Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (19 milliseconds)
English
Persian
refuse
قبول نکردن مضایقه تفاله کردن فضولات
refused
قبول نکردن مضایقه تفاله کردن فضولات
refuses
قبول نکردن مضایقه تفاله کردن فضولات
refusing
قبول نکردن مضایقه تفاله کردن فضولات
Other Matches
disapproves
قبول نکردن رد کردن
disapprove
قبول نکردن رد کردن
shoot the works
<idiom>
از هیچ تلاشی مضایقه نکردن
disclaim
قبول نکردن
withdraw
قبول نکردن
disclaiming
قبول نکردن
disclaims
قبول نکردن
disclaimed
قبول نکردن
withdraws
قبول نکردن
rejection
قبول نکردن
flinch
مضایقه کردن
flinching
مضایقه کردن
stint
مضایقه کردن
flinched
مضایقه کردن
flinches
مضایقه کردن
stints
مضایقه کردن
emunctory
مربوط به پاک کردن بینی عضو دافع فضولات بدن
dud probability
درصد احتمال عمل نکردن گلوله یا اصابت نکردن ان
withholds
مضایقه داشتن خودداری کردن
spared
مضایقه کردن چشم پوشیدن از
withholding
مضایقه داشتن خودداری کردن
withhold
مضایقه داشتن خودداری کردن
withheld
مضایقه داشتن خودداری کردن
spare
مضایقه کردن چشم پوشیدن از
begrudged
غبطه خوردن مضایقه کردن
begrudging
غبطه خوردن مضایقه کردن
begrudges
غبطه خوردن مضایقه کردن
begrudge
غبطه خوردن مضایقه کردن
withold
دریغ داشتن مضایقه کردن بازداشتن
to be sparing of words
مضایقه ازحرف زدن کردن کم حرفی کردن
scorify
تبدیل به تفاله کردن
Lets play that again .
قبول ندارم.
[قبول نیست دربازی وغیره ]
refuse
فضولات
refused
فضولات
refusing
فضولات
refuses
فضولات
excreta
فضولات
rejcet
فضولات
garble
فضولات
garbage
فضولات
rejectamenta
فضولات
dunghill
توده فضولات
trade effluent
فضولات صنعتی
disapprove
رد کردن تصویب نکردن
disapproves
رد کردن تصویب نکردن
excretory
مربوط به دفع فضولات
except
: مستثنی کردن مشمول نکردن
to turn a d. ear to
توجه نکردن به بی اعتنایی کردن به
not to lose sight of
ملاحظه کردن
[به کسی یا چیزی]
را فراموش نکردن
fail
عمل نکردن موفق نشدن شکست خوردن بد کار کردن
failed
عمل نکردن موفق نشدن شکست خوردن بد کار کردن
fails
عمل نکردن موفق نشدن شکست خوردن بد کار کردن
flinched
مضایقه
flinching
مضایقه
flinch
مضایقه
flinches
مضایقه
replacement part
مضایقه
unspairingly
بی مضایقه
passes
قبول کردن
accorded
قبول کردن
honouring
قبول کردن
honoured
قبول کردن
adopt
قبول کردن
admits
قبول کردن
honours
قبول کردن
adopting
قبول کردن
accord
قبول کردن
admit
قبول کردن
accords
قبول کردن
adhibit
قبول کردن
passed
قبول کردن
pass
قبول کردن
honour
قبول کردن
adopts
قبول کردن
accepting
قبول کردن
entertained
قبول کردن
honors
قبول کردن
honoring
قبول کردن
honored
قبول کردن
accept
قبول کردن
entertains
قبول کردن
to take in
قبول کردن
entertain
قبول کردن
accepts
قبول کردن
admitting
قبول کردن
honors
یاحوالهای را قبول کردن
honored
یاحوالهای را قبول کردن
honour
یاحوالهای را قبول کردن
to take up the gauntlet
قبول مبارزه کردن
matriculate
قبول کردن پذیرفتن
honouring
یاحوالهای را قبول کردن
honoring
یاحوالهای را قبول کردن
honoured
یاحوالهای را قبول کردن
To accept an invitation .
