Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
gay lussac's law
قانون گیلوساک
Search result with all words
charles gay lussah law
قانون شارل گیلوساک
Other Matches
forced sale
فروش چیزی به حکم قانون و به طریقی که قانون معین کرده است
legalism
رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
the law is not retroactive
قانون شامل گذشته نمیشود قانون عطف بماسبق نمیکند
code
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
declaratory statute
قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
law of procedure
قانون اصول محاکمات قانون شکلی
canons
قانون کلی قانون شرع
penal statute
قانون جزایی قانون مجازات
say's law
قانون سی . براساس این قانون
canon
قانون کلی قانون شرع
marginal productivity law
قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
implied trust
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
the law does not apply to him
او مشمول قانون نمیشود قانون شامل او نمیشود
the long arm of the law
دست قانون
[دست قدرتمند قانون]
kanoon
قانون
laws
قانون
law
قانون
legal
قانون
canons
قانون
enacment
قانون
legislation
قانون
regulation
قانون
statute
قانون
statutes
قانون
acted
قانون
regardless of the law
به قانون
hess's law
قانون هس
act
قانون
canon
قانون
edict
قانون
nisi
قانون
code
قانون
edicts
قانون
rule
قانون
lex
قانون
law of constant heat sumation
قانون هس
einstein's law
قانون اینشتاین
enactment of law
وضع قانون
stokes' law
قانون استوکس
employment act
قانون اشتغال
legislatrix
قانون گذار زن
economic law
قانون اقتصادی
substantive law
قانون ماهوی
curie's law
قانون کوری
dalton's law
قانون دالتون
dead letter
قانون منسوخ
declaratory statute
قانون اعلامی
legislatress
قانون گذار زن
tax law
قانون مالیاتی
demorgans law
قانون دمورگان
distribution law
قانون توزیع
enactor
واضع قانون
legist
قانون دان
faraday's law
قانون فارادی
faraday's law
قانون فاراده
fechner's law
قانون فخنر
status of limitations
قانون مرورزمان
statue law
قانون یا قوانین
five second rule
قانون 5 ثانیه
law of readiness
قانون امادگی
scofflaw
ناقض قانون
scofflaw
قانون شکن
law of recency
قانون تاخر
extralegal
ماورای قانون
law of contiguity
قانون مجاورت
statutory law
قانون مدون
lenz' law
قانون لنز
law of scarcity
قانون کمیابی
engel's law
قانون انگل
engels law
قانون انگل
reflection law
قانون بازتاب
law of reflection
قانون بازتاب
lenz's law
قانون لنتس
game law
قانون شکار
crown law
قانون جزائی
brabais law
قانون براوه
chrles' law
قانون شارل
civil code
قانون مدنی
civillaw
قانون مدنی
clublaw
قانون سرنیزه
clublaw
قانون زور
codification
قانون نویسی
code civil
قانون مدنی
to break a law
قانون شکنی
trapezoidal law
قانون ذوذنقهای
charle's law
قانون شارل
chain rule
قانون زنجیری
bragg's law
قانون پراگ
breach of rule
نقض قانون
byelaw
قانون ویژه
walras law
قانون والراس
bylaw
قانون ویژه
wagners law
قانون واگنر
violation of law
نقض قانون
unwritten law
قانون ننوشته
commercial code
قانون تجارت
commercial law
قانون تجارت
commutative law
قانون جابجایی
corpus juris
اساس قانون
the letter of the law
لفظ یا نص قانون
coulomb's law
قانون کولن
lawmaker
قانون گزار
lawbreaker
قانون شکن
legiskative
قانون گذار
corpus juris
روح قانون
the letter of the law
عبارت قانون
contrary to the law
مخالف قانون
conscription law
قانون سربازگیری
conservation law
قانون بقا
constitutional low
قانون اساسی
the spirit of the law
جوهر قانون
left hand rule
قانون دست چپ
constitutionally
مطابق قانون
constructionist
کسیکه قانون
the spirit of the law
روح قانون
law of use
قانون استعمال
insolvent law
قانون درماندگی
juristic
قانون دان
penal statute
قانون جزا
paschen's law
قانون پاشن
pascal's law
قانون پاسکال
pascal
قانون پاسکال
parallel law
قانون توازی
labour act
قانون کار
jurisprudent
قانون دان
jurisconsult
قانون دان
insolvent law
قانون اعسار
introduce law
انشاء قانون
planck law
قانون پلانک
islamic law
قانون شرع
peronality of laws
ویژگی قانون
jachson's law
قانون جکسون
joiting law
قانون ژول
joule's law
قانون ژول
labour code
قانون کار
labour law
قانون کار
lambert law
قانون لامبرت
law of analogy
قانون تمثیل
nomological
منطبق با قانون
law of causation
قانون علیت
nomology
قانون شناسی
law of clouser
قانون بستار
law of complimentarity
قانون مکملیت
obedient to the law
مطیع قانون
obedient to the law
پیرو قانون
law of advantage
قانون امتیاز
offense
قانون شکنی
law merchant
قانون تجارت
okuns law
قانون اوکان
laplace's law
قانون لاپلاس
ohm's law
قانون اهم
law abidingness
پیروی قانون
law breaker
قانون شکن
law fallen into desuetude
قانون متروک
matrimonially
به قانون زناشوئی
say's law of markets
قانون بازارهای سی
gresham's law
قانون گرشام
greshams law
قانون گرشام
religious law
قانون شرع
hauy law
قانون هوی
law of nations
قانون ملل
marioote law
قانون ماریوت
law of induced current
قانون لنتس
hook's law
قانون هوک
riot act
قانون ضد اغتشاشات
make law
وضع قانون
law of primacy
قانون تقدم
gas laws
قانون گاز
law of progression
قانون پیشروی
procedural law
قانون شکلی
rule of thumb
قانون عمومی
governing law
قانون حاکم
rule of thumb
قانون کلی
lextalionis
قانون قصاص
graham's law
قانون گراهام
raoult's law
قانون رائول
hubble law
قانون هابل
rambunctious
بی قانون و قاعده
nomographer
قانون گذاری
nomographer
قانون گذار
nomography
فن قانون گذاری
law of demand
قانون تقاضا
preamble of a statute
مقدمه قانون
nomological
وابسته به قانون
nomological
شبیه قانون
law of contract
قانون قرارداد
nationality law
قانون تابعیت
press law
قانون مطبوعات
mil rule
قانون میلیم
ignorance of law
جهل به قانون
mercantile law
قانون تجارت
law of gravitation
قانون گرانش
law of frequency
قانون بسامد
law of election
قانون انتخابات
law of effect
قانون اثر
merkel's law
قانون مرکل
power law
قانون توانی
boyle s law
قانون بویل
regulation
دستور قانون
penal code
قانون جزا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com