Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
law of tort
قانون مسئولیت مدنی
law of torts
قانون مسئولیت مدنی
Other Matches
law of tort
مسئولیت مدنی
civil code
قانون مدنی
code civil
قانون مدنی
civillaw
قانون مدنی
civil procedure code
قانون ایین دادرسی مدنی
misrepresentation
در CL وقتی قلب واقعیت میتواند در محدوده مسئولیت مدنی موضوع دعوی قرار گیرد که ناشی از عمد وقصد باشد تدلیس
laws
قانون مدنی تعقیب قانونی کردن
law
قانون مدنی تعقیب قانونی کردن
ignorance of law is no excuse
جهل به قانون رافع مسئولیت نیست
pandects
خلاصه قانون مدنی رم که درسده ششم بفرمان در05جلد امده است
collective guarantee
مسئولیت دسته جمعی مسئولیت تضامنی
attainder
سلب و نفی کلیه حقوق مدنی شخص در موقعی که به علت ارتکاب خیانت یا جنایت به مرگ محکوم میشود محرومیت کامل از حقوق اجتماعی و مدنی
custody
مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
legalism
رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
forced sale
فروش چیزی به حکم قانون و به طریقی که قانون معین کرده است
the law is not retroactive
قانون شامل گذشته نمیشود قانون عطف بماسبق نمیکند
code
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
declaratory statute
قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
law of procedure
قانون اصول محاکمات قانون شکلی
urban
مدنی
civil
مدنی
penal statute
قانون جزایی قانون مجازات
canon
قانون کلی قانون شرع
canons
قانون کلی قانون شرع
say's law
قانون سی . براساس این قانون
civics
تعلیمات مدنی
tort
خطای مدنی
transfer of obligation
حواله مدنی
civil liberties
ازادی مدنی
deceptions
تدلیس مدنی
civic
اجتماعی مدنی
civil law
حقوق مدنی
civil liberty
ازادی مدنی
civil rights
حقوق مدنی
civics
علوم مدنی
civi law
حقوق مدنی
fraudulent misrepresentation
تدلیس مدنی
jus cipile
حقوق مدنی رم
jus cipile
حقوق مدنی
civil partnership
شرکت مدنی
civil litigation
دادرسی مدنی
deception
تدلیس مدنی
torts
خطای مدنی
civil wrong
خطای مدنی
civil liability
مسئوولیت مدنی
civil injury
اضرار مدنی
civil low
حقوق مدنی
civil injury
خسارت مدنی
civil action
دعوی مدنی
law of civil procedure
ائین دادرسی مدنی
freemen
دارای حقوق مدنی
freeman
دارای حقوق مدنی
civil procedure
ایین دادرسی مدنی
principle of civil litigation
ایین دادرسی مدنی
principle of civil litigation
اصول محاکمات مدنی
attainder
محرومیت از حقوق مدنی
civil action
دعوی مدنی یا حقوقی
Deprivation of ones civil rights .
محرومیت از حقوق مدنی
entitle to civil rights
متمتع از حقوق مدنی
civi rights
حقوق وامتیازات مدنی
civil court division
بخش دادگاه مدنی
civil degradation
محرومیت از حقوق مدنی
civil death
محرومیت از حقوق مدنی
presumption of clearance
فرض برائت درامور مدنی
star chamber
دادگاه عالی مدنی وجنایی
freeman
فرد متمتع از حقوق مدنی
freemen
فرد متمتع از حقوق مدنی
corruption of blood
محرومیت از حقوق اجتماعی و مدنی
enfranchise
حقوق مدنی اعطا کردن به
enfranchised
حقوق مدنی اعطا کردن به
enfranchises
حقوق مدنی اعطا کردن به
infamous
محروم از حقوق مدنی ترذیلی
enfranchising
حقوق مدنی اعطا کردن به
pandect
حقوق مدنی روم قدیم
marginal productivity law
قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
counsel appointed
وکیل مسخر یاتسخیری در امور مدنی
trusted
مسئولیت
liability
مسئولیت
liabilities
مسئولیت
trust
مسئولیت
responsibly
با مسئولیت
onus
مسئولیت
amenableness
مسئولیت
responsibility
مسئولیت
liability to disease
مسئولیت
burthen
مسئولیت
irresponsible
بی مسئولیت
menage
مسئولیت
unresponsive
بی مسئولیت
trusts
مسئولیت
responsibilities
مسئولیت
tort
عملی که میتواندموجب موضوع دعوی مدنی باشد
torts
عملی که میتواندموجب موضوع دعوی مدنی باشد
amenability
احساس مسئولیت
cark
بار مسئولیت
in common
<idiom>
مسئولیت داشتن
office
مسئولیت احرازمقام
on one's shoulders
<idiom>
مسئولیت شخصی
product liability
مسئولیت محصول
imputability
مسئولیت اخلاقی
implied trust
مسئولیت فرضی
onmy own responsibility
به مسئولیت خودم
offices
مسئولیت احرازمقام
sector of responsibility
منطقه مسئولیت
area of responsibility
منطقه مسئولیت
constructive trust
مسئولیت قهری
primary interest
مسئولیت اصلی
load
فشار مسئولیت
charge
بار مسئولیت
charges
بار مسئولیت
irresponsibly
بدون حس مسئولیت
post
مقام مسئولیت
irresponsible
عاری از حس مسئولیت
post-
مقام مسئولیت
posted
مقام مسئولیت
posts
مقام مسئولیت
loads
فشار مسئولیت
responsible
مسئولیت دار
liabilities
الزام مسئولیت
liability
الزام مسئولیت
implied trust
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
without engagement
بدون تقبل مسئولیت
perils
بیم زیان مسئولیت
peril
بیم زیان مسئولیت
privity of contract
مسئولیت طرفین قرارداد
unlimited company
شرکت با مسئولیت نامحدود
sponsors
مسئولیت راقبول کردن
irresponsibly
بدون داشتن مسئولیت
over worked man
مهره شطرنج پر مسئولیت
sponsoring
مسئولیت راقبول کردن
sponsor
مسئولیت راقبول کردن
The responsibility lies with you.
