Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 308 (15 milliseconds)
English
Persian
window box
قاب پنجره
window-box
قاب پنجره
window-boxes
قاب پنجره
casement
قاب پنجره
casements
قاب پنجره
window frame
قاب پنجره
window-frame
قاب پنجره
window-frames
قاب پنجره
Search result with all words
focus
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focused
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focuses
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focussed
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focusses
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focussing
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
message
پنجره کوچک که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند و از یک رویداد یا وضعیت یا خطا خبر میدهد
messages
پنجره کوچک که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند و از یک رویداد یا وضعیت یا خطا خبر میدهد
menu
لیست انتخابهای موجود برای کاربر که روی خط افقی نمایش داده می شوند در بالای صفحه نمایش یا پنجره هر انتخاب منو یک منوی دیگر را باز میکند
menus
لیست انتخابهای موجود برای کاربر که روی خط افقی نمایش داده می شوند در بالای صفحه نمایش یا پنجره هر انتخاب منو یک منوی دیگر را باز میکند
thin
پنجره نمایش داده شده تک خط
thinned
پنجره نمایش داده شده تک خط
thinners
پنجره نمایش داده شده تک خط
thinnest
پنجره نمایش داده شده تک خط
thins
پنجره نمایش داده شده تک خط
title
میله افقی در بالای یک پنجره که نام آن برنامه یا پنجره را بیان میکند
titles
میله افقی در بالای یک پنجره که نام آن برنامه یا پنجره را بیان میکند
horizontal
میلهای در پایین پنجره که نشان میدهد صفحه پهن تر از پنجره است . کاربر میتواند به صورت افق در صفحه حرکت کند و این میله را بکشد
tile
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
tiles
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
compatibility
پنجره یا بخشی در سیستم عامل که برنامه هایی را که برای سیستم عاملهای متفاورت ولی مربوط به هم نوشته شده اند را میتواند اجرا کند
lancet
هرچیزی شبیه نیشتر پنجره نوک تیز
lancets
هرچیزی شبیه نیشتر پنجره نوک تیز
apron
زیر پنجره کف بند
aprons
زیر پنجره کف بند
group
مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
groups
مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
caption
متن مشروح در بالای پنجره با متن سفید و رنگ صفحه آبی قرار می گیرد
captions
متن مشروح در بالای پنجره با متن سفید و رنگ صفحه آبی قرار می گیرد
fender
پنجره روکش
lattice window
پنجره مشبک
lattice windows
پنجره مشبک
grilled
پنجره دار
virtual
فضایی که از حدود فیزیکی صفحه نمایش بزرگتر است و میتواند حاوی متن ,تصویر,پنجره و... باشد
fanlight
پنجره بالای در
fanlight
پنجره نیم گردکوچک
fanlights
پنجره بالای در
fanlights
پنجره نیم گردکوچک
Venetian blinds
پنجره ترک ترک
mat
مرز تمام رنگی که اطراف تصویر که کوچکتر از پنجره نمایش است نمایش داده میشود
mats
مرز تمام رنگی که اطراف تصویر که کوچکتر از پنجره نمایش است نمایش داده میشود
windscreen
پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
windscreens
پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
cut-out
روزنهای در هواپیماهی دارای کابین با فشار تنظیم شده بعنوان در پنجره و غیره
cut-outs
روزنهای در هواپیماهی دارای کابین با فشار تنظیم شده بعنوان در پنجره و غیره
window dressing
فن نمایش کالا در پشت پنجره دکان
window-dressing
فن نمایش کالا در پشت پنجره دکان
dormer
پنجره جلو امده زیر سقف ساختمان
dormers
پنجره جلو امده زیر سقف ساختمان
sash
پنجره
sash
