English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
law of sines قانون سینوس ها [ریاضی]
sine law قانون سینوس ها [ریاضی]
sine formula قانون سینوس ها [ریاضی]
sine rule قانون سینوس ها [ریاضی]
Other Matches
sinus سینوس
sine سینوس
sinuses سینوس
sinusitis ورم سینوس ها
cosine [cos] سینوس [ریاضی]
sine [sin] سینوس [ریاضی]
mathematical کسینوس و سینوس و..
sine function تابع سینوس [ریاضی]
currents جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
current جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
legalism رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
forced sale فروش چیزی به حکم قانون و به طریقی که قانون معین کرده است
the law is not retroactive قانون شامل گذشته نمیشود قانون عطف بماسبق نمیکند
code قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
declaratory statute قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
law of procedure قانون اصول محاکمات قانون شکلی
penal statute قانون جزایی قانون مجازات
say's law قانون سی . براساس این قانون
canon قانون کلی قانون شرع
canons قانون کلی قانون شرع
marginal productivity law قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
implied trust امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
the law does not apply to him او مشمول قانون نمیشود قانون شامل او نمیشود
the long arm of the law دست قانون [دست قدرتمند قانون]
code قانون
law of constant heat sumation قانون هس
statute قانون
lex قانون
statutes قانون
law قانون
enacment قانون
kanoon قانون
laws قانون
canons قانون
nisi قانون
edict قانون
edicts قانون
regardless of the law به قانون
hess's law قانون هس
legislation قانون
act قانون
legal قانون
acted قانون
rule قانون
regulation قانون
canon قانون
statutory law قانون مدون
stokes' law قانون استوکس
walras law قانون والراس
five second rule قانون 5 ثانیه
fechner's law قانون فخنر
graham's law قانون گراهام
greshams law قانون گرشام
gresham's law قانون گرشام
scofflaw ناقض قانون
game law قانون شکار
gas laws قانون گاز
gay lussac's law قانون گیلوساک
chain rule قانون زنجیری
status of limitations قانون مرورزمان
scofflaw قانون شکن
governing law قانون حاکم
statue law قانون یا قوانین
charle's law قانون شارل
faraday's law قانون فاراده
commercial law قانون تجارت
the spirit of the law جوهر قانون
the spirit of the law روح قانون
crown law قانون جزائی
the letter of the law عبارت قانون
code civil قانون مدنی
curie's law قانون کوری
dalton's law قانون دالتون
dead letter قانون منسوخ
coulomb's law قانون کولن
corpus juris اساس قانون
corpus juris روح قانون
commutative law قانون جابجایی
commercial code قانون تجارت
trapezoidal law قانون ذوذنقهای
conscription law قانون سربازگیری
conservation law قانون بقا
constitutional low قانون اساسی
constitutionally مطابق قانون
constructionist کسیکه قانون
to break a law قانون شکنی
contrary to the law مخالف قانون
the letter of the law لفظ یا نص قانون
codification قانون نویسی
employment act قانون اشتغال
enactment of law وضع قانون
civillaw قانون مدنی
enactor واضع قانون
parallel law قانون توازی
engel's law قانون انگل
engels law قانون انگل
substantive law قانون ماهوی
wagners law قانون واگنر
extralegal ماورای قانون
einstein's law قانون اینشتاین
economic law قانون اقتصادی
tax law قانون مالیاتی
clublaw قانون زور
Act of Parliament قانون موضوعه
declaratory statute قانون اعلامی
clublaw قانون سرنیزه
demorgans law قانون دمورگان
unwritten law قانون ننوشته
civil code قانون مدنی
chrles' law قانون شارل
violation of law نقض قانون
distribution law قانون توزیع
faraday's law قانون فارادی
okuns law قانون اوکان
nomological شبیه قانون
nomological وابسته به قانون
nomography فن قانون گذاری
nomographer قانون گذار
law of effect قانون اثر
law of election قانون انتخابات
nomographer قانون گذاری
law of frequency قانون بسامد
law of gravitation قانون گرانش
law of induced current قانون لنتس
law of recency قانون تاخر
nomological منطبق با قانون
ohm's law قانون اهم
offense قانون شکنی
lenz' law قانون لنز
law of contiguity قانون مجاورت
law of contract قانون قرارداد
obedient to the law مطیع قانون
obedient to the law پیرو قانون
law of demand قانون تقاضا
nomology قانون شناسی
nationality law قانون تابعیت
mil rule قانون میلیم
make law وضع قانون
lextalionis قانون قصاص
law of use قانون استعمال
lawbreaker قانون شکن
lawmaker قانون گزار
left hand rule قانون دست چپ
lenz's law قانون لنتس
legiskative قانون گذار
legislatress قانون گذار زن
legislatrix قانون گذار زن
law of scarcity قانون کمیابی
reflection law قانون بازتاب
merkel's law قانون مرکل
law of nations قانون ملل
mercantile law قانون تجارت
law of primacy قانون تقدم
matrimonially به قانون زناشوئی
law of progression قانون پیشروی
marioote law قانون ماریوت
law of readiness قانون امادگی
law of reflection قانون بازتاب
legist قانون دان
say's law of markets قانون بازارهای سی
introduce law انشاء قانون
procedural law قانون شکلی
islamic law قانون شرع
laplace's law قانون لاپلاس
press law قانون مطبوعات
jachson's law قانون جکسون
joiting law قانون ژول
joule's law قانون ژول
jurisconsult قانون دان
insolvent law قانون اعسار
insolvent law قانون درماندگی
hauy law قانون هوی
rule of thumb قانون عمومی
rule of thumb قانون کلی
riot act قانون ضد اغتشاشات
hook's law قانون هوک
hubble law قانون هابل
religious law قانون شرع
ignorance of law جهل به قانون
raoult's law قانون رائول
rambunctious بی قانون و قاعده
jurisprudent قانون دان
law abidingness پیروی قانون
law breaker قانون شکن
law fallen into desuetude قانون متروک
law merchant قانون تجارت
pascal's law قانون پاسکال
law of advantage قانون امتیاز
law of analogy قانون تمثیل
law of causation قانون علیت
law of clouser قانون بستار
pascal قانون پاسکال
paschen's law قانون پاشن
preamble of a statute مقدمه قانون
juristic قانون دان
power law قانون توانی
planck law قانون پلانک
peronality of laws ویژگی قانون
labour act قانون کار
labour code قانون کار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com