Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
law of multiple proportions
قانون نسبتهای اضعافی
Other Matches
law of difinte proportions
قانون نسبتهای معین
law of constant proportions
قانون نسبتهای ثابت
light conditions
نسبتهای روشنایی
ligting conditions
نسبتهای روشنایی
liquidity ratio
نسبتهای نقدینگی
mix design
تعیین نسبتهای اختلاط
ligting conditions
شرایط روشنایی نسبتهای نور
forced sale
فروش چیزی به حکم قانون و به طریقی که قانون معین کرده است
legalism
رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
the law is not retroactive
قانون شامل گذشته نمیشود قانون عطف بماسبق نمیکند
code
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
declaratory statute
قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
law of procedure
قانون اصول محاکمات قانون شکلی
canon
قانون کلی قانون شرع
say's law
قانون سی . براساس این قانون
canons
قانون کلی قانون شرع
penal statute
قانون جزایی قانون مجازات
marginal productivity law
قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
implied trust
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
the law does not apply to him
او مشمول قانون نمیشود قانون شامل او نمیشود
the long arm of the law
دست قانون
[دست قدرتمند قانون]
law of constant heat sumation
قانون هس
law
قانون
legal
قانون
regardless of the law
به قانون
kanoon
قانون
statute
قانون
lex
قانون
nisi
قانون
legislation
قانون
statutes
قانون
acted
قانون
laws
قانون
regulation
قانون
canons
قانون
rule
قانون
enacment
قانون
act
قانون
hess's law
قانون هس
code
قانون
edict
قانون
edicts
قانون
canon
قانون
law of scarcity
قانون کمیابی
law of use
قانون استعمال
lawbreaker
قانون شکن
lawmaker
قانون گزار
left hand rule
قانون دست چپ
fechner's law
قانون فخنر
law of reflection
قانون بازتاب
reflection law
قانون بازتاب
faraday's law
قانون فاراده
engels law
قانون انگل
okuns law
قانون اوکان
engel's law
قانون انگل
enactor
واضع قانون
enactment of law
وضع قانون
law of progression
قانون پیشروی
faraday's law
قانون فارادی
law of readiness
قانون امادگی
law of recency
قانون تاخر
extralegal
ماورای قانون
legiskative
قانون گذار
dead letter
قانون منسوخ
dalton's law
قانون دالتون
curie's law
قانون کوری
crown law
قانون جزائی
make law
وضع قانون
coulomb's law
قانون کولن
declaratory statute
قانون اعلامی
demorgans law
قانون دمورگان
distribution law
قانون توزیع
legislatress
قانون گذار زن
employment act
قانون اشتغال
legislatrix
قانون گذار زن
einstein's law
قانون اینشتاین
economic law
قانون اقتصادی
law fallen into desuetude
قانون متروک
lenz' law
قانون لنز
lenz's law
قانون لنتس
lextalionis
قانون قصاص
legist
قانون دان
five second rule
قانون 5 ثانیه
jachson's law
قانون جکسون
labour law
قانون کار
lambert law
قانون لامبرت
laplace's law
قانون لاپلاس
law abidingness
پیروی قانون
law breaker
قانون شکن
insolvent law
قانون درماندگی
law merchant
قانون تجارت
law of advantage
قانون امتیاز
law of analogy
قانون تمثیل
labour code
قانون کار
labour act
قانون کار
joiting law
قانون ژول
joule's law
قانون ژول
jurisconsult
قانون دان
islamic law
قانون شرع
jurisprudent
قانون دان
juristic
قانون دان
introduce law
انشاء قانون
insolvent law
قانون اعسار
law of causation
قانون علیت
law of clouser
قانون بستار
law of induced current
قانون لنتس
hauy law
قانون هوی
law of nations
قانون ملل
greshams law
قانون گرشام
gresham's law
قانون گرشام
law of primacy
قانون تقدم
graham's law
قانون گراهام
governing law
قانون حاکم
gay lussac's law
قانون گیلوساک
gas laws
قانون گاز
law of gravitation
قانون گرانش
law of frequency
قانون بسامد
law of complimentarity
قانون مکملیت
ignorance of law
جهل به قانون
law of contiguity
قانون مجاورت
law of contract
قانون قرارداد
plaintiff
مدعی
[قانون]
law of demand
قانون تقاضا
hubble law
قانون هابل
law of effect
قانون اثر
law of election
قانون انتخابات
hook's law
قانون هوک
game law
قانون شکار
wein law
قانون وین
plaintiff
خواهان
[قانون]
complainant
[British E]
خواهان
[قانون]
pursuer
[Scottish English]
خواهان
[قانون]
claimant
[arbitration proceedings]
خواهان
[قانون]
petitioner
[divorce proceedings]
خواهان
[قانون]
cl
قانون مدون
Under the protection of the law.
درپناه قانون
brush with the law
<idiom>
درگیری با قانون
to the letter
<idiom>
طبق قانون
plaintiff
شاکی
[قانون]
complainant
[British E]
شاکی
[قانون]
pursuer
[Scottish English]
شاکی
[قانون]
It's a rule that ...
قانون است که ...
to come into operation
قانون شدن
to take effect
قانون شدن
to inure
قانون شدن
to go into effect
قانون شدن
breach of the law
نقض قانون
petitioner
[divorce proceedings]
شاکی
[قانون]
complainant
[British E]
مدعی
[قانون]
pursuer
[Scottish English]
مدعی
[قانون]
claimant
[arbitration proceedings]
مدعی
[قانون]
petitioner
[divorce proceedings]
مدعی
[قانون]
in the eyes of law
از دید قانون
marioote law
قانون ماریوت
obedient to the law
مطیع قانون
offense
قانون شکنی
claimant
[arbitration proceedings]
شاکی
[قانون]
ohm's law
قانون اهم
parallel law
قانون توازی
pascal
قانون پاسکال
pascal's law
قانون پاسکال
paschen's law
قانون پاشن
penal statute
قانون جزا
peronality of laws
ویژگی قانون
planck law
قانون پلانک
obedient to the law
پیرو قانون
nomology
قانون شناسی
matrimonially
به قانون زناشوئی
mercantile law
قانون تجارت
merkel's law
قانون مرکل
mil rule
قانون میلیم
nationality law
قانون تابعیت
nomographer
قانون گذاری
nomographer
قانون گذار
nomography
فن قانون گذاری
nomological
وابسته به قانون
nomological
شبیه قانون
nomological
منطبق با قانون
power law
قانون توانی
preamble of a statute
مقدمه قانون
press law
قانون مطبوعات
substantive law
قانون ماهوی
tax law
قانون مالیاتی
the letter of the law
لفظ یا نص قانون
the letter of the law
عبارت قانون
the spirit of the law
روح قانون
the spirit of the law
جوهر قانون
to break a law
قانون شکنی
trapezoidal law
قانون ذوذنقهای
unwritten law
قانون ننوشته
violation of law
نقض قانون
wagners law
قانون واگنر
walras law
قانون والراس
stokes' law
قانون استوکس
statutory law
قانون مدون
procedural law
قانون شکلی
rambunctious
بی قانون و قاعده
raoult's law
قانون رائول
religious law
قانون شرع
riot act
قانون ضد اغتشاشات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com