پنجره گلخانه
sash
پنجره گذاردن
sashes
پنجره
sashes
پنجره گلخانه
sashes
پنجره گذاردن
embrasure
منفذ پنجره یادر
embrasures
منفذ پنجره یادر
portcullis
درورودی قلعههای قدیم پنجره کشودار
portcullises
درورودی قلعههای قدیم پنجره کشودار
pan
حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pan-
حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pans
حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
bay window
پنجره جلو امده شاه نشین ساختمان
bay window
پنجره پیش امده
bay windows
پنجره جلو امده شاه نشین ساختمان
bay windows
پنجره پیش امده
porthole
پنجره کشتی یا هواپیما دریچه
portholes
پنجره کشتی یا هواپیما دریچه
frame
و مرز اطراف فضای پنجره
grate
پنجره میلههای اهخنی
grated
پنجره میلههای اهخنی
grates
پنجره میلههای اهخنی
shutter
پشت پنجره
shutter
پنجره کرکرهای
shutters
پشت پنجره
shutters
پنجره کرکرهای
handle
نمایش مربعی کوچک که قادر به تغییر شکل پنجره یا شی گرافیک است
handles
نمایش مربعی کوچک که قادر به تغییر شکل پنجره یا شی گرافیک است
grating
پنجره تیز و دلخراش
gratings
پنجره تیز و دلخراش
grille
پنجره مشبک
grille
شبکه پنجره کوچک بلیط فروشها
grille
پنجره بلندگو
grilles
پنجره مشبک
grilles
شبکه پنجره کوچک بلیط فروشها
grilles
پنجره بلندگو
window
پنجره
window
پنجره دار کردن
rail
دست انداز کمرکش در و پنجره
rail
الت میانی در و پنجره
rail
وادارمیانی در و پنجره
skylight
پنجره سقفی
skylight
پنجره طاق
skylight
پنجره سقف
skylight
پنجره هوارسانی سقف
skylight
پنجره شیروانی یا سقف
skylights
پنجره سقفی
skylights
پنجره طاق
skylights
پنجره سقف
skylights
پنجره هوارسانی سقف
Other Matches
child window
پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
picture window
پنجره دل باز وخوش منظره پنجره بزرگ
double lancet
[پنجره گوتیکی با دو پنجره سر نیزه ای]
cascading windows
چندین پنجره که روی هم نمایش داده می شوند به طوری که فقط عنوان پنجره رویی نمایش داده میشود
windowing
1-عمل تنظیم یک پنجره برای نمایش اطلاعات درصفحه . 2-نمایش یا دستیابی به اطلاعات از طریق پنجره
transom
پنجره بالای در یا بالای پنجره دیگری
casements
پنجره
cant bay window
کج پنجره
casement
پنجره
winnock
پنجره
sole plate
کف پنجره
peeper
پنجره
thirl
پنجره
window-sill
لب پنجره
window-sills
لب پنجره
biforis
دو پنجره
biforus
دو پنجره
inlier
پنجره
case window
پنجره لولادار
fan light
پنجره بالای در
dormer window
پنجره شیروانی
Venetian blind
پنجره کرکره
active window
پنجره فعال
balance window
پنجره چرخان
cross bar of window
الت پنجره
air grate
پنجره هواکش
continuous window
پنجره سراسری
clerestory
پنجره بام
case ment
پنجره لولادار
case ment
پنجره پوشش
blind window
پنجره نما
French window
پنجره لولادار
window-panes
جام پنجره
sills
قرنیز کف پنجره
sill
قرنیز کف پنجره
ingo
[تو رفتگی در و پنجره]
ingoing
[تو رفتگی در و پنجره]
jalousie
پشت پنجره ای
graters
پنجره اهنی
grater
پنجره اهنی
bow windows
پنجره قوسی
Ipswich window
پنجره بالکن
casement
پنجره لولادار
window pane
جام پنجره
casements
پنجره لولادار
window-pane
جام پنجره
bow window
پنجره قوسی
fenestral
پنجره دار
balanced window
پنجره چرخان
window-sill
هرهی پنجره
windowsill
طاقچه پنجره
windowpane
جام پنجره
windowpane
شیشه پنجره
windowing
ایجاد پنجره
window leaf
لنگه پنجره
ventilation blind
پیش پنجره
vent wing
پنجره گردان
two light frame
پنجره دوچشمه
window-sills
هرهی پنجره
by the window
کنار پنجره
biforate window
پنجره دودر
aximez
شکاف پنجره
ajimez
شکاف پنجره
cathedrian wheel
پنجره چرخی
chicago window
پنجره شیکاگویی
