English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (27 milliseconds)
English Persian
reception قدرت پذیرش پذیرایی کردن
receptions قدرت پذیرش پذیرایی کردن
Other Matches
receptivity قدرت پذیرش
empowered صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowers صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empower صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowering صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
lodge پذیرایی کردن
lodges پذیرایی کردن
receive پذیرایی کردن از
entertain پذیرایی کردن
lodged پذیرایی کردن
receives پذیرایی کردن از
entertained پذیرایی کردن
entertains پذیرایی کردن
entertainment تفریحات پذیرایی کردن
entertainments تفریحات پذیرایی کردن
to keep open house ازهرکس پذیرایی کردن
to serve oneself از خود پذیرایی کردن
roll out the red carpet <idiom> حسابی پذیرایی کردن
wait on (someone) hand and foot <idiom> به هر نحوی پذیرایی کردن
welcome خوشامد گفتن پذیرایی کردن
welcomes خوشامد گفتن پذیرایی کردن
welcoming خوشامد گفتن پذیرایی کردن
do the honors <idiom> مثل یک مهماندا پذیرایی کردن
welcomed خوشامد گفتن پذیرایی کردن
sensate اماده پذیرش حس احساس کردن
to refuse somebody admittance to something پذیرش کسی را برای چیزی رد کردن
reception station پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام
creativeness قدرت خلاقه قدرت ابداع
benumb بی قدرت کردن
dictatorship of proletariat اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
countervailing power قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
receptions پذیرایی
entertainment پذیرایی
entertainments پذیرایی
reception پذیرایی
qualify تعیین کردن قدرت راتوصیف کردن
qualifies تعیین کردن قدرت راتوصیف کردن
traction قدرت کشش بکسل کردن
diffusion کم کردن از قدرت تخلیه فشار
receptors پذیرایی کننده
palor اطاق پذیرایی
parlour اطاق پذیرایی
open house پذیرایی از مهمان
receptor پذیرایی کننده
drawing rooms سالن پذیرایی
drawing rooms اطاق پذیرایی
drawing room سالن پذیرایی
drawing room اطاق پذیرایی
reception room اتاق پذیرایی
reception rooms اتاق پذیرایی
levee مجلس پذیرایی
parlours اطاق پذیرایی
parlors اطاق پذیرایی
parlor اطاق پذیرایی
accessible آماده پذیرایی
image degradation کم کردن قدرت تصویربرداری یک دستگاه رادار
authoritarainism نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
amusement فریب خوردگی پذیرایی
at someone's beck and call <idiom> همیشه آماده پذیرایی
at home پذیرایی در ساعت معین
presence chamber اطاق بار یا پذیرایی
red carpet علامت پذیرایی مخصوص
accessibility امادگی برای پذیرایی
amusements فریب خوردگی پذیرایی
hospitalization پذیرایی خدمات بیمارستانی و درمانی
one's d. روز پذیرایی شخص درهفته
valhalla سالن پذیرایی خدای اودین
parlormaid کلفت یاپیشخدمت سالن پذیرایی
to piss off the wrong people <idiom> آدمهای دارای نفوذ و قدرت زیاد را عصبانی کردن
board and lodging خوابگاه با پذیرایی غذا [در مهمانسرا یا هتل]
newest دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
new- دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
newer دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
new دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
subversion نابود کردن قدرت یک حکومت ازنظرنظامی اقتصادی روانی فرهنگی سیاسی و اجتماعی
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
radar discrimination قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
acceptances پذیرش
acceptance پذیرش
admissions پذیرش
admission پذیرش
acceptation پذیرش
acceptance limit حد پذیرش
inductions پذیرش
adoption پذیرش
patients پذیرش
reception پذیرش
induction پذیرش
patient پذیرش
assenting پذیرش
admittance پذیرش
intakes پذیرش
receptions پذیرش
intake پذیرش
assents پذیرش
assent پذیرش
assented پذیرش
admission پذیرش به بیمارستان
rejection عدم پذیرش
