Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
hooker
قایقی که با قلاب ماهی میگیرد
hookers
قایقی که با قلاب ماهی میگیرد
Other Matches
trotline
نخ قلاب ماهی گیری
bites
قلاب گرفتن ماهی
bite
قلاب گرفتن ماهی
angles
قلاب ماهی گیری
angle
قلاب ماهی گیری
gang hook
دو یا سه قلاب ماهی گیری متصل بهم
gaff
قلاب یانیزه خاردار ماهی گیری
disgorger
وسیله بیرون اوردن قلاب ازدهان ماهی
foul hooked
ماهی گرفته شده با قلاب ازبیرون دهان
tags
جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
tag
جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
still fishing
ماهیگیری با روش ثابت نگهداشتن نخ و قلاب تا ماهی بسراغ ان بیاید
gaff
میله نگهدارنده ضلع بالایی بادبان قلاب مخصوص حمل ماهی به خشکی یا قایق
strike
فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
strikes
فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
pontoons
پل قایقی
pontoon
پل قایقی
houseboats
خانه قایقی
pontoon bridge
پل شناور قایقی
houseboat
خانه قایقی
boat form
شکل قایقی
boat form
قایقی شکل
skew boat form
شکل قایقی تابدار
cascara
قایقی که از پوست درخت درست شده
pomfret
یکجور ماهی خوراکی دراقیانوس هندو اقیانوس ارام ماهی سیم دریایی
sea horse
موجود افسانهای که نصف بدنش اسب ونصف دیگرش ماهی بوده گراز ماهی
heck
ماهی بند:بندی که ماهی رادررودخانه نگاه میدارد
escolar
نوعی ماهی فلس دارخشن بنام لاتین ruvettuspretiosus که شبیه ماهی خال مخالی است
hooked medallion
ترنج قلاب شکل
[در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
ferryboat
قایقی که بوسیله سیم یا طناب وغیره ازیک سوی رودخانه بسوی دیگر میرود
ferryboats
قایقی که بوسیله سیم یا طناب وغیره ازیک سوی رودخانه بسوی دیگر میرود
crane hook
قلاب سرکابل بالابر جرثقیل قلاب یا چنگک جرثقیل
fishes
ماهی صید کردن ماهی گرفتن
fished
ماهی صید کردن ماهی گرفتن
fish
ماهی صید کردن ماهی گرفتن
haddock
ماهی روغن کوچک قسمی ماهی
guppies
ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
mackerel
ماهی خال مخالی ماهی اسقومری
guppy
ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
grayfish
نوعی ماهی روغن سگ ماهی
airy-fairy
کسی که خود را میگیرد
fully paid
که حقوق خودراتمام میگیرد
hydraulic cement
سیمانی که در زیر اب میگیرد
that right inheres in him
ان حق باو تعلق میگیرد
heliograph
دستگاهی که افتاب را اندازه میگیرد
candlelit
اتاقیا میزیکهبا شمعنور میگیرد
the freak takes him
وسواس میگیردش وسواسش میگیرد
all in contract
قراردادی که همه چیز را در بر میگیرد
it is very easily done
بسیار اسان انجام میگیرد
weaner
کسیکه بچه را از شیر میگیرد
lunt
کبریتی که بکندی اتش میگیرد
undertaking
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
undertakers
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
quantity allowance
تخفیفی که به خرید عمده تعلق میگیرد
bass clef
کلیدی که زیر f ومیان cقرار میگیرد
nursling
بچهای که مورد موافبت قرار میگیرد
undertaker
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
fusion reactor
راکتوری که در ان جوش هستهای صورت میگیرد
aneroid
فشارسنجی که فشار مطلق رااندازه میگیرد
quarterback
بازیگری که توپ را میگیرد وبازی را رهبری میکند
quarterbacks
بازیگری که توپ را میگیرد وبازی را رهبری میکند
kelson or keelson
کالبدزیرین کشتی که روی تیرحمال قرار میگیرد
it is ridiculously small
بقدری کوچک است که ادم خنده اش میگیرد
sheet lighning
برقی که روشنایی ان پخش شده همه جا را میگیرد
cross to bear/carry
<idiom>
رنج دادن کاری بصورت دائمی انجام میگیرد
grandfather clocks
ساعت پاندولی بلندی که روی زمین قرار میگیرد
discs
حلقهای که تیغههای یک مرحله از کمپرسور روی ان قرار میگیرد
grandfather clock
ساعت پاندولی بلندی که روی زمین قرار میگیرد
decalescence point
دمایی که در ان تغییر شکل کریستالی در فولاد صورت میگیرد
disc
حلقهای که تیغههای یک مرحله از کمپرسور روی ان قرار میگیرد
indian giver
کسی که چیزی بکسی میدهد وبعد انرا پس میگیرد
outwork
قسمتی از کار شرکت که توسط افرادخارجی انجام میگیرد
ball and socket joint
[مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
hot test
تست استاتیک موتور راکت که در ان احتراق واقعی صورت میگیرد
design points
ترکیب ویژهای از متغیرها که پروسه طراحی براساس ان صورت میگیرد
governesses
زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
governess
زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
sea calf
گوساله ماهی سگ ماهی
geomancer
