Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
explosive
قدرت بازیگردر استفاده از شکاف
Other Matches
abuse of power
سوء استفاده از قدرت
big leaguer
بازیگردر لیگ بزرگ
eminent domain
قدرت حکومت برای استفاده از اموال خصوصی جهت عموم
caught with hand in the cookie jar
<idiom>
مچ کسی را گرفتن
[بخصوص در مورد سوء استفاده از موضع قدرت و مقام]
imperialism
سیاست مبتنی بر استفاده از وسایل سیاسی برای بسط قدرت اقتصادی درخارج از محدوده کشورامپریالیستی
touch football
نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
gill slit
شکاف دستگاه تنفس ماهی شکاف برانشی
empowered
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empower
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowering
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowers
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
creativeness
قدرت خلاقه قدرت ابداع
dictatorship of proletariat
اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
countervailing power
قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
collective goods
کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
authoritarainism
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
radar discrimination
قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
dead time
زمان بدون استفاده زمانی که در ان ازراندمان دستگاه استفاده نمیشود
dead freight
کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
vertical
نرم افزار کاربردی که برای استفاده خاص طراحی شده است و نه استفاده عمومی
freeing
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
idlest
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idle
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
capacities
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
idles
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idled
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
capacity
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
free
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
frees
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
freed
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
fourth generation computers
فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند
bitmap
معرفی رویدادها یا استفاده از آرایه تک بیتی به عنوان تصویر یا شکل یا جدول وسایل استفاده شده و...
quads
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
quad
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
composite demand
تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
bands
شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
band
شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
shareware
نرم افزاری که آماده استفاده است ولی وقتی که توسط کاربر استفاده شود باید به نویسنده آن مبلغی بپردازد.
ieee
که فقط داده و سیگنالهای تصدیق استفاده می شوند و در آزمایشگاهها برای اتصال کامپیوتر به قط عات اندازه گیری استفاده میشود
duplex
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
exerciser
وسیلهای که به استفاده کننده امکان میدهد تا با استفاده از وسائل دستی برنامه ها واتصالات سخت افزاری راایجاد نموده و اصلاح نماید
duplexes
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
joint tenants
در CLچند تن را گویند که مشترکا"از عین مستاجره استفاده کندبا این قید که هر یک پس ازمرگ دیگری یا دیگران حق استفاده انحصاری داشته باشد
common use
مورد استفاده عمومی استفاده مشترک
wimps
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
wimp
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
PPP
که معمولا برای ارسال داده بین کامپیوتر کاربر و سرور راه دور روی اینترنت با استفاده از پروتکل شبکه Tcp/Ip استفاده میشود
defect skipping
روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
Hamming code
سیستم کدگذتاری که از بیتهای بررسی برای تشخیص و تصحیح خطاها در داده ارسالی استفاده میکند که بیشتر در سیستمهای متن راه دور استفاده میشود
solenoid sweep
پاک کردن مین با استفاده ازقدرت سیم پیچی مغناطیسی مین روبی با استفاده ازسلونوئید
publish
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
publishes
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
published
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
wire
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
wires
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
oases
یک سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریزکامپیوتر استفاده می گردد
oasis
یک سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریزکامپیوتر استفاده می گردد
craze
شکاف
cleft palates
شکاف سق
cleft palate
شکاف سق
head slot
شکاف هد
groove
شکاف
rifts
شکاف
rift
شکاف
incisure
شکاف
grooves
شکاف
cracks
شکاف
slashed
شکاف
notch
شکاف
lacuna
شکاف
apertures
شکاف
insection
شکاف
t slot
شکاف " T "
aperture
شکاف
notches
شکاف
seam
شکاف
rake
شکاف
rakes
شکاف
fisure
شکاف
fairlead
شکاف
cleft
شکاف
clefts
شکاف
clift
شکاف
interstice
شکاف
overtures
شکاف
overture
شکاف
split
شکاف
suture
شکاف
multifid
شکاف شکاف
break through
شکاف
chine
شکاف
fissures
شکاف
raking
شکاف
crazes
شکاف
chasm
شکاف
chasms
شکاف
incision
شکاف
incisions
شکاف
crevice
شکاف
crevices
شکاف
fissure
شکاف
cloot
شکاف سم
hiatus
شکاف
slotting
شکاف
scars
شکاف
scarred
شکاف
scar
شکاف
chinks
شکاف
chinking
شکاف
slots
شکاف
slithers
شکاف
slithering
شکاف
slithered
شکاف
slither
شکاف
slashes
شکاف
slash
شکاف
chik
شکاف
slot
شکاف
scarring
شکاف
nick
شکاف
chinked
شکاف
chink
شکاف
fracturing
شکاف
fractures
شکاف
fractured
شکاف
fracture
شکاف
chap
شکاف
breaks
شکاف
break
شکاف
nicks
شکاف
nicked
شکاف
nicking
شکاف
eye
شکاف
eyes
شکاف
buttressing
شکاف
arm slit
شکاف
buttresses
شکاف
buttressed
شکاف
eying
شکاف
fraction
شکاف
gaps
شکاف
buttress
شکاف
eyeing
شکاف
crack
شکاف
gap
شکاف
seams
شکاف
slit
شکاف
fractions
شکاف
tear
شکاف
slits
شکاف
gap in a wall
شکاف دردیوار
fill gap
شکاف پرونده
apertures
شکاف دید
file gap
شکاف فایل
notched
شکاف دار
crevasse
شکاف عمیق
notchy
شکاف دار
phase splitter
فاز شکاف
battle sight
شکاف درجه
fission
شکاف هستهای
expansion slot
شکاف گسترشی
fissile
شکاف پذیر
fissiparous
شکاف خورنده
lacunose
شکاف دار
horn gap
شکاف سرنایی
gap digit
رقم شکاف پر کن
kibed
دارای شکاف
aperture
شکاف دید
gap character
دخشه شکاف پر کن
inflationary gap
شکاف تورمی
freeing port
شکاف یک طرفه
hair splitter
ادم مو شکاف
main gap
شکاف اصلی
file gap
شکاف پرونده
employment gap
شکاف اشتغال
slot
شکاف در خط حمله
clefts
شکاف دار
slot
شیار شکاف
clift
شکاف دار
slots
در شکاف یاسوراخ
slots
مجرا شکاف
slots
شکاف در خط حمله
slots
شیار شکاف
slot
مجرا شکاف
cleft
شکاف دار
crevice
شکاف سنگ
craziest
شکاف دار
crazier
شکاف دار
crevices
شکاف سنگ
ripped
دریدن شکاف
rips
دریدن شکاف
rip
دریدن شکاف
slot
در شکاف یاسوراخ
air gap
شکاف هوایی
slotting
در شکاف یاسوراخ
cloven
شکاف دار
creavasse
شکاف ژرف
crevasses
شکاف یخچالی
crevasses
شکاف عمیق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com