English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
fuel endurance قدرت پایداری سوخت
Other Matches
cruise control کنترل عملکرد موتور برای بدست اوردن بیشترین راندمان قدرت و مصرف سوخت
persistency پایداری گاز جنگی پایداری اصرار
self defense پایداری داخلی پایداری ملی
central refueling provisions سیم سوخت رسانی هواپیماکه در ان تمام تانکهای سوخت از یک نقطه تغذیه میشوند
air metering force نیروی در کاربوراتور وسیستمهای تزریق سو سوخت که لوله وانتوری و فشارهوا را مقدار سوخت را کنترل میکند
combustion starter مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
bipropellant سوخت راکت متشکل از دو جزء سوخت و اکسیدکننده
charges جرم کل سوخت در راکتهای سوخت جامد
charge جرم کل سوخت در راکتهای سوخت جامد
atomisers سوخت پاش انژکتور پودرکن سوخت
atomizer سوخت پاش انژکتور پودرکن سوخت
atomizers سوخت پاش انژکتور پودرکن سوخت
empowering صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowers صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empower صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowered صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
torch pot [محفظه مشعل سوخت محفظه سوخت پاش توربینی]
creativeness قدرت خلاقه قدرت ابداع
dictatorship of proletariat اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
countervailing power قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
ullage فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
tips باکهای خارجی سوخت باکهای بیرونی سوخت
authoritarainism نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
commorant پایداری
consistence پایداری
stableness پایداری
resists پایداری
hold one's ground پایداری
endurance پایداری 0
stickability پایداری
consistency پایداری
resist پایداری
resisted پایداری
resisting پایداری
permanence پایداری
permanency پایداری
constancy پایداری
permanencies پایداری
hold one's own پایداری
consistent پایداری
resistance پایداری
stability پایداری
perenniality پایداری
persistence پایداری
staidness ارامش پایداری
lateral stability پایداری عرضی
neutral stability پایداری بی تفاوت
light stable پایداری نور
neutral stability پایداری خنثی
stability of an emulsion پایداری امولسیون
stability constant ثابت پایداری
static stability پایداری استاتیک
frequency stability پایداری فرکانس
stability پایایی پایداری
inherent stability پایداری ماندگار
elastic stability پایداری ارتجاعی
optical stability پایداری نوری
staying power نیروی پایداری
kinetic stability پایداری جنبشی
kinetic stability پایداری سینتیکی
stability of slope پایداری ترانشه
plastic consistency پایداری خمیری
retentivity پایداری مغناطیسی
resistance adjustment میزان پایداری
consistency of concrete پایداری بتن
creep strength پایداری خزشی
thermodynamic stability پایداری ترمودینامیکی
soil consistence پایداری خاک
stabilizing پایداری کردن
fixity قرار پایداری
negative stability پایداری منفی
people forces نیروی پایداری
speed stability پایداری سرعت
stability calculation حساب پایداری
longitudinal stability پایداری طولی
directional stability پایداری سمتی
directional stability پایداری جهشی
spiral stability پایداری چرخشی
statics دانش پایداری نیروها
radar discrimination قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
ligand field stabilization energy انرژی پایداری میدان لیگاند
crystal field stabilization energy انرژی پایداری میدان بلور
creep strength depending on time پایداری خزشی تابع زمان
half residence time نیمه عمر پایداری عناصرریزش اتمی یا رادیواکتیو
vent سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
vented سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
venting سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
l.f.s.e energy stabilization ligandfield انرژی پایداری میدان لیگاند
vents سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
warping پیچاندن بالها بصورت متقارن برای بدست اوردن پایداری عرضی و قابل کنترل
wheel satellite ماهوارهای که بصورت دایرهای ساخته شده و معمولابرای پایداری وضعیت یا واردساختن گرانش ساختگی به سرنشینان دوران میکند
burner frame سوخت
firing سوخت
stoker سوخت
power fuel سوخت
combustion سوخت
dissimilation سوخت
propellants سوخت
fuelled سوخت
gasoline سوخت
catabolism سوخت
fuels سوخت
propellant سوخت
fueled سوخت
fuel سوخت
fuelling سوخت
refueling سوخت گیری
refuelled سوخت گیری
metabolic سوخت و سازی
thickened fuel سوخت جامد
raw fuel سوخت خام
refueled سوخت گیری
refuels سوخت گیری
rocket fuel سوخت موشک
rocket fuel سوخت راکت
stoke سوخت ریختن در
stoked سوخت ریختن در
oil firing سوخت روغنی
stokes سوخت ریختن در
stoking سوخت ریختن در
refuelling سوخت گیری
tank ماشین سوخت
octane سوخت ماشینی
fossil fuels سوخت سنگوارهای
fossil fuel سوخت سنگوارهای
metabolism سوخت وساز
metabolism سوخت و ساز
fueling سوخت گیری
metabolisms سوخت وساز
metabolisms سوخت و ساز
fireman سوخت انداز
stoker سوخت انداز
feeders سوخت رسان
feeder سوخت رسان
refuel سوخت گیری
fuel grade درجه سوخت
solid propellant سوخت جامد
firemen سوخت گیر
firemen سوخت انداز
fireman سوخت گیر
tankers مخزن سوخت
fuelling سوخت موتور
fuel سوخت دادن
colloidal propeller سوخت کلوئیدی
chokes دریچه سوخت
choked دریچه سوخت
choke دریچه سوخت
fule pump تلمبه سوخت
fule pump پمپ سوخت
fule injection تزریق سوخت
fuel سوخت موتور
chemical fuel سوخت شیمیایی
fuelling سوخت دادن
bulk petroleum سوخت مخزنی
fuelled سوخت موتور
fuelled سوخت دادن
carburator سوخت رسان
fueled سوخت موتور
fueled سوخت دادن
fuel tap شیر سوخت
fuel tank مخزن سوخت
fuel storage انبار سوخت
jetted سوخت پاش
jets سوخت پاش
jet سوخت پاش
domestic fuel سوخت خانگی
fuel consumption مصرف سوخت
fuel air pump بوستر سوخت
fire teazer سوخت انداز
firer سوخت انداز
jetting سوخت پاش
fuel economy اقتصاد سوخت
fuel pump پمپ سوخت
fuel meter سوخت سنج
fuel manifold چندراهی سوخت
fuel injection سوخت رسانی
fuel gas سوخت گازی
fuel filter صافی سوخت
fuel engineering مهندسی سوخت
feed tank مخزن سوخت
fuels سوخت دادن
tanker مخزن سوخت
burners سوخت پاش
liquid fuel سوخت مایع
solid fuel سوخت جامد
burner سوخت پاش
liquid propellant سوخت مایع
The house burned down . خانه سوخت
metabolical سوخت وسازی
motor fule سوخت موتوری
atomisers سوخت افشان
atomisers سوخت پاش
atomizer سوخت پاش
atomizers سوخت افشان
atomizers سوخت پاش
it excited my pity دلم سوخت
ion burn یون سوخت
aviation fuel سوخت هواپیما
gas fuel سوخت گازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com