compss-window
پنجره کنسولی
two light frame
پنجره دو قلو
three panes window
پنجره سه چشمه
three panes window
پنجره سه لنگه
oculus
پنجره گرد
dead-light
پنجره ثابت
middle lintel in window
کمرکش پنجره
lantern light
پنجره فانوسی
internal window sill
کف پنجره داخلی
double window
پنجره دو جداره
glazing bar
الت پنجره
fire screen
پنجره بخاری
fenestration
پنجره بندی
open light
پنجره واشو
oriel
پنجره بالکن
text window
پنجره متن
sun blind
پرده پنجره
stormproof window
پنجره ضد طوفان
smith and founder
یراق در و پنجره
sky light
پنجره شیروانی
rear window
پنجره عقب
pivoting window
پنجره محوری
pivoting window
پنجره گردان
persian blinds
پنجره کرکرهای
fenestrate
پنجره دار
lantern-light
پنجره فانوسی
inactive window
پنجره غیرفعال
sash window
پنجره کشویی
sash windows
پنجره کشویی
lattic-window
پنجره مشبک
munting
الت عمودی پنجره
lancet window
پنجره نوک تیز
lucarne
پنجره عمودی خوابگاه
latch for pivoting windows
چفت پنجره گردان
dog-kennel
پنجره زیر شیروانی
window-sills
تختهی زیر پنجره
middle lintel in window
الت وسطی پنجره
middle lintel in window
وادار میانی پنجره
Diocletion Window
پنجره نیم دایره
Crittal windows
[پنجره لولادار فلزی]
window regulator
وسیله تنظیم پنجره
to hand out
از پنجره اویزان کردن
splitting a window
تقسیم بندی پنجره
worksheet window
پنجره صفحه کاری
window-sill
تختهی زیر پنجره
bay-window
[پنجره ی بیرون زده ]
to stand at
[by]
the window
کنار پنجره ایستادن
abat jour
سایبان پنجره هوا
alert box
پنجره یا جعبه هشدار
to go to the window
به
[سوی]
پنجره رفتن
window seats
صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
to lean out of the window
به پنجره تکیه دادن
skylights
پنجره شیروانی یا سقف
window seat
صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
Lantern ring
رینگ مشبک یا پنجره ای
eucharistic window
[نیم پنجره محراب]
grillwork
پنجره مشبک سازی
fillister
کنش کاو پنجره
fan light
پنجره کوچک فوقانی
a seat by the window
یک صندلی کنار پنجره
child window
پنجرهای در پنجره اصلی
defenestration
پرتاب به خارج پنجره
The window is jammed.
پنجره باز نمیشود.
bossing
[فضای خالی زیر پنجره]
balances sash
قاب شیشه خور پنجره
The window is jammed.
پنجره گیر کرده است.
Dont stick your head out of the car window.
سرت را از پنجره اتوموبیل درنیار
windowsill
قسمت افقی لبه پنجره
accolade
[آذینی روی طلاق، در و پنجره]
bat's-wing
[نوعی از نقش پنجره خورشیدی]
window panes
باران با صدا به پنجره می خورد
lunette
نعل اسب پنجره بالای در
eyebrow
گچ بری هلالی بالای پنجره
bow window
پنجره پیش امده کمانی
eyebrows
گچ بری هلالی بالای پنجره
double-hung sashes
پنجره با دو قاب شیشه خور
split window
پنجره تقسیم بندی شده
wind wing
پنجره کوچک تهویه اتومبیل
bow windows
پنجره پیش امده کمانی
radiator shutter
پنجره فلزی محافظ رادیاتور
polyptych
تصویر یا پنجره یا در لولا دارتاشو
gable
سه گوش بالای پنجره یا کنار شیروانی
Do not lean out!
به پنجره تکیه ندهید!
[در اتوبوس یا مترو]
air-grating
[پنجره مشبک برای عبور هوا]
rabbet
[for window or door]
اتصال کام و زبانه لبه
[ پنجره یا در]
screens
تور سیمی پنجره توری دار
screening, screenings
تور سیمی پنجره توری دار
gables
سه گوش بالای پنجره یا کنار شیروانی
screened
تور سیمی پنجره توری دار
screen
تور سیمی پنجره توری دار
hypaethrum
[پنجره نیم گرد کوچک رومی]
peeping Tom
<idiom>
کسی که به پنجره دیگران نگاه میکند
storm window
پنجره زمستانی کرکره چوبی بادشکن
lanceted
دارای پنجره یا طاق نوک تیز
Do you mind if I close the window?
