English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
museum piece قدیمی غیرعادی
Other Matches
paralleling اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
paralleled اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallelled اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallelling اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallels اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallel اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
anomalies غیرعادی
irregular غیرعادی
way-out غیرعادی
utter غیرعادی
uttered غیرعادی
unusual غیرعادی
way out غیرعادی
enormity غیرعادی
enormities غیرعادی
unaccustomed غیرعادی
anomaly غیرعادی
touched غیرعادی
extraordinary غیرعادی
utters غیرعادی
abend پایان غیرعادی
offbeat <idiom> غیرعادی غیرمرسوم
abnonmally بطور غیرعادی
abnormal scour آب شستگی غیرعادی
funny car اتومبیل غیرعادی
aborts خاتمه غیرعادی
aborting خاتمه غیرعادی
aborted خاتمه غیرعادی
abort خاتمه غیرعادی
weirdo آدم غیرعادی
weirdos آدم غیرعادی
virescence سبزی غیرعادی دربرگهای گل
line surge جریان سریع و غیرعادی خط
kill off سرعت گرفتن غیرعادی درمسابقه دو استقامت برای خسته کردن حریفان
action oriented management report گزارشی که شرایط غیرعادی رابا توجه ویژهای که نیازدارد به مدیریت هشدار میدهد
old red sandstone سنگ ماسه قرمز قدیمی ماسه سنگ سرخ قدیمی
senior قدیمی
old-timer قدیمی
We old – fashioned people . ما قدیمی ها
old time قدیمی
veteran قدیمی
age-old قدیمی
stale cheque چک قدیمی
old-timers قدیمی
date قدیمی
dates قدیمی
antiquated قدیمی
veterans قدیمی
seniors قدیمی
out of date قدیمی
age old قدیمی
olden قدیمی
bygone قدیمی
outdated قدیمی
old timer قدیمی
archaic قدیمی
fogram قدیمی
timeworn قدیمی
ancient قدیمی
past master استاد قدیمی
uptight قدیمی مسلک
protolanguage زبان قدیمی
past masters استاد قدیمی
fogey ادم قدیمی
fogeys ادم قدیمی
by gone قدیمی گذشته ها
arquebus تفنگ قدیمی
incunabulum کتب قدیمی
codex نسخه قدیمی
fogy ادم قدیمی
old دیرینه قدیمی
oldest دیرینه قدیمی
paleography کتابت قدیمی
presentation copy نسخه قدیمی
fogies ادم قدیمی
culverin یکجورتوپ قدیمی
new اخیرا و نه قدیمی
ancient manuscript نوشته قدیمی
square toed قدیمی مسلک
primal بسیار قدیمی
(as) old as the hills <idiom> خیلی قدیمی
fuddy-duddy قدیمی مسلک
old hat قدیمی مسلک
clapped-out ماشینخرابو قدیمی
prolonged قدیمی مدید
unreconstructed قدیمی مسلک
fuddy-duddies قدیمی مسلک
scholastic متفکران قدیمی
ex- سابق قدیمی
Old – time tunes . آهنگهای قدیمی
older دیرینه قدیمی
newest اخیرا و نه قدیمی
newer اخیرا و نه قدیمی
new- اخیرا و نه قدیمی
ex سابق قدیمی
old hat هر چیز قدیمی
dodos آدم قدیمی مسلک
inkhorn دوات شاخی قدیمی
old wives' tales عقیدهی قدیمی و مردود
ducat مسکوک طلای قدیمی
old wives' tale عقیدهی قدیمی و مردود
fud ادم قدیمی مسلک
dodoes آدم قدیمی مسلک
slow coach ادم قدیمی مسلک
rundlet واحدگنجایش مایعات قدیمی
primitively بطور قدیمی یا بدوی
shandradan درشکه تک اسبه قدیمی
shandrydan درشکه تک اسبه قدیمی
rebeck کمانچه سه سیمه قدیمی
sloop کرجی یک دگلی قدیمی
viol ویولن 5 یا 6 سیمهء قدیمی
runlet واحدگنجایش مایعات قدیمی
wailing wall دیوار قدیمی اورشلیم
nine pins نوعی بولینگ قدیمی
dodo آدم قدیمی مسلک
old-style روش گاهشماری قدیمی
rebec کمانچه سه سیمه قدیمی
sequin سکه زر قدیمی در ایتالیاوعثمانی
sequins سکه زر قدیمی در ایتالیاوعثمانی
falcon باز توپ قدیمی
to cling to the old ways به رسوم قدیمی چسبیدن
flintlocks تفنگ سرپرچخماقی قدیمی
flintlock تفنگ سرپرچخماقی قدیمی
raffle نوعی بازی قدیمی
raffles نوعی بازی قدیمی
tod واحد قدیمی وزن
dating rugs [antique] فرش عتیقه [قدیمی]
alpenstock عصای قدیمی کوهنوردی
cataphract نوعی زره قدیمی
blunderbuss نوعی تفنگ قدیمی
falcons باز توپ قدیمی
