English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
modulus vivendi قار موقت
Search result with all words
write حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
writes حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
message نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
messages نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
foul فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouled فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouler فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
foulest فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouls فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
hard خطای موقت در سیستم
harder خطای موقت در سیستم
hardest خطای موقت در سیستم
compound انبار موقت پادگان محوطه پادگان مخلوط
compounded انبار موقت پادگان محوطه پادگان مخلوط
compounds انبار موقت پادگان محوطه پادگان مخلوط
list فضای ذخیره سازی موقت در قالب LIFO برای لیست از موضوعات داده
cellar محل ذخیره سازی موقت داده یا ثبات یا کارها که موضوعات برای درج و حذف به صورت Lifo عمل می کنند یعنی اولی که می آید آخر از همه سرویس می گیرد
cellars محل ذخیره سازی موقت داده یا ثبات یا کارها که موضوعات برای درج و حذف به صورت Lifo عمل می کنند یعنی اولی که می آید آخر از همه سرویس می گیرد
swap فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swap توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swapped فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swapped توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swaps فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swaps توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swopped فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopped توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swopping فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopping توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swops فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swops توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
save محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود
saved محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود
saves محل ذخیره سازی موقت درحافظه اصلی که برای ثباتها و داده کنترلی به کارمی رود
staging سوار شدن یا سوار کردن پرسنل در ناو یا هواپیما استقرار موقت
task ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش
tasks ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش
clipboard 1-فضای ذخیره سازی موقت داده 2-
clipboards 1-فضای ذخیره سازی موقت داده 2-
task force گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task forces گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
shift محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است
shifted محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است
shifts محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است
cooling off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
tenancies مدت اجاره مالکیت موقت
tenancy مدت اجاره مالکیت موقت
armistice صلح موقت
armistices صلح موقت
tentative ازمایشی موقت
lean-to پناهگاه موقت
lean-tos پناهگاه موقت
provisional موقت
provisional به طور موقت
temporary موقت
blip عقب زدن اتومبیل بطور موقت
blips عقب زدن اتومبیل بطور موقت
stack ذخیره موقت صفحات در سیستم حافظه مجازی
stack ذخیره موقت داده , ثباتها پاس رهایی که داده اضافه شده از همان انتهای لیست بازیابی میشود. مراجعه شود به Lifd
stacked ذخیره موقت صفحات در سیستم حافظه مجازی
stacked ذخیره موقت داده , ثباتها پاس رهایی که داده اضافه شده از همان انتهای لیست بازیابی میشود. مراجعه شود به Lifd
stacks ذخیره موقت صفحات در سیستم حافظه مجازی
stacks ذخیره موقت داده , ثباتها پاس رهایی که داده اضافه شده از همان انتهای لیست بازیابی میشود. مراجعه شود به Lifd
register تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود
register فضای ذخیره سازی موقت که داده دران منتقل میشود
register ذخیره موقت دستورات اجرایی
register فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
register ذخیره موقت داده که در حافظه نوشته یا از حافظه خوانده میشود
register ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
registering تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود
registering فضای ذخیره سازی موقت که داده دران منتقل میشود
registering ذخیره موقت دستورات اجرایی
registering فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
registering ذخیره موقت داده که در حافظه نوشته یا از حافظه خوانده میشود
registering ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
registers تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود
registers فضای ذخیره سازی موقت که داده دران منتقل میشود
registers ذخیره موقت دستورات اجرایی
registers فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
registers ذخیره موقت داده که در حافظه نوشته یا از حافظه خوانده میشود
registers ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
station وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