اشکالی دارد اگر پنجره را ببندم؟
crown glass
شیشه پنجره
[در قرن نوزدهم انگلیس]
cowl-dormer
[پنجره جلو آمده زیر سقف ساختمان]
cremorne
[پنجره لولادار با چرخ دنده های کوچک]
eyebrow window
[پنجره جلو آمده زیر سقف ساختمان]
dormer
[پنجره جلو آمده زیر سقف ساختمان]
Gibbs surround
[معماری نواری اطراف چارچوب در، طاقچه و پنجره]
chien-assis
[پنجره زیر شیروانی مینیاتوری در قرون وسطی]
cremone
[پنجره لولادار با چرخ دنده های کوچک]
mullion
جرز یا الت عمودی میان قسمتهای پنجره
maximise
برگرداندن نشانه برنامه به پنجره اصلی نمایش آن
munnion
جرز الت عمودی در میان قسمتهای پنجره
rose window
پنجره گرد که ارایش هایی بشکل گل دارد
Do you mind if I open the window?
اشکالی دارد اگر پنجره را باز کنم؟
My desk is by the window.
میز کار من کنار پنجره قرار دارد.
frostwork
نقش شبنم یخ زده بر روی پنجره ومانند ان
frost work
نقشه شبنم یخ زده در روی پنجره ومانندان
minimise
کوچک کردن پنجره برنامه به اندازه یک نشانه
espangnolette
[پنجره لولا دار با چرخ دنده های کوچک]
Hallenkirche
[کلیسایی با چندین راهرو اما بدون پنجره بام]
allege
[نازکترین قسمت دیوار بین لچکی زیر پنجره و کف]
Could we have a table by the window?
آیا ممکن است میز ما کنار پنجره باشد؟
hall-church
[کلیسایی با چندین راهرو اما بدون پنجره بام]
lintel
نعل درگاه تیر یا اجرکاری ضربی بالای درب و پنجره
lancet
[پنجره نوک تیز با روزنه ی باریک برای عبور نور]
lintels
نعل درگاه تیر یا اجرکاری ضربی بالای درب و پنجره
wallpaper
تصویر یا الگو استفاده شده به عنوان پیش زمینه پنجره
cross-window
[پنجره ای با جرز عمودی میان قسمت هایش به شکل صلیب]
wallpapers
تصویر یا الگو استفاده شده به عنوان پیش زمینه پنجره
full
که از همه صفحه موجود استفاده میکند. درون یک پنجره نشان داده نمیشود
scrolls
برداری که وقتی انتخاب شود محتوای پنجره را بالا یا پایین یا به اطراف می برد
scroll
برداری که وقتی انتخاب شود محتوای پنجره را بالا یا پایین یا به اطراف می برد
fullest
که از همه صفحه موجود استفاده میکند. درون یک پنجره نشان داده نمیشود
laced window
[مجموعه ای از پنجره های عمودی که در قرن هجده میلادی در انگلستان متداول بوده است.]
scrolls
میله نمایش داده شده در اطراف پنجره با نشانهای که میزان فضای تغییر را نشان میدهد
scroll
میله نمایش داده شده در اطراف پنجره با نشانهای که میزان فضای تغییر را نشان میدهد
alabaster
[کربنات کلسیم نیمه شفاف در رنگ های زرد و سفید که اغلب در نورگیر پنجره استفاده می شود.]
My Computer
نشانهای که اغلب در گوشه سمت چپ در بالای صفحه نمایش در پنجره جاری قرار دارد. و حاوی مروری بر PC است
Ensi
[نوعی قالیچه پرده آویز بین ترکمن ها بر سر درب ورودی به چادر استفاده می شود و حالتی از پنجره را نشان می دهد.]
memo field
فیلدی در پایگاه داده یا پنجره متن در یک برنامه کاربردی که به کاربر امکان افزودن دستورات یا ماکرو درباره ورودی میدهد
Hard architecture
[ساختمان محکم، غیر شخصی و بدون پنجره که معمولا زندان ها و بیمارستان های روانی به این سبک ساخته می شده است.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com