Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English
Persian
economic potential
قدرت اقتصادی
economic power
قدرت اقتصادی
Search result with all words
imperialism
سیاست مبتنی بر استفاده از وسایل سیاسی برای بسط قدرت اقتصادی درخارج از محدوده کشورامپریالیستی
subversion
نابود کردن قدرت یک حکومت ازنظرنظامی اقتصادی روانی فرهنگی سیاسی و اجتماعی
statism
تمرکز قدرت اقتصادی در دولت مرکزی
Other Matches
e c e
کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
economic nationalism
ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
Economic expert
[A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany]
حکیم اقتصادی
[ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
economic aggregates
مجموعههای اقتصادی ارقام کلی اقتصادی
economic liberalism
مکتب ازادی اقتصادی لیبرالیسم اقتصادی
empowered
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empower
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowering
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowers
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
economic imperialism
جهانخواری اقتصادی امپریالیسم اقتصادی
dynamic condition
شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
quarterly journal of economics
مجله اقتصادی سه ماهه مجله اقتصادی که هر سه ماه یک بار منتشر میشود
business cycle
دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
economic and social council
شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
creativeness
قدرت خلاقه قدرت ابداع
economic order quantity
کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
dictatorship of proletariat
اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
countervailing power
قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
mixed capitalism
نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
autarky
خود بسی اقتصادی خود کفایی اقتصادی
authoritarainism
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
market socialism
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
marxist economics
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
radar discrimination
قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
economic
اقتصادی
socio economic
اقتصادی
economies
اقتصادی
economical
اقتصادی
economy
اقتصادی
economic significance
اهمیت اقتصادی
economic surplus
مازاد اقتصادی
economic self sufficiency
خودکفائی اقتصادی
economic sanctions
مجازاتهای اقتصادی
economic structure
ساختار اقتصادی
economic sanctions
تحریم اقتصادی
economic resources
منابع اقتصادی
economic rent
بهره اقتصادی
economic stability
ثبات اقتصادی
economic stabilization
تثبیت اقتصادی
autarky
بی نیازی اقتصادی
autarky
استقلال اقتصادی
economic structure
بنیان اقتصادی
enterprise
بنگاه اقتصادی
economic system
نظام اقتصادی
economic statistics
امارهای اقتصادی
economic theory
نظریه اقتصادی
economic thought
تفکر اقتصادی
economic thought
اندیشه اقتصادی
recessions
بحران اقتصادی
recession
رکود اقتصادی
recession
بحران اقتصادی
homo economicus
انسان اقتصادی
venturing
فعالیت اقتصادی
ventures
فعالیت اقتصادی
ventured
فعالیت اقتصادی
venture
فعالیت اقتصادی
economically
از دیدگاه اقتصادی
uneconomical
غیر اقتصادی
business cycle
دور اقتصادی
downturn
رکود اقتصادی
enterprises
موسسه اقتصادی
enterprises
بنگاه اقتصادی
enterprise
موسسه اقتصادی
enterprise
تشکیلات اقتصادی
recessions
رکود اقتصادی
blockade
محاصره اقتصادی
economic trend
روند اقتصادی
economic union
اتحادیه اقتصادی
economic unity
یکپارچگی اقتصادی
economic value
ارزش اقتصادی
economic variable
متغیر اقتصادی
economic warfare
جنگ اقتصادی
blockading
محاصره اقتصادی
economic waste
اتلاف اقتصادی
economic wealth
ثروت اقتصادی
economic welfare
رفاه اقتصادی
economy factor
ضریب اقتصادی
concerns
واحد اقتصادی
concern
واحد اقتصادی
flucuations
نوسانات اقتصادی
downturns
رکود اقتصادی
blockades
محاصره اقتصادی
blockaded
محاصره اقتصادی
economic warfare
مبارزه اقتصادی
economic rent
اجاره اقتصادی
