Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
mode
قالب کدگذاری دیسکهای فشرده
modes
قالب کدگذاری دیسکهای فشرده
Other Matches
multisession compatible
که میتواند دیسکهای photo CD یا دیسکهای دگر را بخواند که در مراحل مختلف ایجاد شده اند
fractal
قالب فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
pcm
روش ذخیره سازی صدا در قالب دقیق و فشرده توسط کارتهای صوتی قوی
mode
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
mfm
که بیتهای داده را طبق وضعیت بیت قبل کدگذاری میکند. MFM کاراتر از FM است ولی از کدگذاری RLL کاراتر نیست
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
modified frequency modulation
که بیت داده را طبق وضعیت بیت قبلی کدگذاری میکند. MFM از FM کاراتر است ولی از کدگذاری RLL کاراتر نیست
self-
فایل فشرده که حاوی برنامهای است که محتوای آن را از حالت فشرده در می آورد
congested
فشرده انباشته شده بهم فشرده
Intel
فناوری نرم افزاری ساخت intel که به کامپیوتر اجازه میدهد تا تصاویر ویدیویی فشرده را ذخیره و بازیابی کند با استفاده از روشهای فشرده سازی نرم افزاری
basic type single tier formwork
قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
optical
دیسکهای نوری
imported
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
import
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
importing
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
plasticize
قالب پذیر کردن از قالب در اوردن
coding
کدگذاری
encodes
کدگذاری
encode
کدگذاری
turbojet
توربین هوای فشرده کمپرسور هوای فشرده
track per inch
مقیاسی از تراکم ذخیره دیسکهای مغناطیسی
pack
تعداد کارت پانچ ها یا دیسکهای مغناطیسی
packs
تعداد دیسکهای مغناطیسی ثابت یا متغیر
pack
تعداد دیسکهای مغناطیسی ثابت یا متغیر
packs
تعداد کارت پانچ ها یا دیسکهای مغناطیسی
symbolic coding
کدگذاری سمبلیک
program coding
کدگذاری برنامه
symbolic coding
کدگذاری نمادی
companding
دو فرآیندی که داده را پیش از ارسال یا ذخیره فشرده می کنند و سپس داده فشرده را به صورت اولیه ذخیره می کنند
out of line coding
کدگذاری برون خطی
in line coding
کدگذاری درون برنامهای
coded decimal number
عدد دهدهی کدگذاری شده
M out of N code
سیستم کدگذاری حاوی تشخیص خطا
skeletal code
برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
hash
سیستم کدگذاری برای کد hash بدست آید
plaintext
متن یا اطلاعی که کدگذاری یا رمزگذاری نشده باشد
blow-up
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow up
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-ups
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
doubled up
درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد
doubled
درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد
double
درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد
compiler
نرم افزاری که برنامه کدگذاری شده به حالت دیگر
Manchester coding
روش کدگذاری داده و سیگنالهای زمانی که در ارتباطات به کار می رود
nrz
یکی از چند روش کدگذاری اطلاعات دیجیتالی روی نوارمغناطیسی
n-key rollover
[این به این معنیست که هر کلید به طور کامل به طور مستقل توسط سخت افزار صفحه کلید اسکن شده، به طوری که هر فشرده شدن کلیدها به درستی صرفنظر از اینکه چگونه بسیاری از کلید های دیگر در حال فشرده شدن تشخیص داده شده اند]
relocation
جابجایی داده یا کدگذاری یا انتساب محل مطلق پیش از اجرای برنامه
optimum
سیستم کدگذاری که سریع ترین دستیابی و بازیابی را به داده ذخیره شده دارد
minimum
سیستم کدگذاری که سریع ترین دستیابی و زمان بازیابی را برای داده ذخیره شده دارد
algol
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که برای کدگذاری مسائل ریاضی وعددی بکار می رود