stationed وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
stations وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
comment ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات
commented ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات
commenting ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات
check حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
checked حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
checks حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
truce قرارداد متارکه موقت جنگ
truce متارکه یا صلح یا اتش بس موقت
truces قرارداد متارکه موقت جنگ
truces متارکه یا صلح یا اتش بس موقت
modus vivendi توافق موقت
scratch فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
Other Matches
suspension of arms اعلام اتش بس موقت یا تعلیق موقت حالت جنگی
protempore موقت شاغل مقامی بطور موقت
holding area منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
holding anchorage لنگر موقت در روی دریا یابندرگاه توقف موقت در روی دریا
pontoon bridge پل موقت
intrim موقت
adhoc موقت
interim موقت
makeshift موقت
pro tempore موقت
pontoon پل موقت
pontoons پل موقت
buffer حافظه موقت
protem موقتا موقت
dazzle کوری موقت
dazzled کوری موقت
bridging leon وام موقت
false work حائل موقت
coffer dam سد انحرافی موقت
drop tank تانک موقت
detention pending trial حبس موقت
debarkation hospital بیمارستان موقت
stopgaps چاره موقت
stopgap چاره موقت
interim certificates گواهی موقت
interim financing پرداخت موقت
dazzles کوری موقت
charge d'affaires of the embassy کاردار موقت
kluged ترسیم موقت
dazzling کوری موقت
ischemia کم خونی موقت
interim plan برنامههای موقت
bridging leon اعتبار موقت
cofferdam بند موقت
short time duty کار موقت
bretess سنگر موقت
x site انبار موقت
timbering چوبست موقت
the pro tem chief رئیس موقت
term insurance بیمه موقت
temporary works کارهای موقت
temporary wife زوجه موقت
temporary structures ساختمانهای موقت
bretex سنگر موقت
bretesse سنگر موقت
bretise سنگر موقت
brettys سنگر موقت
temporarily بطور موقت
bretisee سنگر موقت
temporary storage حافظه موقت
temporary storage انباره موقت
suspensions اخراج موقت
suspension اخراج موقت
temporary duty ماموریت موقت
blackouts بیهوشی موقت
suspension of arms اتش بس موقت
tabernacle پرستشگاه موقت
provisional scrip تصدیق موقت
temporal life زندگی موقت
blackout بیهوشی موقت
temporary gauge اشل موقت
temporary road راه موقت
temporalty بطور موقت
temporary duty شغل موقت
temporary marriage ازدواج موقت
temporary hardness سختی موقت
pontoon پل موقت نظامی زدن
convening authority فرماندار موقت نظامی
shells برنامه خروج موقت
kludge سخت افزار موقت
convening authority مقام صلاحیتدار موقت
pontoons پل موقت نظامی زدن
shell برنامه خروج موقت
shelling برنامه خروج موقت
lapses برگشت انحراف موقت
beach dump انبار موقت ساحلی
lapse برگشت انحراف موقت
alternate water terminal بارانداز ابی موقت
air commodore سرتیپ موقت هوایی
lapsing برگشت انحراف موقت
acting sublieutenant ناوبان دوم موقت
cover note بیمه نامه موقت
provisorily بطور شرطی یا موقت
covering note بیمه نامه موقت
provisionally بطور موقت عجالتا"
provisional statement صورت وضعیت موقت
locumtenens کفیل جانشین موقت
provisional scrip تصدیق موقت سهام
pontoneer مامور پل موقت سازی
pontonier مامور پل موقت سازی
provisional order دستور موقت اداری
juryrig برپا کردن موقت
rendezvous area منطقه تجمع موقت
transient ischemia کم خونی موضعی موقت
provisional assignee مدیر تصفیه موقت
shadow memory حافظه ثانوی موقت
drug holiday ترک موقت دارو
scrip گواهی نامه موقت
interim injunction حکم توقیف موقت
parleys مذاکره درباره صلح موقت
quia timet قرار تامین دستور موقت
parley مذاکره درباره صلح موقت
parleyed مذاکره درباره صلح موقت
stopgaps وسیله موقت دریچه انسداد
parleying مذاکره درباره صلح موقت
time charter کرایه کردن موقت کشتی
juryrig سوار کردن موقت وسایل
fifo فضای ذخیره سازی موقت
kludge سیستم نرم افزار موقت
keyboard buffer حافظه موقت صفحه کلید
stopgap وسیله موقت دریچه انسداد
progress payments پرداختهای موقت یا علی الحساب
jumper اتصال موقت روی تخته مدار
suspended animation وقفه موقت فعالیتهای حیاتی وغیره
dazzling سوسو زدن کور کردن موقت
dazzles سوسو زدن کور کردن موقت
dazzled سوسو زدن کور کردن موقت
dazzle سوسو زدن کور کردن موقت
output ذخیره موقت داده که خارج خواهد شد
outputs ذخیره موقت داده که خارج خواهد شد
jumpers اتصال موقت روی تخته مدار
coffer-dam [مانع موقت آب بین دو ردیف شمعها]
prints توقف موقت چاپگر هنگام چاپ
transient وسیلهای که ولتاژ موقت را تحمل میکند
transient خطای موقت که درمدت زمانی رخ میدهد
secondary وضعیت موقت ایستگاه دریافت داده
transients وسیلهای که ولتاژ موقت را تحمل میکند
print توقف موقت چاپگر هنگام چاپ
transients خطای موقت که درمدت زمانی رخ میدهد
printed توقف موقت چاپگر هنگام چاپ
holding area منطقه توقف موقت [هوا فضا] [هوانوردی ]
yard track ریل موقت در داخل محوطه انبارها و یا باراندازها
workfile یک کپی موقت از برنامه یی که در حال ویرایش است
transients بخشی از حافظه موقت که در مدت زمانی رخ میدهد
transient بخشی از حافظه موقت که در مدت زمانی رخ میدهد
