Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 220 (14 milliseconds)
English
Persian
butter stamp
قالب کره سازی
Search result with all words
list
فضای ذخیره سازی موقت در قالب LIFO برای لیست از موضوعات داده
pulse
روش ذخیره سازی صوت در یک قالب دقیق وفشرده که توسط کارتهای صوتی high-end استفاده میشود
pulsed
روش ذخیره سازی صوت در یک قالب دقیق وفشرده که توسط کارتهای صوتی high-end استفاده میشود
tiff
قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
tiffs
قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
native
قالب فایل پیش فرض که توسط هر برنامه برای ذخیره سازی داده روی دیسک به کار می رود
natives
قالب فایل پیش فرض که توسط هر برنامه برای ذخیره سازی داده روی دیسک به کار می رود
pcm
روش ذخیره سازی صدا در قالب دقیق و فشرده توسط کارتهای صوتی قوی
normal
قالب استاندارد برای فضای ذخیره سازی داده
modelling
قالب سازی
abacus
قالب موزائیک سازی
abacuses
قالب موزائیک سازی
ceroplastics
قالب سازی با موم
die and mold making
حدیده و قالب سازی
fractal
قالب فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
modeller
قالب سازی
mold making equipment
تجهیزات قالب سازی
tag image file format
قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
Yellow Book
مشخصات -CD ROM منتشر شده توسط Philips که حاوی قالب ذخیره سازی داده است و استاندارد ROM-CD XA را می پوشاند
Other Matches
basic type single tier formwork
قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
imported
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
importing
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
import
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
plasticize
قالب پذیر کردن از قالب در اوردن
blow up
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-up
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-ups
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
compression molding process
فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
close fitting
قالب تن
matrix
قالب
split line
خط قالب
forme
قالب
sizes
قالب
close-fitting
قالب تن
mandrel or dril
قالب
matrixes
قالب
matrix or matrices
قالب
swage
قالب
spectrum
قالب
model
قالب
kata
قالب
An ice – cube .
یک قالب یخ
foot pocket
قالب پا
burner frame
قالب
matter
قالب
mattered
قالب
mattering
قالب
standard
قالب
standards
قالب
matters
قالب
fitted
قالب
modeled
قالب
clusters
قالب
unformatted
بی قالب
models
قالب
mold
قالب
modelled
قالب
cluster bombs
قالب
cluster bomb
قالب
cluster
قالب
moulder
قالب گر
template
قالب
shape
قالب
carcasses
قالب
carcass
قالب
moulded
قالب
carcases
قالب
templates
قالب
molds
قالب
mould
قالب
molded
قالب
cake
قالب
block
سد قالب
cell format
قالب سل
blocked
سد قالب
blocks
سد قالب
laster
قالب کن
laster
قالب گر
size
قالب
centering
قالب
green sand mold
قالب تر
die
قالب
shapes
قالب
ingot
قالب
moulds
قالب
moulding
قالب
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
variable format
با قالب متغییر
formwork
قالب بندی
blocked
قالب کردن
document format
قالب مدرک
block
قالب ریختن
bloc
قالب کردن
molds
قالب گیری
moulding
قالب گیری
block
قالب کردن
format
قالب هیئت
electrotype
قالب برقی
page frame
قالب صفحه
model
قالب طرح
pouring gate
تغذیه قالب
moulding
قالب سیم
modeled
قالب طرح
moulder
قالب ریز
mould cavity
محفظه قالب
mouldable
قالب بردار
shuttering
قالب بتن
record format
قالب رکورد
record format
قالب مدرک
range format
قالب دامنه
moulder
قالب گیر
free format
در قالب ازاد
shoe tree
قالب کفش
green sand molding
قالب ریزی تر
case
قالب قاب
cases
قالب قاب
blocks
قالب ریختن
permanent shuttering
قالب ثابت
pattern maker
قالب ساز
blocks
قالب کردن
blocked
قالب ریختن
form
شکل قالب
die
قالب گرفتن
stripping
قالب برداری
format effector
تاثیرکننده قالب
form work
قالب بندی
fuse block
قالب فیوز
acrobat
قالب فایل
acrobats
قالب فایل
form
قالب کردن
hat block
قالب کلاه
to take a cast of
قالب کردن
field template
قالب فیلد
plasticity
قالب پذیری
file format
قالب فایل
hob
سنبه قالب
order format
قالب سفارش
hobs
سنبه قالب
rough hew
قالب کردن
formatted
قالب دار
stamping
قالب گیری
formed
قالب کردن
modelled
قالب طرح
stretch press die
قالب انبساطی
stunt box
قالب بند
formats
قالب هیئت
die
قالب منگنه
formed
شکل قالب
numeric format
قالب عددی
sinkers
قالب ریز
models
قالب طرح
sinker
قالب ریز
forms
قالب کردن
forms
شکل قالب
formatting
قالب بندی
order format
قالب دستور
box caisson
صندوق قالب پی
snapping
قالب زنی
moulds
قالب گیری
snaps
قالب زنی
ingots stripper
قالب کش شمش
moulded
قالب گرفتن
molder
قالب گیر
moulded
قالب گیری
plastic
قالب پذیر
last n
قالب کفشدوزی
blocs
قالب کردن
mandril
سنبه قالب
mould
قالب گرفتن
mould
قالب گیری
snapped
قالب زنی
moulds
قالب گرفتن
mandrel
قالب مرغک
brush style
قالب قلم
slip form
قالب لغزنده
data format
قالب داده ها
ingot mould
قالب شمش
curved mould
قالب قوسی
mold
قالب گرفتن
bentonite slurries
دو قالب بتونیت
mold cavity
حفره قالب
pig mold
قالب شمش
snap
قالب زنی
address format
قالب نشانی
last n
قالب کردن
core box
قالب ماهیچه
card format
قالب کارت
founds
قالب کردن
found
قالب کردن
cavetto
قالب مجوف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com