wand
دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند
wands
دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند
install
امکان نرم افزاری که کد برنامه را از دیسکهای توزیع شده روی دیسک سخت کامپیوتر منتقل میکند و برنامه را تشخیص میدهد
installing
امکان نرم افزاری که کد برنامه را از دیسکهای توزیع شده روی دیسک سخت کامپیوتر منتقل میکند و برنامه را تشخیص میدهد
installs
امکان نرم افزاری که کد برنامه را از دیسکهای توزیع شده روی دیسک سخت کامپیوتر منتقل میکند و برنامه را تشخیص میدهد
binary coded decimal
سیستم کدگذاری در کامپیوترکه در ان همه ارقام دهدهی توسط گروه 4 تائی از 0 و 1ها نمایش داده میشود اعداد اعشاری با کد دودوئی
secure hypertext transfer protocol
گسترش پروتکل ارسالی HTTP که امکان وجود یک بخش کدگذاری شده بین جستجوگر وب کاربر و وب سرور امن را ایجاد میکند
clean
فضایی که دیسکهای سخت و قط عات ساخته شده اند. هوای درون تصفیه میشود تا هیچ گونه آلودگی در آن نباشد تا به قط عات آسیب برساند
cleaned
فضایی که دیسکهای سخت و قط عات ساخته شده اند. هوای درون تصفیه میشود تا هیچ گونه آلودگی در آن نباشد تا به قط عات آسیب برساند
cleanest
فضایی که دیسکهای سخت و قط عات ساخته شده اند. هوای درون تصفیه میشود تا هیچ گونه آلودگی در آن نباشد تا به قط عات آسیب برساند
cleans
فضایی که دیسکهای سخت و قط عات ساخته شده اند. هوای درون تصفیه میشود تا هیچ گونه آلودگی در آن نباشد تا به قط عات آسیب برساند
FEDS
سیستم ذخیره سازی دیسک مغناطیسی که حاوی دیسکهای متحرک است مثل فلاپی دیسک در درایوهای دیسک سخت
gray code
سیستم کدگذاری که نمایش دودویی اعداد ورودی فق با یک بیت از یک عدد به عدد دیگر در زمان تغییر میکند
fix
سیستم ذخیره سازی دیسک مغناطیسی که حاوی دیسکهای متحرک است مثل فلاپی دیسک و چندین درایو دیسک ثابت
fixes
سیستم ذخیره سازی دیسک مغناطیسی که حاوی دیسکهای متحرک است مثل فلاپی دیسک و چندین درایو دیسک ثابت
compression molding process
فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
compressive
فشرده
strained
فشرده
squeezes
فشرده
squeeze
فشرده
condensed
فشرده
condensed
به هم فشرده
congested
در هم فشرده
squeezing
فشرده
intensive
فشرده
compressed
فشرده
squeezed
فشرده
hash
سیستم کدگذاری مشتق شده از کد ASCII که شماره کدها برای سه حرف اول افزوده می شوند تا عدد جدیدی برای کد hash بدست اید
diced
رقابت فشرده
condensive load
بار فشرده
compresses
هم فشرده کردن
condensed type
چاپ فشرده
compressed air
هوای فشرده
compressed file
فایل فشرده
condensed type
نوع فشرده
depressed
فشرده شدن
packing
فشرده سازی
dice
رقابت فشرده
dicing
رقابت فشرده
dices
رقابت فشرده
compressing
هم فشرده کردن
compress
هم فشرده کردن
coarctate
بهم فشرده
succinct
مجمل فشرده
alloy steel
فولاد فشرده
cast iron
فولاد فشرده
massive
گنده فشرده
massively
گنده فشرده
compact disk
دیسک فشرده
compact section
مقطع فشرده
laser
دیسک فشرده
lasers
دیسک فشرده
concise
لب گو فشرده ومختصر
compaction
فشرده سازی
compactions
فشرده سازی
cast up
فشرده کردن
press board
مقوای فشرده
ice crete
بتون فشرده
crushed
<adj.>
<past-p.>
فشرده شده
package program
برنامه فشرده
repressed brick
اجر فشرده
seried
بهم فشرده
mass practice
تمرین فشرده
steel aloy
فولاد فشرده
incompressible
فشرده نشدنی
packs
فشرده سازی
press part
بخش فشرده
pack
فشرده سازی
fasciated
بهم فشرده
packed decimal
دهدهی فشرده
press
تاکتیک دفاعی فشرده
repressed brick
اجر فشرده شده
caisson foundation
پی سازی با هوای فشرده
principal types of foot
فشرده کننده آب سنگین
CD DA
روی دیسک فشرده
CD audio
روی دیسک فشرده
prestressed concrete
بتن پیش فشرده
compacts
بهم فشرده خلاصه
packing density
