Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
coulomb's law
قانون کولن
Other Matches
coul
کولن
coulomb
کولن
volt coulomb
ولت- کولن
coulometer
کولن سنج
international coulomb
کولن جهانی
coulometry
کولن سنجی
Coulomb's condition
قید کولن
absolute coulomb
کولن مطلق
silver coulometer
کولن سنج نقرهای
coulomb
[C]
کولن
[یکای بار الکتریکی در اس آی]
[فیزیک]
[شیمی]
franklin
[Fr]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
statcoulomb
[statC]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
electrostatic unit of charge
[esu]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
forced sale
فروش چیزی به حکم قانون و به طریقی که قانون معین کرده است
legalism
رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
the law is not retroactive
قانون شامل گذشته نمیشود قانون عطف بماسبق نمیکند
code
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
declaratory statute
قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
law of procedure
قانون اصول محاکمات قانون شکلی
say's law
قانون سی . براساس این قانون
canon
قانون کلی قانون شرع
penal statute
قانون جزایی قانون مجازات
canons
قانون کلی قانون شرع
marginal productivity law
قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
implied trust
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
the law does not apply to him
او مشمول قانون نمیشود قانون شامل او نمیشود
the long arm of the law
دست قانون
[دست قدرتمند قانون]
legal
قانون
law
قانون
kanoon
قانون
law of constant heat sumation
قانون هس
laws
قانون
enacment
قانون
regulation
قانون
act
قانون
edict
قانون
acted
قانون
code
قانون
lex
قانون
edicts
قانون
legislation
قانون
hess's law
قانون هس
regardless of the law
به قانون
statute
قانون
canon
قانون
statutes
قانون
rule
قانون
nisi
قانون
canons
قانون
gresham's law
قانون گرشام
stokes' law
قانون استوکس
substantive law
قانون ماهوی
five second rule
قانون 5 ثانیه
fechner's law
قانون فخنر
greshams law
قانون گرشام
gas laws
قانون گاز
clublaw
قانون زور
gay lussac's law
قانون گیلوساک
game law
قانون شکار
status of limitations
قانون مرورزمان
statutory law
قانون مدون
governing law
قانون حاکم
statue law
قانون یا قوانین
graham's law
قانون گراهام
faraday's law
قانون فاراده
charle's law
قانون شارل
violation of law
نقض قانون
conscription law
قانون سربازگیری
conservation law
قانون بقا
constitutional low
قانون اساسی
unwritten law
قانون ننوشته
constitutionally
مطابق قانون
constructionist
کسیکه قانون
contrary to the law
مخالف قانون
trapezoidal law
قانون ذوذنقهای
corpus juris
روح قانون
commutative law
قانون جابجایی
commercial law
قانون تجارت
commercial code
قانون تجارت
wein law
قانون وین
weber's law
قانون وبر
chrles' law
قانون شارل
civil code
قانون مدنی
walras law
قانون والراس
civillaw
قانون مدنی
clublaw
قانون سرنیزه
codification
قانون نویسی
code civil
قانون مدنی
wagners law
قانون واگنر
corpus juris
اساس قانون
matrimonially
به قانون زناشوئی
economic law
قانون اقتصادی
einstein's law
قانون اینشتاین
employment act
قانون اشتغال
enactment of law
وضع قانون
enactor
واضع قانون
law of contract
قانون قرارداد
engel's law
قانون انگل
engels law
قانون انگل
tax law
قانون مالیاتی
extralegal
ماورای قانون
distribution law
قانون توزیع
the letter of the law
لفظ یا نص قانون
the letter of the law
عبارت قانون
to break a law
قانون شکنی
crown law
قانون جزائی
curie's law
قانون کوری
dalton's law
قانون دالتون
dead letter
قانون منسوخ
the spirit of the law
جوهر قانون
declaratory statute
قانون اعلامی
the spirit of the law
روح قانون
demorgans law
قانون دمورگان
faraday's law
قانون فارادی
scofflaw
ناقض قانون
pascal
قانون پاسکال
nomological
وابسته به قانون
law of effect
قانون اثر
law of election
قانون انتخابات
nomography
فن قانون گذاری
law of frequency
قانون بسامد
law of gravitation
قانون گرانش
nomographer
قانون گذار
nomographer
قانون گذاری
law of induced current
قانون لنتس
nationality law
قانون تابعیت
nomological
شبیه قانون
nomological
منطبق با قانون
parallel law
قانون توازی
okuns law
قانون اوکان
ohm's law
قانون اهم
law of contiguity
قانون مجاورت
offense
قانون شکنی
law of demand
قانون تقاضا
obedient to the law
مطیع قانون
obedient to the law
پیرو قانون
nomology
قانون شناسی
law of nations
قانون ملل
mil rule
قانون میلیم
law of use
قانون استعمال
lextalionis
قانون قصاص
lawbreaker
قانون شکن
lawmaker
قانون گزار
left hand rule
قانون دست چپ
legiskative
قانون گذار
legislatress
قانون گذار زن
legislatrix
قانون گذار زن
legist
قانون دان
lenz' law
قانون لنز
make law
وضع قانون
marioote law
قانون ماریوت
merkel's law
قانون مرکل
law of primacy
قانون تقدم
mercantile law
قانون تجارت
law of progression
قانون پیشروی
law of readiness
قانون امادگی
law of recency
قانون تاخر
law of reflection
قانون بازتاب
reflection law
قانون بازتاب
law of scarcity
قانون کمیابی
lenz's law
قانون لنتس
hauy law
قانون هوی
raoult's law
قانون رائول
islamic law
قانون شرع
rambunctious
بی قانون و قاعده
jachson's law
قانون جکسون
joiting law
قانون ژول
labour law
قانون کار
joule's law
قانون ژول
jurisconsult
قانون دان
jurisprudent
قانون دان
introduce law
انشاء قانون
insolvent law
قانون اعسار
scofflaw
قانون شکن
say's law of markets
قانون بازارهای سی
hook's law
قانون هوک
rule of thumb
قانون عمومی
hubble law
قانون هابل
rule of thumb
قانون کلی
ignorance of law
جهل به قانون
riot act
قانون ضد اغتشاشات
religious law
قانون شرع
insolvent law
قانون درماندگی
juristic
قانون دان
law breaker
قانون شکن
law fallen into desuetude
قانون متروک
law merchant
قانون تجارت
penal statute
قانون جزا
law of advantage
قانون امتیاز
law of analogy
قانون تمثیل
law of causation
قانون علیت
law of clouser
قانون بستار
paschen's law
قانون پاشن
law of complimentarity
قانون مکملیت
law abidingness
پیروی قانون
procedural law
قانون شکلی
press law
قانون مطبوعات
preamble of a statute
مقدمه قانون
power law
قانون توانی
planck law
قانون پلانک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com