کسیکه بادیدن خاک ریخته شده در روی زمین فال میگیرد
gantline
رجه یا طنابی که برای بارکشی و اویختن لباس مورداستفاده قرار میگیرد
bridged
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
bridge
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
group contracts
قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
working section
قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
perfect infinitive
مصدری که با اسم مفعول ساخته میشودو جای ماضی کامل را میگیرد
coma
پوشش گازی که هسته یک ستاره دنباله دار یا کومت رادر بر میگیرد
cold rolling
عملیاتی که برای افزایش سختی و استکام فولاد روی ان صورت میگیرد
comas
پوشش گازی که هسته یک ستاره دنباله دار یا کومت رادر بر میگیرد
bridges
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
lighter aboard ship
نحوه حمل سریع کالا که در آن دوبه و بار آن برروی کشتی قرار میگیرد
pickerel
اردک ماهی کوچک گوشت اردک ماهی
naturally aspirated engine
موتور پیستونی بدون سوپرشارژر که ورود هوا به ان تحت فشار محیط صورت میگیرد
design strength
مقاومتی که در محاسبات مورداستفاگه قرار میگیرد و برابراست با مقاومت مشخصه تقسیم بر ضریب تقلیل
haulage
پولی که راه اهن بابت حمل ونقل قطارهای بیگانه در مسیر خود میگیرد
cw system
سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
quick opener
بازی تهاجمی که مدافع تیم توپ را از مهاجم میگیرد وبه سمت شکاف خط رقیب می دود
hung start
شرایطی در استارت توربینهای گاز که در ان احتراق صورت میگیرد ولی موتور به سرعت خودکفایی نمیرسد
fusion welding
اتصال دولبه فلزی به یکدیگرکه با ذوب کردن مستقیم انهاصورت میگیرد و دو فلز درهم نفوذ میکنند
critical raynold's number
عددی رینولدی که در ان تغییرات قابل توجهی از قبیل تبدیل جریان اشفته یا کاهش ناگهانی پسا صورت میگیرد
gyro
برای نشان دادن یا اندازه گیری حرکت زاویهای پایه خودحول یک یا دو محور عمود برمحور دوران بهره میگیرد
accent mark
علامتی که پس ازیک نت قرار میگیرد و نشان میدهد که نت در چه گامی قرار دارد
solarium
اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
solariums
اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
normative economics
اقتصاد اخلاقی اقتصاد رفاه که در ان قضاوت ارزشی صورت میگیرد
undertakers
کسیکه کفن ودفن مرده را بعهده میگیرد مقاطعه کارکفن ودفن متعهد
undertaking
کسیکه کفن ودفن مرده را بعهده میگیرد مقاطعه کارکفن ودفن متعهد
undertaker
کسیکه کفن ودفن مرده را بعهده میگیرد مقاطعه کارکفن ودفن متعهد
diabatic process
پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد
stage payments
پرداختهای مرحلهای پرداختهای که در چند مرحله صورت میگیرد
teleost
ماهی استخوانی وابسته به ماهی استخوانی
aileron spar
تیرکی تنها درقسمتی از طول بال وجود دارد و نقاط لولاشدن فلپ به بال روی انهاقرار میگیرد
grabs
قلاب
grips
قلاب
grip
قلاب
iron fork
قلاب
bracket
قلاب
grab
قلاب
clasping
قلاب
grapples
قلاب
grabbed
قلاب
grappled
قلاب
grapple
قلاب
grabbing
قلاب
sling dog
تک قلاب
gripped
قلاب
ticked
قلاب
ticks
قلاب
knop
قلاب نخ
clasp
قلاب
clasped
قلاب
clasps
قلاب
tach
قلاب
kake
قلاب
takle
قلاب
gripping
قلاب
tick
قلاب
drags
قلاب
hooks
قلاب
holdfast
قلاب
drag
قلاب
dragged
قلاب
gib
قلاب
grapnels
قلاب
fifi hook
قلاب فی فی
grapnel
قلاب
crampon
قلاب
square bracket
قلاب
crampoon
قلاب
hamulus
قلاب چه
hamulus
قلاب
hook
قلاب
toggle
قلاب
harness
قلاب
harnessed
قلاب
harnessing
قلاب
tache
قلاب
buckle
قلاب
buckled
قلاب
buckles
قلاب
uncus
قلاب
agraffe
قلاب
agrafe
قلاب
creels
قلاب
grabber
قلاب
fishhook
قلاب
fish line
زه قلاب
button hook
قلاب
crows foot
قلاب
toggles
قلاب
creel
قلاب
fishing line
زه قلاب
grappling
قلاب
constant speed drive
چرخدندهای با ضریبهای متغیر که برای ثابت نگه داشتن دور قسمت گردنده بین دو سیستم گرداننده و گردنده قرار میگیرد
frog
قورباغه قلاب
frog
قلاب کمر
pot hook
قلاب دیگ
pot hanger
قلاب دیگ
drag hook
قلاب عایق
pullback
قلاب فنر
pothook
قلاب دیزی
ram's horn
قلاب جرثقیل
clip
قلاب نوار
clipped
قلاب نوار
clippings
قلاب نوار
clips
قلاب نوار
flash hook
قلاب گوشت
flesh hook
قلاب گوشت کش
sail hook
قلاب چادر
safety hook
قلاب اطمینان
fish hook
قلاب ماهیگیری
tackling
قرقره قلاب
draw hook
قلاب کششی
gambrel
قلاب گوشت
ram's horn hook
قلاب دو شاخه
fishhook
قلاب ماهیگیری
frogs
قورباغه قلاب
frogs
قلاب کمر
hooked
قلاب مانند
hook bolt
قلاب پیچی
hooked
قلاب دار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com