English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
commutative law قانون جابجایی
Other Matches
rightsizing فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc
task جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند
tasks جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند
legalism رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
forced sale فروش چیزی به حکم قانون و به طریقی که قانون معین کرده است
code قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
the law is not retroactive قانون شامل گذشته نمیشود قانون عطف بماسبق نمیکند
declaratory statute قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
law of procedure قانون اصول محاکمات قانون شکلی
canon قانون کلی قانون شرع
penal statute قانون جزایی قانون مجازات
say's law قانون سی . براساس این قانون
canons قانون کلی قانون شرع
marginal productivity law قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
implied trust امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
displeacement of water جابجایی اب
head posisioning جابجایی هد
commutation جابجایی
handling جابجایی
convection جابجایی
dislocation جابجایی
deplacement جابجایی
displacement جابجایی
displacement ton تن جابجایی
relocation جابجایی
shear displacements جابجایی برشی
angular displacement جابجایی زاویهای
dynamic relocation جابجایی پویا
associative shift جابجایی تداعی
bimolecular displacement جابجایی دو مولکولی
block move جابجایی بلوک
stokes shift جابجایی استوک
allesthesia جابجایی بساوشی
shift reagent واکنشگر جابجایی
static relocation جابجایی ایستا
relocation factor ضریب جابجایی
program relocation جابجایی برنامه
relocation register ثبات جابجایی
materials handling جابجایی مواد
alkyl shift جابجایی الکیلی
allach جابجایی بساوشی
commutation relation رابطه جابجایی
commutative جابجایی پذیر
shifted جابجایی مرکزقوس
shifted جابجایی شعاعی
doppler shift جابجایی دوپلر
doppler frequency جابجایی دوپلر
displacement current جریان جابجایی
dislocation defect نقص جابجایی
shift جابجایی مرکزقوس
handling of goods جابجایی امتعه
eluviation جابجایی خاک
handling of goods جابجایی کالا
field displacement جابجایی میدان
shift جابجایی شعاعی
cost of removal هزینه جابجایی
commutativity جابجایی پذیری
image shift جابجایی تصویر
hydride shift جابجایی هیدریدی
chemical shift جابجایی شیمیایی
shifts جابجایی مرکزقوس
shifts جابجایی شعاعی
commutation rules قواعد جابجایی
the law does not apply to him او مشمول قانون نمیشود قانون شامل او نمیشود
commutative rule خاصیت جابجایی [ریاضی]
matrix جابجایی سط ر و ستون در آرایه
drunkennes خطای جابجایی یا لغزش
matrixes جابجایی سط ر و ستون در آرایه
commutative law خاصیت جابجایی [ریاضی]
ammunition handler متصدی جابجایی مهمات
translation جابجایی [ریاضی] [فیزیک]
commutative property خاصیت جابجایی [ریاضی]
Abelian group [math.] گروه جابجایی [ریاضی]
commutative group [math.] گروه جابجایی [ریاضی]
free movement of capital ازادی جابجایی سرمایه
stock handling cost هزینه جابجایی موجودی
allochiria جابجایی بساوشی متقارن
advection جابجایی افقی هوا
cargo handling at port جابجایی کالا در بندر
image displacement تغییر یا جابجایی تصویرتلویزیون
rotation جابجایی سط ر و ستون در یک آرایه .
modular constraint محدودیت در جابجایی تصاویر
output per unit of displacement توان در واحد جابجایی
allocheiria جابجایی بساوشی متقارن
sand cone method طریقه جابجایی ماسه
red shift جابجایی به سوی قرمز
handling charges هزینههای جابجایی کالا
itineration ازیک جابجایی دیگر
blue shift جابجایی به سوی ابی
hubble effect جابجایی به سوی قرمز
chemical shift equivalent protons پروتونهای با جابجایی شیمیایی برابر
chemical shift non equivalent protons پروتونهای با جابجایی شیمیایی نابرابر
shifts جابجایی ریاضی چپ داده در کلمه
Abelian group [math.] گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
globally تابع جابجایی که یک قطعه متن
global تابع جابجایی که یک قطعه متن
removable آنچه قابل جابجایی است
commutative group [math.] گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
shift جابجایی ریاضی چپ داده در کلمه
cartridge دیسک سخت قابل جابجایی
cartridges دیسک سخت قابل جابجایی
shifted جابجایی ریاضی چپ داده در کلمه
displacement جابجا شدن جابجایی تغییر مکان
right جابجایی یک بخش از داده یک بیت به راست
shift جابجایی معین بیتهای کلمه به چپ یا راست .
shifted جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
shifted جابجایی معین بیتهای کلمه به چپ یا راست .
shifts جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
shift جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
righted جابجایی یک بخش از داده یک بیت به راست
shifts جابجایی معین بیتهای کلمه به چپ یا راست .
