English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (3 milliseconds)
English Persian
compression molding قالبگیری فشاری
Other Matches
compound compression فشار مرکب حالت فشاری که دران لنگرپیچشی صفربوده وتمام تنشهای عمودی فشاری میباشند
molding قالبگیری
plaster casts قالبگیری گچی
plaster cast قالبگیری گچی
injection molding قالبگیری تزریقی
blast furnaces کوره قالبگیری اهن
blast furnace کوره قالبگیری اهن
cast molding قالبگیری ریخته گری
compressive فشاری
komi فشاری
compressive load application بار فشاری
compressive stress تنش فشاری
compressive stress خستگی فشاری
head pressure ارتفاع فشاری
compression wave موج فشاری
pressure fraction کسر فشاری
compression stress تنش فشاری
compression strength استحکام فشاری
compression strength تاب فشاری
compression strength توان فشاری
pressure device ماسوره فشاری
compressive yield point حدجهمندگی فشاری
hard board تخته فشاری
press key تکمه فشاری
force pump تلمبه فشاری
force feed oiler روغندان فشاری
push key تکمه فشاری
filterpress پالونه فشاری
filter press صافی فشاری
duplex pressure proportioner مخلوط کن دو فشاری
pressboard تخته فشاری
die cast ریختن فشاری
pression pipe لوله فشاری
data compaction داده فشاری
constrictor knot گره فشاری
pressure butt welding جوشکاری لب به لب فشاری
compression strength مقاومت فشاری
compression spring فنر فشاری
thumbing دگمه فشاری
thumbed دگمه فشاری
push button کلید فشاری
push button دکمه فشاری
thrust bolt پیچ فشاری
thumb دگمه فشاری
head ارتفاع فشاری
pushes ضربه فشاری
pushed ضربه فشاری
push ضربه فشاری
thumbs دگمه فشاری
achi komi دفاع فشاری
compression flange سپر فشاری
compression flange عضو فشاری
pressure sweeping روبیدن فشاری
pressure welding جوش فشاری
pressure welding جوشکاری فشاری
push shot ضربه فشاری
push button switch تکمه فشاری
snap fastener دکمه فشاری
pressure lubrication دستگاه روغنکاری فشاری
resistance pressure welding جوشکاری فشاری مقاومتی
pressure weld جوش دادن فشاری
press casting ریخته گری فشاری
standard size whole brick اجر فشاری معمولی
pressure weldable قابل جوشکاری فشاری
thrust hardness درجه سختی فشاری
pressure device عامل فشاری مین
cold pressed forging اهنگری فشاری سرد
press cutting برش دهنده فشاری
net push ضربه فشاری از لب تور
compression test specimen نمونه ازمون فشاری
compression specimen نمونه ازمایش فشاری
brass pressure casting برنج ریختگی فشاری
compression riveter دستگاه پرچ فشاری
compressive yield point نقطه لهیدگی فشاری
cold pressure welding جوشکاری فشاری سرد
centralized oil shot system روغنکاری متمرکز فشاری
mae west جلیقه نجات فشاری
barometric altimeter ارتفاع سنج فشاری
firing pressure device ماسوره فشاری مین
fumikumi لگد فشاری به پایین
compression molding ریخته گری فشاری
alumino thermit pressure welding جوشکاری فشاری الومینو-ترمیتی
tobi komi ضربه فشاری پا در حال پرش
superincumbent دارای فشار زیاد فشاری
thermit pressure welding روش جوشکاری فشاری حرارتی
thermit pressure welding روش جوشکاری فشاری الومینوترمیتی
drag in <idiom> پا فشاری روی موضوع دیگری
pressure die casting ریخته گری حدیدهای فشاری
molten metal pressure welding روش جوشکاری ذوبی-فشاری
pieze واحد فشاری در سیستم غیرمتریک
pressure casting قطعه ریخته گری فشاری
pitometer log سرعت سنج فشاری پیتومتری
press cast process فرایند ریخته گری فشاری
pressure die casting process فرایند ریخته گری حدیدهای فشاری
bend خمش فشاری انحنای لوله زانویی
pressure die casting machine دستگاه ریخته گری حدیدهای فشاری
rolling press الت فشاری برای دراوردن نمونههای چاپی
bangs صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
bang صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
banged صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
banging صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
drill press متهای که با فشار دست یاماشین چیزی را حفر میکند مته فشاری
brace گره فشاری که اجزاء دیگر ساختمان را نگهداری یابار انها را تحمل میکنند
braced گره فشاری که اجزاء دیگر ساختمان را نگهداری یابار انها را تحمل میکنند
constant temperature pressure welding combustion جوشکاری فشاری در دمای ثابت جوشکاری گازی
dial up استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
pascal's law هرگاه فشاری بریک نقطه از مایع وارد شود ان فشار عینا" به تمام نقاط مایع منتقل میشود
compressive strength قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
cold swaging machine دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com