English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
keelboat قایق با تیر دائمی کف
Other Matches
standing order دستور پرداخت دائمی سفارش دائمی
standing orders دستور پرداخت دائمی سفارش دائمی
retainers حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
retainer حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
canopy روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopies روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
lubber's line علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
backwind حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
tack سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacked سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacking سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacks سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
boat space فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
constant دائمی
constants دائمی
ceaseless دائمی
permanent دائمی
sequential دائمی
perennial دائمی
continous دائمی
standing دائمی
perennials دائمی
first string دائمی
everlasting همیشگی دائمی
continous rolling نورد دائمی
premanent way خط ثابت خط دائمی
permanent hardness سختی دائمی
permanent fault عیب دائمی
permanent structures ساختمانهای دائمی
permanent error خطای دائمی
permanent consumption مصرف دائمی
persistent inflation تورم دائمی
permanent storage انباره دائمی
regular salary حقوق دائمی
regular army ارتش دائمی
consistent flow جریان دائمی
permanent insane مجنون دائمی
permanent load بار دائمی
continual دائمی همیشگی
permanent سیر دائمی
permanent دائمی ماندنی
permanent store انباره دائمی
permanent storage حافظه دائمی
permanent storage انبارش دائمی
permanent saving پس انداز دائمی
standing army ارتش دائمی
standing committee کمیته دائمی
permanent tooth دندان دائمی
steady flow جریان دائمی
steady state حالت دائمی
constant power توان دائمی
permanent magnet اهنربای دائمی
permanent income درامد دائمی
eternal بی پایان دائمی
creep limit حد انبساط دائمی
costant load بار دائمی
continous running گردش دائمی
permanent color رنگ دائمی
continous operation کار دائمی
continous cycle گردش دائمی
sustained speed سرعت دائمی
permanent way مسیر دائمی
continous earth زمین دائمی
continous anealing furnace کوره ملتهب دائمی
permanent residence permit جواز اقامت دائمی
indefinite leave to remain [British E] جواز اقامت دائمی
fatigue bending machine دستگاه خمش دائمی
fatigue bending test ازمایش خمش دائمی
fereter [معابد دائمی در کلیساها]
continous conveyor بالابر دائمی و ثابت
perpetual motion machine ماشین خودکار دائمی
permanent magnet steel فولاد اهنربای دائمی
continous heating furnace کوره حرارتی دائمی
continous traction نیروی کشش دائمی
continuous rain بارش باران دائمی
cruising speed سرعت دائمی اتومبیل
continous strand furnace کوره رشتهای دائمی
continous mixer مخلوط کننده دائمی
continous milling machine دستگاه فرز دائمی
sustained short circuit اتصال کوتاه دائمی
continous casting plant تاسیسات ریخته گری دائمی
engramme تحولات دائمی هسته سلول
perpetual stock record سابقه دائمی موجودی انبار
perpetuates دائمی کردن جاودانی ساختن
continous casting method روش ریخته گری دائمی
alternating stress تنش نوسان دار دائمی
perennially بطور ماندگاریا دائمی همیشه
perpetuating دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuated دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuate دائمی کردن جاودانی ساختن
engram تحولات دائمی هسته سلول
continous rod mill دستگاه نورد سیم دائمی
continous tinning line تاسیسات قلع کاری دائمی
showboat قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
permafrost لایه منجمد دائمی اعماق زمین
mandate قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
permanent income hypothesis فرضیه درامد دائمی درباره مصرف
permanent emplacement موضع دائمی یکان یا جنگ افزار
mandate حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی
hallucinosis حالت هذیانی و وهمی ابتلاء به توهم دائمی
alnico الیاژی از اهن جهت ساخت اهنربای دائمی
cross to bear/carry <idiom> رنج دادن کاری بصورت دائمی انجام میگیرد
engramme اثر دائمی که درنتیجه یک محرک درسلول باقی میماند
engram اثر دائمی که درنتیجه یک محرک درسلول باقی میماند
flag station جایی که قطاربادیدن پرچم ویژه نگاه میدارندوایستگاه دائمی نیست
thefts بردن متقلبانه مال غیر به قصد محروم کردن دائمی مالک از ان
theft بردن متقلبانه مال غیر به قصد محروم کردن دائمی مالک از ان
tenant in fee simple متصرف مطلق و دائمی ومادام العمر مال غیر منقول که تصرفاتش به اخلاف وی نیز منتقل میشود
permanent income hypothesis این فرضیه توسط میلتون فریدمن بیان شده که بر اساس ان مصرف تابعی ازانچه که وی انرا درامد دائمی
presidium هیئت عامله دائمی شاغل در دوره فترت هیئت رئیسه
continous immersion test ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
perpetual inventory فهرست دائمی موجودی موجودی دائم
ark قایق
bilge کف قایق
boatdeck پل قایق
outboard قایق
boat قایق
boat tail دم قایق
boats قایق
ferry boat قایق
barges قایق
caique قایق
barge قایق
lighters قایق
barged قایق
lighter قایق
ferry قایق موتوری
ferries قایق موتوری
ferried قایق موتوری
motorboats قایق موتوری
capsized برگشتن قایق
centerboarder قایق تیردار
ferrying قایق موتوری
boat call مخابره با قایق
capsizes برگشتن قایق
boat boom بوم قایق
capsizing برگشتن قایق
boat anchor لنگر قایق
sailing boat قایق بادبانی
powerboats قایق موتوری
sailing boats قایق بادبانی
powerboat قایق موتوری
fore جلوی قایق
sailboats قایق بادی
gripe بند قایق
coble قایق پارویی
sailboats قایق بادبانی
sailboat قایق بادی
sailboat قایق بادبانی
gripe تسمه قایق
chief of boat فرمانده قایق
aft عقب قایق
motorboat قایق موتوری
galley اشپزخانه قایق
chief of boat سکانی قایق
aboard روی قایق
four قایق 4 نفره
assault boat قایق هجومی
dinghies قایق تفریحی
beaching gear سرسره قایق
stern عقب قایق
double banked boat قایق دو پارو زن
boat-hooks چنگک قایق
tumbril قایق ته صاف
lighters قایق باری
boat tail پاشنه قایق
lighter قایق بارکش
lighter قایق باری
canoeist قایق ران
boat skids گهواره قایق
boat work قایق بری
boat-hooks هوک قایق
dinghy قایق تفریحی
lighters قایق بارکش
boat hook هوک قایق
boatchock زین قایق
boat hook چنگک قایق
boat-hook هوک قایق
boat your oars پارو به قایق
boat-hook چنگک قایق
yachting قایق رانی
catboat قایق تک بادبان
safety boat قایق نجات
sternest عقب قایق
boat hails شناسایی قایق
capsize برگشتن قایق
davit قایق بالابر
davit جرثقیل قایق
boat gang نگهبان قایق
sterner عقب قایق
life float قایق نجات
crash boat قایق نجات
boat pool حوضچه قایق
center board ته قایق بادبانی
sterns عقب قایق
boat plug پیته قایق
boat painter طناب قایق
ladder پلکان قایق
ladders پلکان قایق
coxswain سکان قایق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com