مسئولیت با شما است.
To assume responsibility .
قبول مسئولیت کردن
liability for damages
مسئولیت در برابر خسارت
limited liability company
شرکت با مسئولیت محدود
caveat subscriptor
مسئولیت به عهده عضو میباشد
disclaimers
رفع کننده ادعا یا مسئولیت
loosest
از قید مسئولیت ازاد ساختن
Responsibility weighed him down
بار مسئولیت کمرش را خم کرد
amoral
بدون احساس مسئولیت اخلاقی
What do I care?
چطور این مسئولیت من است؟
up to someone to do something
<idiom>
مسئولیت مراقبت از چیزی را داشتن
loose
از قید مسئولیت ازاد ساختن
tied down
<idiom>
مسئولیت شغلی یا خانوادگی داشتن
pass the buck
<idiom>
مسئولیت خودرا به دیگری دادن
looser
از قید مسئولیت ازاد ساختن
solidarity
بهم پیوستگی مسئولیت مشترک
disclaimer
رفع کننده ادعا یا مسئولیت
sinecure
هر شغلی که متضمن مسئولیت مهمی نباشد
broad shoulders
نیروی باربری یا طاقت تحمل مسئولیت
to take the fall for somebody
مسئولیت خطایی را بجای کسی پذیرفتن
sinecures
هر شغلی که متضمن مسئولیت مهمی نباشد
(in) charge of something
<idiom>
مسئولیت کار یاکسانی را به عهده داشتن
to take the fall
[American English]
مسئولیت چیزی
[کاری یا خطایی]
را پذیرفتن
see to it
<idiom>
مسئولیت انجام کاری را برعهده گرفتن
to shuffle off responsibility
مسئولیت را ازخودسلب کردن بدوش ودیگری گذاردن
buck passer
شخصی که مسئولیت خود را بدیگران محول میکند
to pass the buck
<idiom>
مسئولیت ناخوشایند
[تقصیر یا زحمت]
را به دیگری دادن
to shift off responsibility
مسئولیت را ازخودسلب کردن وبدوش دیگری گذاردن
accountability
ذیحسابی مسئولیت نگهداری سوابق پولی و مالی
I wI'll do it on my own responsibility .
به مسئولیت خودم این کاررا خواهم کرد
to pass the buck to somebody
مسئولیت ناخوشایند
[تقصیر یا زحمت]
را به کسی دادن
the law does not apply to him
او مشمول قانون نمیشود قانون شامل او نمیشود
To wash ones hands of somebody (something).
دست از کسی (چیزی )شستن (قطع مسئولیت ورابطه )
pick up
واگذار کردن مسئولیت مهاریک بازیگر ازاد به کسی
frankpledge
مسئولیت دسته جمعی افراد مالیات پرداز یک ناحیه
One insust not step aside and diclaim responsibility .
نبا ید کنا ررفت واز خود سلب مسئولیت کرد
profit centre
قسمتی از سازمان که مسئولیت محاسبه هزینه هاو درامدها را به عهده دارد
tortious liability
ضمان ناشی از شبه جرم مسئوولیت ناشی از خطای مدنی
the long arm of the law
دست قانون
[دست قدرتمند قانون]
urbanising
مدنی کردن صیقلی کردن
urbanised
مدنی کردن صیقلی کردن
urbanises
مدنی کردن صیقلی کردن
urbanize
مدنی کردن صیقلی کردن
urbanizes
مدنی کردن صیقلی کردن
urbanized
مدنی کردن صیقلی کردن
frauds
تدلیس جزائی تدلیس مدنی
fraud
تدلیس جزائی تدلیس مدنی
urbanizing
مدنی کردن صیقلی کردن
limited company
شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
errors and omissions expected
باستثنای اشتباهات وچیزهایکه از قلم افتاده این عبارت روی صورت حسابهانوشته میشود و یعنی مسئولیت اشتباهات بعهده شرکت نمیباشد
common low
سیستم حقوقی انگلستان که ازحقوق مدنی و حقوق کلیسایی متمایز است زیرا این قسمت از حقوق انگلستان از پارلمان ناشی نشده عرف و عادت حقوق عرفی
sector
منطقه عمل منطقه مسئولیت
unlimited liability
بدهیهای نامحدود مسئولیت نامحدود
sectors
منطقه عمل منطقه مسئولیت
nisi
قانون
statutes
قانون
statute
قانون
canon
قانون
regardless of the law
به قانون
edict
قانون
lex
قانون
code
قانون
rule
قانون
canons
قانون
regulation
قانون
kanoon
قانون
enacment
قانون
laws
قانون
act
قانون
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com