holding station محوطه نگهداری زخمیها وبیماران بطور موقت
scratching فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
scratches فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
scratched فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
intermediate فضای موقت حافظه برای موضوعاتی که پردازش می شوند
supersedeas دستور موقت دادگاه در موردخودداری از انجام یا ادامه کاری
softest که به طور موقت در سخت افزار ذخیره شده است
softer که به طور موقت در سخت افزار ذخیره شده است
soft که به طور موقت در سخت افزار ذخیره شده است
temporary storage ثبات حافظه موقت برای نتیجه عملیات ALU
heap فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
receivers ثبات ذخیره موقت برای دادههای ورودی پیش از پردازش
heaping فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
receiver ثبات ذخیره موقت برای دادههای ورودی پیش از پردازش
short run زمان موقت مدتی که در طی ان مقدارتولید یک کالا را نمیتوان تغییر داد
heaps فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده که ورودی یا خروجی باشد
false work تکیه گاههای موقت که برای قابل بندی بتن یا داربستهابکار میرود
buffer فضایی موقت ذخیره سازی برای دادهای که منتظر پردازش است
working فضایی از حافظه سریع برای ذخیره موقت داده در استفاده جاری
workings فضایی از حافظه سریع برای ذخیره موقت داده در استفاده جاری
text ثبات ذخیره سازی کامپیوتر موقت فقط برای حروف متن
texts ثبات ذخیره سازی کامپیوتر موقت فقط برای حروف متن
i/o فضای ذخیره سازی موقت داده که به عنوان خروجی یا ورودی استفاده خواهد شد
scratchpad فضای کاری یا محلی با حافظه سریع برای ذخیره موقت داده جاری
fall back دستورات و توابع دادههای موقت مخصوص که در صورت خطا یا خرابی استفاده میشود
cycle stealing روشی که اجازه میدهد یک دستگاه جانبی بطور موقت کامپیوتر را ازدسترسی به مسیر
buffer فضای ذخیره سازی موقت برای اینکه داده وارد یا خارج شود
storage فضای موقت حافظه برای داده هایی که در حال حاضر پردازش می شوند
transient پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر
buffer استفاده از فضای ذخیره سازی موقت تا وقتی که پردازنده یا رسانه آماده پردازش آن شود
transients پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر
record تعداد موضوعات دادههای مبوطه که در حافظه موقت نگهداری می شوند و اماده پردازش هستند
flying shore تیر چوبی افقی جهت نگاهداری دو دیوار مقابل هم که بطور موقت نصب میشود
input فضای ذخیره سازی موقت داده از رسانه ورودی پیش از ارسال آن به حافظه یا پشتیبان
buffer فضای ذخیره سازی موقت برای داده که در حافظه اصلی خوانده یا نوشته شود
inputted فضای ذخیره سازی موقت داده از رسانه ورودی پیش از ارسال آن به حافظه یا پشتیبان
bed groins بند کوچکی که بطور موقت جهت بالاامدن سطح اب دردهانه خروجی کانال زده میشود
push up stack سیستم صف ذخیره سازی موقت که آخرین موضوع اضافه شده در انتهای لیست فرار می گیرد
pre fetch دستورات CPU ذخیره شده در صف کوتاه موقت پیش از پردازش برای افزایش سرعت اجرا
y site نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
partial carry فضای ذخیره سازی موقت تمام ارقام نقلی جمع کننده موازی بجای ارسال مستقیم
buffer فضای ذخیره سازی موقت برای وسیلهای که دادهای دریافت کرده ولی آماده پردازش نیست
flow diagram صفحه پلاستیکی با نشانههای بریده شده موقت برای اجازه دادن به نشانه ها تا به آسانی و به سرعت رسم شوند
flowchart صفحه پلاستیکی با نشانههای بریده شده موقت برای اجازه دادن به نشانه ها تا به آسانی و به سرعت رسم شوند
buffer استفاده از فضای ذخیره سازی موقت در پورتهای ورودی یا خروجی تا وسایل جانبی آهسته بتوانند با CPU سریع کار کند
primary وضعیت این ایستگاه موقت است و از یک ایستگاه به دیگری ارسال میکند
first in first out صف موقت که در آن اولین عنصر در اولین محل خواندن ذخیره میشود
cache memory یک حافظه کوچک و بسیارسریع که مخصوص ذخیره موقت اطلاعات میباشد حافظه پنهان
transient target هدف موقت هدف درحال حرکتی که مدت کمی در میدان دید قرار می گیرد
check firing فرمان اتش بس موقت برای بازرسی مانع اتش
refresh buffer یک مکان حافظه موقت که درهنگام تازه کردن یک صفحه تصویر اصلاعات نمایش صفحه را نگاهداری میکند
decompress ارام ارام بالا امدن با مکثهای موقت
pioneer heliport فرودگاه هلی کوپتر صحرایی فرودگاه موقت
holdees پرسنل یا خودروها یا هواپیمایا کشتی که به طور موقت دریک پادگان توقف کرده ومنتظر دستور یا وسایل حرکت به سمت محل ماموریت باشد
IRQ سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
softer نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
softest نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
soft نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
air superiority برتری موقت هوایی رجحان هوایی
kludge 1-تصحیح موقت نرم افزاری که خوب نوشته شده یا خطای تایپ . 2-سخت افزاری که فقط برای نشان دادن به کار می رود
inputted فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
input فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
backing رسانه ذخیره سازی موقت که داده روی آن قابل ضبط است پیش از اینکه پردازش شود یا پس از پردازش و برای باز یابی
kluge 1-تصحیح موقت نرم افزاری که خوب نوشته شده یا خطای تایپ . 2-سخت افزاری که فقط برای نشان دادن به کار می رود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com