English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
law of analogy قانون تمثیل
Other Matches
analogy تمثیل
analogies تمثیل
allegories تمثیل
allegory تمثیل
emblems تمثیل
similitude تمثیل
emblem تمثیل
parable تمثیل
exemplum تمثیل
exemplification تمثیل
parables تمثیل
parabolically بطریق تمثیل
allegorize تمثیل نوشتن
emblematist تمثیل ساز
allegorist تمثیل نویس
analogies تمثیل همترائی
figuratively بر سبیل تمثیل
analogy تمثیل همترائی
allegorization تمثیل نویسی
similize تشبیه کردن تمثیل اوردن
legalism رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
forced sale فروش چیزی به حکم قانون و به طریقی که قانون معین کرده است
code قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
the law is not retroactive قانون شامل گذشته نمیشود قانون عطف بماسبق نمیکند
encarpus [در معماری کلاسیک آراستن تمثیل ها بوسیله هلال گل، میوه و برگ]
declaratory statute قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
law of procedure قانون اصول محاکمات قانون شکلی
penal statute قانون جزایی قانون مجازات
canons قانون کلی قانون شرع
canon قانون کلی قانون شرع
say's law قانون سی . براساس این قانون
marginal productivity law قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
implied trust امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
the law does not apply to him او مشمول قانون نمیشود قانون شامل او نمیشود
the long arm of the law دست قانون [دست قدرتمند قانون]
kanoon قانون
edict قانون
enacment قانون
statute قانون
regulation قانون
legal قانون
legislation قانون
regardless of the law به قانون
hess's law قانون هس
act قانون
acted قانون
statutes قانون
law قانون
laws قانون
lex قانون
code قانون
canon قانون
rule قانون
law of constant heat sumation قانون هس
nisi قانون
edicts قانون
canons قانون
chrles' law قانون شارل
civil code قانون مدنی
the spirit of the law جوهر قانون
civillaw قانون مدنی
constitutional low قانون اساسی
conservation law قانون بقا
clublaw قانون سرنیزه
clublaw قانون زور
conscription law قانون سربازگیری
code civil قانون مدنی
to break a law قانون شکنی
statue law قانون یا قوانین
commercial law قانون تجارت
commutative law قانون جابجایی
commercial code قانون تجارت
five second rule قانون 5 ثانیه
byelaw قانون ویژه
governing law قانون حاکم
say's law of markets قانون بازارهای سی
bylaw قانون ویژه
scofflaw قانون شکن
walras law قانون والراس
wagners law قانون واگنر
gay lussac's law قانون گیلوساک
violation of law نقض قانون
gas laws قانون گاز
unwritten law قانون ننوشته
chain rule قانون زنجیری
scofflaw ناقض قانون
game law قانون شکار
charle's law قانون شارل
trapezoidal law قانون ذوذنقهای
graham's law قانون گراهام
constitutionally مطابق قانون
constructionist کسیکه قانون
enactment of law وضع قانون
employment act قانون اشتغال
einstein's law قانون اینشتاین
economic law قانون اقتصادی
law of complimentarity قانون مکملیت
substantive law قانون ماهوی
distribution law قانون توزیع
demorgans law قانون دمورگان
tax law قانون مالیاتی
declaratory statute قانون اعلامی
dead letter قانون منسوخ
crown law قانون جزائی
curie's law قانون کوری
enactor واضع قانون
stokes' law قانون استوکس
codification قانون نویسی
the spirit of the law روح قانون
status of limitations قانون مرورزمان
contrary to the law مخالف قانون
fechner's law قانون فخنر
faraday's law قانون فاراده
the letter of the law عبارت قانون
corpus juris روح قانون
faraday's law قانون فارادی
corpus juris اساس قانون
extralegal ماورای قانون
statutory law قانون مدون
the letter of the law لفظ یا نص قانون
engels law قانون انگل
coulomb's law قانون کولن
engel's law قانون انگل
dalton's law قانون دالتون
law of clouser قانون بستار
nomological شبیه قانون
nomological وابسته به قانون
nomography فن قانون گذاری
nomographer قانون گذار
nomographer قانون گذاری
nationality law قانون تابعیت
law of effect قانون اثر
law of election قانون انتخابات
law of frequency قانون بسامد
law of gravitation قانون گرانش
nomological منطبق با قانون
law of demand قانون تقاضا
ohm's law قانون اهم
offense قانون شکنی
legiskative قانون گذار
obedient to the law مطیع قانون
obedient to the law پیرو قانون
law of induced current قانون لنتس
law of contiguity قانون مجاورت
law of contract قانون قرارداد
nomology قانون شناسی
mil rule قانون میلیم
merkel's law قانون مرکل
reflection law قانون بازتاب
law of scarcity قانون کمیابی
lenz's law قانون لنتس
lenz' law قانون لنز
law of use قانون استعمال
legist قانون دان
lawbreaker قانون شکن
lawmaker قانون گزار
left hand rule قانون دست چپ
legislatrix قانون گذار زن
law of reflection قانون بازتاب
lextalionis قانون قصاص
mercantile law قانون تجارت
matrimonially به قانون زناشوئی
law of nations قانون ملل
marioote law قانون ماریوت
law of primacy قانون تقدم
make law وضع قانون
law of progression قانون پیشروی
law of readiness قانون امادگی
law of recency قانون تاخر
legislatress قانون گذار زن
rule of thumb قانون عمومی
press law قانون مطبوعات
preamble of a statute مقدمه قانون
insolvent law قانون درماندگی
parallel law قانون توازی
insolvent law قانون اعسار
introduce law انشاء قانون
power law قانون توانی
islamic law قانون شرع
jachson's law قانون جکسون
joiting law قانون ژول
procedural law قانون شکلی
rambunctious بی قانون و قاعده
gresham's law قانون گرشام
greshams law قانون گرشام
rule of thumb قانون کلی
riot act قانون ضد اغتشاشات
hauy law قانون هوی
religious law قانون شرع
hook's law قانون هوک
hubble law قانون هابل
ignorance of law جهل به قانون
raoult's law قانون رائول
joule's law قانون ژول
jurisconsult قانون دان
lambert law قانون لامبرت
pascal قانون پاسکال
laplace's law قانون لاپلاس
law abidingness پیروی قانون
law breaker قانون شکن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com