Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (16 milliseconds)
English
Persian
yield
قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
yielded
قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
yields
قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
Other Matches
explosive force
قدرت انفجار
explosive energy
قدرت انفجار
tnt equivalent
معادل با قدرت انفجار تی ان تی
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
shock wave
موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
shock waves
موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
zero point
نقطه مرکزی گلوله اتشین اتمی در لحظه انفجار
empowering
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowered
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowers
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empower
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
soil shear strength
قدرت مقاومت خاک در مقابل گلوله یا نفوذ ان
crater analysis
تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
shock front
جبهه یا خط جبهه موج انفجار گلوله اتمی
render
تسلیم داشتن دادن
rendered
تسلیم داشتن دادن
renders
تسلیم داشتن دادن
contact burst preclusion
ضامن ضد انفجار ضربتی وسیله ممانعت از انفجار دراثر اصابت
to starve into surrender
گرسنگی دادن وناگزیربه تسلیم کردن
To submit something to someone.
چیزی را به کسی تسلیم کردن (ارائه دادن )
delivery
تسلیم در CL یکی ازشرایط اساسی اعتبار سند این است که پس از تنظیم و امضاو مهر به طرف " تسلیم "شود
deliveries
تسلیم در CL یکی ازشرایط اساسی اعتبار سند این است که پس از تنظیم و امضاو مهر به طرف " تسلیم "شود
revitalized
قدرت و زندگی تازه دادن
revitalize
قدرت و زندگی تازه دادن
revitalising
قدرت و زندگی تازه دادن
revitalises
قدرت و زندگی تازه دادن
revitalised
قدرت و زندگی تازه دادن
eat one's words
<idiom>
حرف خود قدرت دادن
revitalizes
قدرت و زندگی تازه دادن
revitalizing
قدرت و زندگی تازه دادن
to empower somebody
به کسی قدرت
[روحی]
دادن
deliver
تحویل دادن پرتاب بمب یا گلوله
delivers
تحویل دادن پرتاب بمب یا گلوله
To put a bullet thru somebodys body.
گلوله ای دربدن کسی قرار دادن
burning train
مسیر انفجار سیکل انفجار
blast line
مسیرموج انفجار خط موج انفجار
explosive train
مدار انفجار مسیر انفجار
turboshaft
توربین گاز برای دادن قدرت به شفت
sensing
تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
missed
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
trends
مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
trend
مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
misses
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
miss
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
sabot
کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
extraditing
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradite
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradites
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradited
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
clues
گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
clue
گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
fire ball
گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
frangible bullet
گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
chemical horn
مکانیسم انفجار مین صوتی مکانیسم انفجار شیمیایی
ogive
ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
dud
منفجرنشدن گلوله گلوله ناپیدا
splinterproof
ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله
velocity jump
جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
creativeness
قدرت خلاقه قدرت ابداع
to give up the ghost
جان تسلیم کردن روح تسلیم کردن
maximum ordinate
حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
dictatorship of proletariat
اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
countervailing power
قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
early time
زمان حداقل انفجار اتمی زمان اولیه انفجار اتمی
nuclear stalemate
گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
base of trajectory
تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
authoritarainism
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
identic notes
منظوریادداشتهایی با مضمون واحداست که چند دولت به یک دولت می دهند . چون این یادداشتها جداگانه تسلیم میشود عمل هر دولت فاهرا"مستقل از عمل دولت دیگراست تسلیم این یادداشتهاعمل غیردوستانه تلقی میشود
square base
کف گلوله یا قسمت ته گلوله
side spray
بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
radar discrimination
قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
ballistics of penetration
شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
detonations
انفجار
brisance
انفجار
detonation
انفجار
blasts
انفجار
blow out
انفجار
blastment
انفجار
bursts
انفجار
burst
انفجار
displosion
انفجار
pops
انفجار
pop
انفجار
blow-ups
انفجار
blow-up
انفجار
blow up
انفجار
popped
انفجار
blasting
انفجار
eruption
انفجار
explosions
انفجار
blast
انفجار
plosion
انفجار
explosion
انفجار
explosiveness
قابلیت انفجار
combustion chamber
اطاق انفجار
gusts
انفجار فوت
gust
انفجار فوت
detonation cord
سیم انفجار
combustiblity
قابلیت انفجار
crepitation
انفجار مکرر
detonation charge
خرج انفجار
dead center ignition
نقطه انفجار
explosion proof
پوشش ضد انفجار
detonative
اماده انفجار
countermining
انفجار ضد مین
detonating slab
مسیر انفجار
destruct system
سیستم انفجار
detonatable
قابل انفجار
detonable
قابل انفجار
yield
بازده انفجار
yielded
بازده انفجار
high order detonation
انفجار شدید
ignitor
وسیله انفجار
impact action
اثر انفجار
misfire
گیر در انفجار
blasts
ضربه انفجار
misfired
گیر در انفجار
misfires
گیر در انفجار
blasts
صدای انفجار
information explosion
انفجار اطلاعات
inexplosive
غیرقابل انفجار
blast
ضربه انفجار
blast
صدای انفجار
sonic boom
انفجار صوتی
sympathetic detonation
انفجار القایی
sonic booms
انفجار صوتی
explosimeter
انفجار سنج
explosion hazard
خطر انفجار
yields
بازده انفجار
explosion proof
ازمایش- انفجار
population explosion
انفجار جمعیت
implosion
انفجار از داخل
explosive force
نیروی انفجار
the force of the explosion
شدت انفجار
fire time
زمان انفجار
swooper
انفجار دار
lead in
مداررابط انفجار
POW
صدای انفجار
busted
انفجار ترکیدگی
bust
انفجار ترکیدگی
big bang
انفجار بزرگ
blast effect
اثر انفجار
detonation
انفجار ناگهانی
crackle
صدای انفجار پی در پی
detonation
انفجار ضربهای
detonations
انفجار ناگهانی
atom samshing
انفجار اتمی
outbursts
انفجار غضب
POWs
صدای انفجار
aerial burst
انفجار هوایی
outburst
انفجار غضب
crackled
صدای انفجار پی در پی
crackles
صدای انفجار پی در پی
busts
انفجار ترکیدگی
busting
انفجار ترکیدگی
time of disintegration
زمان انفجار
blast wave
موج انفجار
explosive
قابل انفجار
craters
قیف انفجار
bursting set
محل انفجار
crater
قیف انفجار
burst wave
موج انفجار
detonations
انفجار ضربهای
blasting machine
دستگاه انفجار
blow out
سوختن انفجار
deliveries
تسلیم
delivery
تسلیم
submission
تسلیم
resign
تسلیم
livery
تسلیم
non resistance
تسلیم
deference
تسلیم
rendition
تسلیم
renditions
تسلیم
liveries
تسلیم
surrenders
تسلیم
capitulation
تسلیم
self submission
تسلیم
surrendered
تسلیم
surrender
تسلیم
resigns
تسلیم
surrendering
تسلیم
resignation
تسلیم
compliance
تسلیم
quietism
تسلیم
resignations
تسلیم
consignation
تسلیم
compromis
تسلیم
atomic time
زمان انفجار اتمی
low order
انفجار کند یا ناقص
explosives
مواد قابل انفجار
flex x
خرج انفجار کتابی
atom samsher
دستگاه انفجار اتمی
armed mine
مین اماده انفجار
armed ammunition
مهمات اماده انفجار
contact fire
انفجار در اثر تماس
subsidiary
عمق دهنده به انفجار
service mine
مین قابل انفجار
burst
انفجار منفجر شدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com