righting جابجایی یک بخش از داده یک بیت به راست
centure of pressure travel جابجایی خطی مرکز فشار درامتداد وتر
data leakage جابجایی غیر قانونی داده ازامکانات کامپیوتری
directory SO/2 , -MS DOS , UNIX دستور سیستم برای جابجایی یک دایرکتوری
directories SO/2 , -MS DOS , UNIX دستور سیستم برای جابجایی یک دایرکتوری
shift دستور کامپیوتر برای جابجایی محتوای ثبات به چپ یا راست
machine address مقدار یک عبارت که تحت تاثیر جابجایی در برنامه نباشد
shifts دستور کامپیوتر برای جابجایی محتوای ثبات به چپ یا راست
worked انتقال انرژی برابرحاصلضرب نیرو در جابجایی نقطه اثر ان
work انتقال انرژی برابرحاصلضرب نیرو در جابجایی نقطه اثر ان
shifted دستور کامپیوتر برای جابجایی محتوای ثبات به چپ یا راست
distributes چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
distribute چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
shift محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است
rotate جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی
shifts محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است
rotates جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی
rotated جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی
shifted محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است
distributing چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
relocation جابجایی داده یا کدگذاری یا انتساب محل مطلق پیش از اجرای برنامه
advection جابجایی و حرکت طبقات اتمسفری بصورت افقی و تحت تاثیر گرما
relocation جابجایی داده یا کدگزاری یاانتساب محل مطلق درحین اجرای برنامه
the long arm of the law دست قانون [دست قدرتمند قانون]
store ثباتی درCPU که داده را پیش از پردازش یا جابجایی به محلی از حافظه نگه می دارد
storing ثباتی درCPU که داده را پیش از پردازش یا جابجایی به محلی از حافظه نگه می دارد
logic seeking چاپگری که میتواند اطلاع مورد نیاز را با کمترین جابجایی نوک تامین میکند
explicit address آدرسی در دوبخش است . یکی نقط ه ارجاع دیگری جابجایی یا مقدار اندیس
ranges جابجایی متن برای تظیم شدن در حاشیه چپ , انتقال محتوای کلمه به لبه سمت چپ
ranged جابجایی متن برای تظیم شدن در حاشیه چپ , انتقال محتوای کلمه به لبه سمت چپ
range جابجایی متن برای تظیم شدن در حاشیه چپ , انتقال محتوای کلمه به لبه سمت چپ
text سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
texts سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
bubble turn and slip الات دقیق اصلی پروازی که شتاب جانبی را با جابجایی حبابی داخل لوله شیشهای خمیده پر از مایعی نشان میدهد
eds درایو دیسک که از جعبه دیسک قابل جابجایی استفاده میکند
part قط عات کوچک ماشین برای جابجایی قطعهای که شکسته شده یا گم شده است
inversion تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
inversions تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
shell sort الگوریتم ذخیره داده که داده ها در هر عمل مرتب سازی بیشتر از یک جابجایی می توانند داشته باشند
magnetic skin effect جابجایی فوران مغناطیسی اثر پوستی مغناطیسی
ring shift جابجایی داده به چپ و راست در یک کلمه بیتی که از موز کلمه بیفتد نادیده گرفته میشود و محلهای خالی با صفر پر می شوند
rotation جابجایی یک الگوی بیت درکلمه به چپ یا راست , بیت آخر قدیمی در بیت اول جدید قرار می گیرد
permanent تشکیل شده از شیارهای دیسک پیاپی که از فایل جابجایی برای نرم افزار که حافظه مجازی را پیاده سازی میکند استفاده میشود مثل ویندوز ماکرو سافت
thrashing 1-فعالیتهای زیادی دیسک . 2-مشخصات یا خطای برنامهای در حافظه مجازی . که باعث اتلاف وقت CPV برای جابجایی صفحات بین حافظه پشتیبان میشود
edicts قانون
code قانون
acted قانون
law قانون
regardless of the law به قانون
hess's law قانون هس
legislation قانون
kanoon قانون
edict قانون
statutes قانون
statute قانون
regulation قانون
canons قانون
nisi قانون
law of constant heat sumation قانون هس
laws قانون
legal قانون
canon قانون
enacment قانون
lex قانون
act قانون
rule قانون
law of gravitation قانون گرانش
law of analogy قانون تمثیل
law of causation قانون علیت
law of advantage قانون امتیاز
law of clouser قانون بستار
labour law قانون کار
law of complimentarity قانون مکملیت
labour code قانون کار
labour act قانون کار
juristic قانون دان
law of contiguity قانون مجاورت
laplace's law قانون لاپلاس
law of primacy قانون تقدم
law of progression قانون پیشروی
law fallen into desuetude قانون متروک
law of effect قانون اثر
law of induced current قانون لنتس
law breaker قانون شکن
law of election قانون انتخابات
law abidingness پیروی قانون
law of demand قانون تقاضا
law of nations قانون ملل
law of contract قانون قرارداد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com