economic indicator
شاخص اقتصادی
economic doctrines
دکترین اقتصادی
economic doctrines
اموزههای اقتصادی
economic disincentives
بازدارندههای اقتصادی
economic development
توسعه اقتصادی
economic institutions
نهادهای اقتصادی
economic depression
بحران اقتصادی
economic decisions
تصمیمات اقتصادی
economic crisis
بحران اقتصادی
economic council
شورای اقتصادی
economic cost
هزینه اقتصادی
economic stringency
محدودیت اقتصادی
economic constraint
محدودیت اقتصادی
economic conflict
تضاد اقتصادی
economic commission
هیئت اقتصادی
economic classes
طبقات اقتصادی
economic choice
انتخاب اقتصادی
economic behaviour
کردار اقتصادی
economic domination
تسلط اقتصادی
economic dynamics
پویائی اقتصادی
economic index
شاخص اقتصادی
economic independence
استقلال اقتصادی
economic income
درامد اقتصادی
economic incentives
انگیزههای اقتصادی
economic history
تاریخ اقتصادی
economic growth
رشد اقتصادی
economic good
کالای اقتصادی
economic goals
اهداف اقتصادی
economic geography
جغرافیای اقتصادی
economic friction
اصطکاک اقتصادی
economic friction
موانع اقتصادی
economic freedom
ازادی اقتصادی
economic fluctuation
نوسان اقتصادی
economic infrastructure
زیربنای اقتصادی
economic ends
هدفهای اقتصادی
economic efficiency
کارائی اقتصادی
economic appraisal
ارزیابی اقتصادی
economic analysis
تحلیل اقتصادی
economic paradoxes
تناقضات اقتصادی
economic plan
برنامه اقتصادی
economic policy
سیاست اقتصادی
economic potential
نیروی اقتصادی
economic pressure
فشار اقتصادی
economic principles
اصول اقتصادی
economic problems
مسائل اقتصادی
economic problems
مشکلات اقتصادی
economic profit
سود اقتصادی
economic progress
پیشرفت اقتصادی
economic progress
ترقی اقتصادی
economic prosperity
رونق اقتصادی
economic prosprity
رونق اقتصادی
economic recession
رکود اقتصادی
economic reconstruction
نوسازی اقتصادی
economic reconstruction
تجدیدساخت اقتصادی
economic rehabilitation
توانبخشی اقتصادی
economic organization
سازمان اقتصادی
economic nationalism
ناسیونالیسم اقتصادی
economic indicator
علائم اقتصادی
economic integration
یکپارچگی اقتصادی
economic integration
همبستگی اقتصادی
economic interest
منافع اقتصادی
economic justification
توجیه اقتصادی
economic law
قانون اقتصادی
economic life
عمر اقتصادی
economic man
انسان اقتصادی
diseconomy
فقر اقتصادی
economic maturity
بلوغ اقتصادی
economic maturity
کمال اقتصادی
economic method
روش اقتصادی
economic mobilization
بسیج اقتصادی
economic model
الگوی اقتصادی
economic modernization
نوسازی اقتصادی
economic motivation
انگیزه اقتصادی
economic motivation
مشوق اقتصادی
economic relations
روابط اقتصادی
entrepreneur
کارفرمای اقتصادی
boomed
جهش اقتصادی
booming
جهش اقتصادی
booms
جهش اقتصادی
depression
رکود اقتصادی
socioeconomic
اجتماعی- اقتصادی
equilibrium
تعادل اقتصادی
boom
جهش اقتصادی
depression
بحران اقتصادی
entrepreneurs
کارفرمای اقتصادی
enterprises
تشکیلات اقتصادی
shortcut
طریقه اقتصادی
schools of economics
مکتبهای اقتصادی
depressions
بحران اقتصادی
depressions
رکود اقتصادی
economic refugee
پناهنده اقتصادی
slump
رکود اقتصادی
economic feasibility
توجیه اقتصادی
slumping
رکود اقتصادی
slumps
رکود اقتصادی
free enterprise
ازادی اقتصادی
Economic enciclement ( blockade , embargo ) .
محاصره اقتصادی
slumped
رکود اقتصادی
schools of economic thought
مکاتب اندیشههای اقتصادی
economic flexibility
انعطاف پذیری اقتصادی
autarchical
دارای استقلال اقتصادی
joint enterprise
موسسه اقتصادی مشترک
collectivism
سیستم اقتصادی مشترک
liberal school
مکتب ازادی اقتصادی
exclusive economic zone
منطقه اقتصادی انحصاری
economic forecasting
پیش بینی اقتصادی
economic nationalism
ملی گرائی اقتصادی
economic planning
برنامه ریزی اقتصادی
economic haul distance
فاصله اقتصادی حمل
sanctioned
تصدیق مجازات اقتصادی
sanctioning
تصدیق مجازات اقتصادی
autarkical
دارای استقلال اقتصادی
sanctions
تصدیق مجازات اقتصادی
council of economic advisers
شورای مشاوران اقتصادی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com