English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
cogency قدرت ضریب هشیاری زور
Other Matches
attenuation factor ضریب فرسایش انرژی موج ضریب افت قدرت امواج
power factor ضریب قدرت
oxygen ration ضریب قدرت اسیدی
acidity coefficient ضریب قدرت اسیدی
acid test ratio ضریب قدرت پرداخت
dielectric power factor ضریب قدرت دی الکتریکی
insulation power factor ضریب قدرت عایق بندی
scaling law ضریب محاسبه قدرت بمب اتمی
conductance ضریب هدایت قدرت هدایت
modulus of elasticity ضریب ارتجاعی ضریب فنری ضریب جهندگی
availability factor ضریب امادگی عملیاتی هواپیماها یا ناوها ضریب قابلیت استفاده
convergence factor ضریب تقارب نصف النهارات ضریب انحراف شبکه
empowers صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowered صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empower صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowering صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
design stress resultant تلاشی که در محاسبات بکار میرود وبرابر است با حاصلضرب تلاش در ضریب تشدید یادرصورت لزوم ضریب تصغیر
sharpness هشیاری
alertness هشیاری
sobriety هشیاری
conscious mind هشیاری
conscience [archaic for: consciousness] هشیاری
appreciation [awareness] هشیاری
cogency هشیاری
awareness هشیاری
consciousness هشیاری
watchful هشیاری
reduction coefficient ضریب کاهش استعداد ضریب دیدبانی
probability factor ضریب احتمال وقوع ضریب احتمالات
marginal consciousness هشیاری مرزی
field of consciousness میدان هشیاری
watchfulness دقیق هشیاری
foreconscious نیمه هشیاری
vigilance بیداری و هشیاری
span of consciousness فراخنای هشیاری
coconsciousness هشیاری دوگانه
security cognizance هشیاری امنیتی
social consciousness هشیاری اجتماعی
charactristics مشخصات مقدماتی یا اصلی که عبارتند از ضریب براضریب پسا نسبت برا به پساموقعیت مرکز فشار و ضریب گشتاور برای هر زاویه حمله
creativeness قدرت خلاقه قدرت ابداع
runoff coefficient ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
biquinary notation دستگاه نمادسازی که در ان هر رقم اعشاری توسط یک جفت رقم متشکل از یک ضریب 5 و یک ضریب 1 نشان داده میشود
factor of safety ضریب تامین ضریب اطمینان
partition coefficient ضریب توزیع ضریب تقسیم
gini coefficient شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
dictatorship of proletariat اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
countervailing power قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
authoritarainism نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
scale factor ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
slices ضریب محاسبات لجستیکی ضریب نیازمندیهای لجستیکی
slice ضریب محاسبات لجستیکی ضریب نیازمندیهای لجستیکی
ballistic coefficient ضریب زاویه بالیستیکی ضریب تاثیر بالیستیکی
radar discrimination قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
vigils گشت زدن در شب گشت و هشیاری و مراقبت شبانه
vigil گشت زدن در شب گشت و هشیاری و مراقبت شبانه
tensions قدرت
tension قدرت
vim قدرت
nerves قدرت
powering قدرت
godown قدرت
power takeoff قدرت
potency قدرت
will power <idiom> قدرت
commanding با قدرت
nerve قدرت
vis قدرت
force قدرت
vigour قدرت
energy قدرت
strenght قدرت
energies قدرت
capability قدرت
might قدرت
strong arm قدرت
strengths قدرت
strength قدرت
forces قدرت
forcing قدرت
vigor قدرت
inauthoritative بی قدرت
posse قدرت
posses قدرت
zing قدرت
strong-arm قدرت
powers قدرت
power قدرت
powered قدرت
sovereignty قدرت
ability قدرت
authority قدرت
abilities قدرت
factors ضریب
ratio ضریب
coefficients ضریب
modulus ضریب
modules ضریب
module ضریب
ratios ضریب
factor ضریب
phi coefficient ضریب فی
coefficient ضریب
resolving power قدرت تفکیک
power stroke مرحله قدرت
power structure ساخت قدرت
destructivity قدرت تخریب
absorption power قدرت جذب
power outege قطع قدرت
power loss گمگشتگی قدرت
power source منبع قدرت
power loss تلف قدرت
emissive power قدرت صدور
retentivity قدرت نگهداری
power supplay منبع قدرت
refractive power قدرت شکست
detection range قدرت اکتشافی
almightiness قدرت کامل
power transmission انتقال قدرت
power test ازمون قدرت
puissance توان قدرت
adhesive stress قدرت چسبندگی
deglutition قدرت بلع
rating plate پلاک قدرت
receptivity قدرت پذیرش
accelerating power قدرت شتاب
prepotence قدرت کامل
reflecting power قدرت انعکاس
dielectric power قدرت دی الکتریکی
diagonal power قدرت قطری
prepotency قدرت کامل
power function تابع قدرت
great power کشور با قدرت
high powerd money پول پر قدرت
horse power قدرت اسب
imperium قدرت مطلقه
economic power قدرت اقتصادی
increase of power افزایش قدرت
input power قدرت ورودی
effective power قدرت موثر
fluxing power قدرت سیلان
ionic strength قدرت یونی
countervailing power قدرت همسنگ
conveying capacity قدرت انتقال
high power transistor ترانزیستور قدرت
high power transformer ترانسفورماتور قدرت
gripping power قدرت مهارکنندگی
heam yoei vooly تئوری قدرت
heavy current circuit breaker کلید قدرت
generator output قدرت مولد
combat power قدرت رزمی
power switch کلید قدرت
cogency قدرت عقیده
economic potential قدرت اقتصادی
driving power قدرت محرکه
hiding power قدرت پوشش
high power microscope میکروسکوپ پر قدرت
fire power قدرت تیراندازی
low power stage طبقه کم قدرت
fire power قدرت اتش
engine performance قدرت موتور
pi accepting قدرت پی پذیری
high power engine موتورپر قدرت
authority symbol نماد قدرت
authority figure مظهر قدرت
palgwe فوق قدرت
cutting power قدرت برش
power cable کابل قدرت
dielectric strength قدرت دی الکتریک
damping power قدرت میرایی
power consumption مصرف قدرت
engine power قدرت موتور
explosive energy قدرت انفجار
low power transistor ترانزیستور با قدرت کم ترانزیستور کم قدرت
circuit breaking capacity قدرت قطع
detectability قدرت اشکارسازی
monopoly power قدرت انحصاری
bond strength قدرت پیوند
benumb بی قدرت کردن
fasces قدرت مجازات
bearing capacity قدرت تحمل
basicity قدرت بازی
cutting capacity قدرت برش
explosive force قدرت انفجار
power dissipation اتلاف قدرت
dynamism قدرت تحرک
social power قدرت اجتماعی
powers قدرت نیرو
source of power منبع قدرت
authority مرجع قدرت
superpowers ابر قدرت
superpower ابر قدرت
enterprises قدرت اقدام
staying power طاقت قدرت
power failures قطع قدرت
power failure قطع قدرت
acidity قدرت اسیدی
on در اوج قدرت
leverage قدرت نفوذ
heavens قدرت پروردگار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com