تراکم فشرده سازی
compacts
جمع وجور فشرده
compacting
بهم فشرده خلاصه
compacting
جمع وجور فشرده
massive
ساختمان فشرده ماسیو
pinch effect
اثر فشرده سازی
compacted
بهم فشرده خلاصه
air compressor
هوای فشرده ساز
compacted
جمع وجور فشرده
massively
ساختمان فشرده ماسیو
compact
بهم فشرده خلاصه
compact
جمع وجور فشرده
packed decimal
عدد اعشاری فشرده
packed snow
برف فشرده شده
compander
فشرده و نافشرده کننده
bumped
بار فشرده شده
laminated plastic material
ماده فشرده متورق
presses
تاکتیک دفاعی فشرده
condensed structural formula
فرمول ساختاری فشرده
forced alternating current
جریان متناوب فشرده
die pressed part
بخش فشرده حدیدهای
decompress
ناهم فشرده کردن
A crash language course .
دوره فشرده آموزش زبان
compacted
روی دیسک فشرده را میدهد
compacts
روی دیسک فشرده را میدهد
fractal
روش فشرده سازی تصاویر
air lift
دستگاه ابکش با هوای فشرده
compact
روی دیسک فشرده را میدهد
image
فشرده سایز داده یک تصویر
compacting
روی دیسک فشرده را میدهد
images
فشرده سایز داده یک تصویر
CD
دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری
disc
مراجعه مستقیم به دیسک فشرده
CDs
دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری
compaction
فشرده سازی متراکم کردن
discs
مراجعه مستقیم به دیسک فشرده
to cram
فشرده درس خواندن
[برای امتحانی]
to mug up
[British E]
for an exam
فشرده درس خواندن
[برای امتحانی]
to swot
[British E]
for an exam
فشرده درس خواندن
[برای امتحانی]
discrete
الگوریتم کد گذاری و فشرده کردن تصاویر
file compression utility
برنامه کمکی فشرده کردن فایل
international file format
استاندارد فایلهای فشرده ذخیره شده روی i-LD
compress
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
compresses
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
compressing
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
pneumatic disatch
بردن بستههای امانتی بالوله بوسیله هوای فشرده
pneumatic
پرباد کار کننده باهوای فشرده دارای چرخ یا
photo finish
استفاده از عکس برای تعیین برنده مسابقه فشرده
phalanxes
دسته بهم فشرده پیاده نظام سنگین اسلحه
phalanx
دسته بهم فشرده پیاده نظام سنگین اسلحه
IFF
استاندارد برای فایلهای فشرده ذخیره شده روی i-CD
asymmetric video compression
استفاده از کامپیوتر قوی برای فشرده سازی تصویر
CSLIP
گونهای از پتروکل SLIP که داده را پیش از ارسال فشرده میکند
compressors
برنامه وسیله ایکه حاوی فشرده سازی داده است
compressor
برنامه وسیله ایکه حاوی فشرده سازی داده است
pictured
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
reduces
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
decompression
تبدیل یک تصویر یا فایل داده فشرده به حالتی که قابل دیدن شود
reducing
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
CD E
فرصتی که اجازه ضبط و پاک کردن داده را از دیسک فشرده میدهد
CD I
این استاندارد شامل توابع کد گذاری فشرده سازی و نمایش است
picturing
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
CD
جعبه پلاستیکی مسط ح که برای نگهداری دیسک فشرده به کار می رود
picture
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
pictures
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
CDs
جعبه پلاستیکی مسط ح که برای نگهداری دیسک فشرده به کار می رود
reduce
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
CD quality
چیزی که میتواند کیفیت ضبط مشابه با دیسک فشرده داشته باشد
pic
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیو DVI شرکت Intel
blast hole drill
مته دورانی که با هوای فشرده خورده سنگها را ازسوراخ خارج میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com