English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 220 (15 milliseconds)
English Persian
modelling قالب سازی
modeller قالب سازی
Search result with all words
list فضای ذخیره سازی موقت در قالب LIFO برای لیست از موضوعات داده
pulse روش ذخیره سازی صوت در یک قالب دقیق وفشرده که توسط کارتهای صوتی high-end استفاده میشود
pulsed روش ذخیره سازی صوت در یک قالب دقیق وفشرده که توسط کارتهای صوتی high-end استفاده میشود
tiff قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
tiffs قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
native قالب فایل پیش فرض که توسط هر برنامه برای ذخیره سازی داده روی دیسک به کار می رود
natives قالب فایل پیش فرض که توسط هر برنامه برای ذخیره سازی داده روی دیسک به کار می رود
pcm روش ذخیره سازی صدا در قالب دقیق و فشرده توسط کارتهای صوتی قوی
normal قالب استاندارد برای فضای ذخیره سازی داده
abacus قالب موزائیک سازی
abacuses قالب موزائیک سازی
butter stamp قالب کره سازی
ceroplastics قالب سازی با موم
die and mold making حدیده و قالب سازی
fractal قالب فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
mold making equipment تجهیزات قالب سازی
tag image file format قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
Yellow Book مشخصات -CD ROM منتشر شده توسط Philips که حاوی قالب ذخیره سازی داده است و استاندارد ROM-CD XA را می پوشاند
Other Matches
basic type single tier formwork قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
imported 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
importing 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
import 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
plasticize قالب پذیر کردن از قالب در اوردن
blow up تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-up تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-ups تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
compression molding process فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
irritancy پوچ سازی باطل سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
close fitting قالب تن
matrix قالب
split line خط قالب
forme قالب
sizes قالب
close-fitting قالب تن
mandrel or dril قالب
matrixes قالب
matrix or matrices قالب
swage قالب
spectrum قالب
model قالب
kata قالب
An ice – cube . یک قالب یخ
foot pocket قالب پا
burner frame قالب
matter قالب
mattered قالب
mattering قالب
standard قالب
standards قالب
matters قالب
fitted قالب
modeled قالب
clusters قالب
unformatted بی قالب
models قالب
mold قالب
modelled قالب
cluster bombs قالب
cluster bomb قالب
cluster قالب
moulder قالب گر
template قالب
shape قالب
carcasses قالب
carcass قالب
moulded قالب
carcases قالب
templates قالب
molds قالب
mould قالب
molded قالب
cake قالب
block سد قالب
cell format قالب سل
blocked سد قالب
blocks سد قالب
laster قالب کن
laster قالب گر
size قالب
centering قالب
green sand mold قالب تر
die قالب
shapes قالب
ingot قالب
moulds قالب
moulding قالب
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
variable format با قالب متغییر
formwork قالب بندی
blocked قالب کردن
document format قالب مدرک
block قالب ریختن
bloc قالب کردن
molds قالب گیری
moulding قالب گیری
block قالب کردن
format قالب هیئت
electrotype قالب برقی
page frame قالب صفحه
model قالب طرح
pouring gate تغذیه قالب
moulding قالب سیم
modeled قالب طرح
moulder قالب ریز
mould cavity محفظه قالب
mouldable قالب بردار
shuttering قالب بتن
record format قالب رکورد
record format قالب مدرک
range format قالب دامنه
moulder قالب گیر
free format در قالب ازاد
shoe tree قالب کفش
green sand molding قالب ریزی تر
case قالب قاب
cases قالب قاب
blocks قالب ریختن
permanent shuttering قالب ثابت
pattern maker قالب ساز
blocks قالب کردن
blocked قالب ریختن
form شکل قالب
die قالب گرفتن
stripping قالب برداری
format effector تاثیرکننده قالب
form work قالب بندی
fuse block قالب فیوز
acrobat قالب فایل
acrobats قالب فایل
form قالب کردن
hat block قالب کلاه
to take a cast of قالب کردن
field template قالب فیلد
plasticity قالب پذیری
file format قالب فایل
hob سنبه قالب
order format قالب سفارش
hobs سنبه قالب
rough hew قالب کردن
formatted قالب دار
stamping قالب گیری
formed قالب کردن
modelled قالب طرح
stretch press die قالب انبساطی
stunt box قالب بند
formats قالب هیئت
die قالب منگنه
formed شکل قالب
numeric format قالب عددی
sinkers قالب ریز
models قالب طرح
sinker قالب ریز
forms قالب کردن
forms شکل قالب
formatting قالب بندی
order format قالب دستور
box caisson صندوق قالب پی
snapping قالب زنی
moulds قالب گیری
snaps قالب زنی
ingots stripper قالب کش شمش
moulded قالب گرفتن
molder قالب گیر
moulded قالب گیری
plastic قالب پذیر
last n قالب کفشدوزی
blocs قالب کردن
mandril سنبه قالب
mould قالب گرفتن
mould قالب گیری
snapped قالب زنی
moulds قالب گرفتن
mandrel قالب مرغک
brush style قالب قلم
slip form قالب لغزنده
data format قالب داده ها
ingot mould قالب شمش
curved mould قالب قوسی
mold قالب گرفتن
bentonite slurries دو قالب بتونیت
mold cavity حفره قالب
pig mold قالب شمش
snap قالب زنی
address format قالب نشانی
last n قالب کردن
core box قالب ماهیچه
card format قالب کارت
founds قالب کردن
found قالب کردن
cavetto قالب مجوف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com