساعت
the hour has struck
زنگ ساعت زده شد
time orderly
نگهبان اعلام ساعت
to carry a watch
ساعت همراه داشتن
to carry a watch
ساعت دربغل گذاشتن
to set the clock forward
ساعت را جلو آوردن
toa one the time
ساعت راازکسی پرسیدن
wrislet
بند ساعت مچی
What time is it?What time do you have?
ساعت چند است
kilowatt hour meter
کنتور کیلووات ساعت
horsepower hour
توان اسب در ساعت
d. of a watch
فرافت یا تردی ساعت
date time group
گروه ساعت و زمان
h hour
ساعت شروع عملیات
at home
پذیرایی در ساعت معین
diallist
سازنده ساعت افتابی
time out
ساعت غیبت کارگر
hack chronometer
ساعت شماردقیق یدکی
clepsydra
ساعت ابی قدیمی
greenwich time
ساعت یا زمان گرینویچ
nut
چرخ دنده ساعت
little hand
عقربه کوچک
[ساعت]
clock calendar board
تخته ساعت / تقویم
rush-hour traffic
ساعت شلوغی ترافیک
granadilla
انواع گل ساعت گرمسیری
chronometer
ساعت شمار دقیق
around 3 in the morning
تقریبا ساعت ۳ صبح
The plane to ... departs at ... o'clock.
هواپیمای ... ساعت ... پرواز می کند.
The clock has stopped.
ساعت دیواری خوابیده است
the clock was put back
عقربههای ساعت را عقب بردند
dingdong
طنین صدای ساعت شماطه
She came at six and went at eight.
ساعت 6 آمد وساعت 8 رفت
The bell goes at 9 .
ساعت 9 زنگ می خورد ( می زنند )
To set ones watch .
ساعت خودرا میزان کردن
daylight saving time
افزودن یک ساعت بر ساعات روز
What's the charge per hour?
کرایه هر ساعت چقدر است؟
traffic release
ساعت عبور ازاد خودروها
counterclockwise rotation
حرکت در خلاف عقربههای ساعت
datum time
ساعت تعیین محل زیردریایی
man hour
واحد کار بر حسب ساعت
The unveil a statue.
پرده ساعت 8 شب بالامی رود
rotation in a clockwise direction
گردش در جهت عقربه ساعت
repeater
ساعت زنگی بازگو کننده
We had to queue
[line]
up for three hours to get in.
ما باید سه ساعت در صف می ایستادیم تا برویم تو.
ampere hour meter regulation
تنظیم امپر- ساعت سنج
Please don't wake me until 9 o'clock!
لطفا من را ساعت ۹ بیدار کنید!
alarmed
بیم و وحشت ساعت زنگی
graveyard shift
شیفت سوم کار
[در ۲۴ ساعت]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com