دعوتی را قبول کردن
acceptance of goods
قبول کردن کالا
matriculating
قبول کردن پذیرفتن
matriculates
قبول کردن پذیرفتن
matriculated
قبول کردن پذیرفتن
to take up the glove
قبول مبارزه کردن
honours
یاحوالهای را قبول کردن
to incur a risk
ریسکی را قبول کردن
accepting
پسندیدن قبول کردن
take to
<idiom>
سریعا قبول کردن
To assume responsibility .
قبول مسئولیت کردن
accepts
پسندیدن قبول کردن
sparing
مضایقه کننده صرفه جو
passed
تصویب کردن قبول شدن
passes
تصویب کردن قبول شدن
pass
تصویب کردن قبول شدن
vicarious
به نیابت قبول کردن جانشین
keep an appointment
قبول کردن قرار ملاقات
To adopt a child ( an infant ) .
کودکی را بفرزندی قبول کردن
shell out
هزینه چیزی را قبول کردن
spare
درذخیره نگاه داشتن مضایقه
spared
درذخیره نگاه داشتن مضایقه
ratifying
قبول کردن تصویب کردن
ratify
قبول کردن تصویب کردن
ratified
قبول کردن تصویب کردن
adopting
قبول کردن اتخاذ کردن
ratifies
قبول کردن تصویب کردن
adopts
قبول کردن اتخاذ کردن
grounds
تفاله
residue
تفاله
dross
تفاله
residues
تفاله
residuum
تفاله
raff
تفاله
greaves
تفاله
bagasse
تفاله
scum
تفاله
trash
تفاله
trashed
تفاله
trashes
تفاله
trashing
تفاله
slag
تفاله
cinder
تفاله
cinders
تفاله
grout
دوغاب تفاله
crapping
تفاله چرند
coffee grounds
تفاله قهوه
crapped
تفاله چرند
crap
تفاله چرند
pitches
تفاله قطران
removal of cinder
برداشت تفاله
slag
تفاله اهنگدازی
pugs
تفاله سیب
pug
تفاله سیب
scoria slag
تفاله روباره
scoria
تفاله معدنی
scoriaceous
تفاله دار
pitch
تفاله قطران
scorification
تفاله گیری
scorification
تفاله سازی
bagasse
تفاله نیشکر
megass
تفاله نیشکر
ross
خاکروبه تفاله
residual bitumen
قیر تفاله
drossy
تفاله مانند
furnace cinder
تفاله کوره
removal of cinder
تفاله گیری
slag
اشغال تفاله گرفتن از
slag cement
سیمان تفاله اهنگدازی
marc
تفاله میوه جات
pap
تفاله گوشت یاسیب
slag
تفاله کورههای بلند
cast off
متروک مردود تفاله
pulp
بصورت تفاله دراوردن
straight run pitch
تفاله اولین تقطیر
grain
دان تفاله حبوبات
blast furnace slag
روباره تفاله کوره بلند
slag sinter
تفاله کوره اهنگدازی بلند
furnace clinker
تفاله کوره ذوب اهن
furnace cinder
تفاله کوره چدن ریزی
clinker
تفاله کوره ذوب اهن
pooler
وسیلهای برای یکپارچه کردن و یا تبدیل داده کلیدی ورودی به صورتی که قابل قبول کامپیوتر اصلی باشد
blast furnace slag
تفاله کورههای مرتفع روباره کوره بلند
clinker
تفاله شیشه درکوره قالگری پوسته اهن
adopted types
انواع تجهیزات مورد قبول انواع تجهیزات قبول شده
slopping
غذای رقیق وبی مزه پساب اشپزخانه وامثال ان تفاله
slopped
غذای رقیق وبی مزه پساب اشپزخانه وامثال ان تفاله
slop
غذای رقیق وبی مزه پساب اشپزخانه وامثال ان تفاله
to keep it up
ول نکردن
infests
ول نکردن
infested
ول نکردن
infesting
ول نکردن
infest
ول نکردن
missfire
عمل نکردن
indulging
مخالفت نکردن
to make no mention of
ذکر نکردن
discountenance
تصویب نکردن
indulges
مخالفت نکردن
disobeying
اطاعت نکردن
to miss the goal
گل نکردن
[ورزش]
indulge
مخالفت نکردن
disbelieve
باور نکردن
disbelieved
باور نکردن
to pass by any thing
رعایت نکردن
omittance is no quit tance
مطالبه نکردن
indulged
مخالفت نکردن
disapproves
تصویب نکردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com