Antiguated آنتیک ،کهنه،قدیمی
archaism انشاء یا گفتاریااصطلاح قدیمی
clepsydra ساعت ابی قدیمی
viola da gamba ویلون سل قدیمی 5 یا6 سیمه
spicery انباری ادویه [واژه قدیمی]
ye شکل قدیمی کلمه The شماها
stroud پارچه یا پتوی صخیم قدیمی
back copy نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
fustier کفک زده قدیمی مسلک
fusty کفک زده قدیمی مسلک
fustiest کفک زده قدیمی مسلک
auditory [نام قدیمی شبستان کلیسا]
neoclassic احیا کننده سبکهای قدیمی
fogyish مانع پیشرفت قدیمی مسلک
flying wedge نوعی مانور تهاجمی قدیمی
father file پشتیبان گونه قدیمی فایل
cithara یکنوع الت موسیقی قدیمی
back issue نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
bawdry زنا [دین] [حقوق] [واژه قدیمی]
dog-ear [واژ ی قدیمی پا پیکره ی بالا سنتوری]
Afro-American نژاد آفریقایی آمریکایی [عبارت قدیمی]
revivalist طرفدار احیای آداب و رسوم قدیمی
Hey, old chap! <idiom> چطوری رفیق قدیمی! [اصطلاح روزمره]
Give me those old cars any day . I miss those old cars . قربان آن اتو مبیل های قدیمی
driving iron نام قدیمی چوب شماره 1 گلف
graphophone نوعی دستگاه ضبط صوت قدیمی
hierologist متخصص خواندن خطوط قدیمی مصر
bad زمان ماضی قدیمی فعل bid
carack کشتی بزرگ باری وجنگی قدیمی
cubit مقیاس قدیمی طول معادل 81 تا 22 اینچ
carrack کشتی بزرگ باری وجنگی قدیمی
bireme یکنوع قایق کوچک قدیمی دوپارویی
stomacher پیش دامنی قدیمی زنانه ومردانه
touchhole سوراخ جای فتیله در توپهای قدیمی
skald شاعر قدیمی اسکاندیناوی داستان نویس
tumbling verse شعر بی قاعده وبی وزن قدیمی
vulgate نسخه لاتین قدیمی کتاب مقدس
hutches نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
upgrading به روز رسانی [معاوضه قسمتهای قدیمی] [مهندسی]
She's not the Laleh I used to know. او [زن] دیگر لاله قدیمی [از نظر رفتار] نیست.
hutch نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
He's back to his usual self. او [مرد ] دوباره برگشت به رفتار قدیمی خودش.
bibliopole کتاب فروش فرشنده کتب قدیمی وکمیاب
This is the oldest Persian script in existence. این قدیمی ترین خط فارسی موجود است
supersede گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
superseded گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
supersedes گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
superseding گرفتن جای چیزی که قدیمی تر یا کم استفاده تر است
You look ridiculous in that old hat . با این کلاه قدیمی قیافه ات مسخره شده
I want to look at old coins. من می خواهم سکه های قدیمی را تماشا کنم.
latium ناحیه قدیمی مرکزایتالیا واقع درجنوب شهرروم
rehashes بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
purged پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
purge پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
rehash بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
purges پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
to leave everything as it is [not to change anything] رسوم قدیمی را ثابت [دست نخورده] نگه داشتن
veteran سرباز قدیمی یاسرباز شرکت کننده درجنگهای گذشته
drop [تزئینات مخروطی شکل سر دیوار ساختمان های قدیمی]
rehashed بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
veterans سرباز قدیمی یاسرباز شرکت کننده درجنگهای گذشته
revivalist movement جنبش دوباره دایر کردن آداب و سبک قدیمی
your reverence عنوان کشیشان که برابر است با عناوین قدیمی ایران
travois ارابه یا وسیله نقلیه قدیمی سرخ پوستان امریکا
his reverence جناب اقای- عنوان کشیشان که برابراست باعناوین قدیمی ایران
mauls روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
antique wash دواشور کردن فرش جهت کهنه و قدیمی جلوه دادن آن
maul روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
mauled روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com