adequately [sufficiently] <adv.> قابل پذیرش
refusing عدم پذیرش
receptions دریافت پذیرش
sufficiently <adv.> قابل پذیرش
acceptable <adj.> قابل پذیرش
admission port دریچه پذیرش
magnetic susceptibility پذیرش مغناطیسی
induction station مرکز پذیرش
adequate <adj.> قابل پذیرش
acceptance test آزمون پذیرش
good [sufficient] <adj.> قابل پذیرش
satisfactory <adj.> قابل پذیرش
sufficient <adj.> قابل پذیرش
admission of liability پذیرش تعهدات
admission rate میزان پذیرش
acceptance of offer پذیرش پیشنهاد
admission requirements شرایط پذیرش
sufficing <adj.> قابل پذیرش
repulsion عدم پذیرش
tolerability قابلیت پذیرش
social acceptance پذیرش اجتماعی
reception دریافت پذیرش
refused عدم پذیرش
acceptable قابل پذیرش
refuses عدم پذیرش
refuse عدم پذیرش
cry uncle <idiom> پذیرش شکست
selective admission پذیرش انتخابی
face the music <idiom> پذیرش نسخه
imprimatur تصویب پذیرش
group acceptance پذیرش گروهی
Reception پذیرش هتل
receptionist متصدی پذیرش
receives پذیرش داده از یک خط ارتباطی
rejects عدم پذیرش چیزی
hire out <idiom> پذیرش برای شغل
susceptible حساس مستعد پذیرش
application study بررسی پذیرش اماد
denials عدم پذیرش حاشا
acceptability قابلیت پذیرش پسندیدگی
readiness to accept آمادگی برای پذیرش
rejecting عدم پذیرش چیزی
rejected عدم پذیرش چیزی
take a back seat <idiom> پذیرش پستترین مقام
impassablility غیر قابل پذیرش
receptee افراد مورد پذیرش
bankable قابل پذیرش در بانک
college admission tests آزمونهای پذیرش دانشجو
susceptive پذیرنده اماده پذیرش
reject عدم پذیرش چیزی
denial عدم پذیرش حاشا
receive پذیرش داده از یک خط ارتباطی
emergency admission پذیرش اضطراری [در بیمارستان] [پزشکی]
market acceptance پذیرش کالا توسط بازار
hearing of evidence پذیرش سند و گواهی [حقوق]
taking of evidence پذیرش سند و گواهی [حقوق]
declaration of intention افهاریه تمایل به پذیرش تابعیت
americanization پذیرش اخلاق و اداب امریکایی
acceptance sampling پذیرش کالاپس از نمونه برداری
keyboard send receive صفحه کلید ارسال- پذیرش
take one's own medicine <idiom> پذیرش محاکمه بدون شکایت
ksr کلمه کلیدی ارسال-پذیرش
freeload <idiom> پذیرش غذا وخانه باهزینه دیگری
throw up one's hands <idiom> توقف تلاش ،پذیرش موفق نشدن
write off <idiom> پذیرش خسارت وپیش از آن نگران نبودن
accept سیگنالی که یک وسیله میفرستد برای پذیرش داده
accepts سیگنالی که یک وسیله میفرستد برای پذیرش داده
interactive برنامه کامپیوتری قادر به پذیرش داده از عملوند
accepting سیگنالی که یک وسیله میفرستد برای پذیرش داده
legal عبارت یا دستوری که در قوانین زبان قابل پذیرش است
to go down [in a particular way] with somebody برای کسی [به سبک ویژه ای] قابل پذیرش بودن
focussed پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focussing پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focusses پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focuses پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focus پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focused پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
medium رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
form utility در این مواد ازنظر پذیرش بازار و مصرف کننده ایجاد میشود
mediums رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
dos نشانگری که می گوید DOS آماده پذیرش یک دستور تایپ شده روی صفحه کلید است
framing error خطایی که در اثر عدم موفقیت و خرابی دستگاه پذیرش دربازشناسی صحت بیتهایی که تشکیل یک کاراکتر را میدهندپیش می اید
powers قدرت
potency قدرت
capability قدرت
commanding با قدرت
vigour قدرت
posse قدرت
nerve قدرت
powering قدرت
tension قدرت
authority قدرت
strenght قدرت
ability قدرت
force قدرت
forces قدرت
abilities قدرت
strength قدرت
nerves قدرت
forcing قدرت
power takeoff قدرت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com