English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
unread قرائت نشده بیسواد
Other Matches
uneducated بیسواد
analphabetic بیسواد
analphabet بیسواد
illiterate بیسواد
illiterately بطور بیسواد
criss-crosses امضای اشخاص بیسواد
criss-cross امضای اشخاص بیسواد
The illiterate person is blind . <proverb> بیسواد کور است .
criss-crossed امضای اشخاص بیسواد
criss-crossing امضای اشخاص بیسواد
lowbrow بیسواد دارای سلیقه پست
unpremediated پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
unpicked نچیده گزین نشده انتخاب نشده
unborn هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
unbaoked سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
unobligated اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
unresolved تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
uncommitted غیر متعهد نشده تعهد نشده
undisciplined تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
unbroke رام نشده سوقان گیری نشده
readership قرائت
pericope قرائت
readings قرائت
reading قرائت
read قرائت کردن
reading room اتاق قرائت
accent طرز قرائت
reading room قرائت خانه
direct reading قرائت مستقیم
reading rooms اتاق قرائت
accented طرز قرائت
reads قرائت کردن
interlocution قرائت یااواز
orthoepist قرائت دادن
picking belt نوار قرائت
reading rooms قرائت خانه
targeting نقطه برداشت یا قرائت
lecterns میز مخصوص قرائت
targeted نقطه برداشت یا قرائت
target نقطه برداشت یا قرائت
targetting نقطه برداشت یا قرائت
scansion قرائت شعر باوزن
targets نقطه برداشت یا قرائت
intonations طرز قرائت تلفظ
intonation طرز قرائت تلفظ
targetted نقطه برداشت یا قرائت
lectern میز مخصوص قرائت
unsifted الک نشده رسیدگی نشده
irredenta انجام نشده جبران نشده
untried امتحان نشده محاکمه نشده
unredeemed جبران نشده سبک نشده
unsought جستجو نشده کشف نشده
inconsummate تکمیل نشده انجام نشده
uncharged محسوب نشده رسمامتهم نشده
unset جایگزین نشده جاانداخته نشده
unasked خواسته نشده پرسیده نشده
undirected رهبری نشده راهنمایی نشده
direct reading dial درجه بندی برای قرائت مستقیم
lectionary صورت ایاتی که درکلیسا قرائت میشود
declamatory مربوط به قرائت مطلبی باصدای بلند وغرا
quadrantal error اشتباه قرائت دستگاه جهت یاب هواپیما
unintended saving پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
roamer کالک شبکه بندی شده برای کمک به قرائت مختصات
deacon خادم کلیسا که به کشیش یا اسقف کمک میکند سرود مذهبی قرائت کردن
deacons خادم کلیسا که به کشیش یا اسقف کمک میکند سرود مذهبی قرائت کردن
incomplete انجام نشده پر نشده
unintended investment سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
readers مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
reader مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
equation of time خطای قرائت زمان نجومی پس ماند زمان نجومی
magnetic deviation میزان خطای قرائت عقربه مغناطیسی خطای عقربه
unbowed خم نشده
uncharged پر نشده
unpaid پرداخت نشده
unpublished چاپ نشده
unfulfilled انجام نشده
unpublished نشر نشده
unfulfilled اجرا نشده
haggard رام نشده
uncut بریده نشده
uncut قطع نشده
uncut از هم جدا نشده
unquestioned استنتاق نشده
unquestioned بررسی نشده
unquestioned بحث نشده
unreconstructed بازسازی نشده
Before it is too late. While there is stI'll time. تا دیر نشده
unattached توفیق نشده
unattached اعزام نشده
unguarded حساب نشده
uncommitted تقبل نشده
unabridged تلخیص نشده
unabridged کوتاه نشده
undisturbed مختل نشده
unchanged عوض نشده
uncontrolled مهار نشده
uncontrolled کنترل نشده
unalloyed الیاژ نشده
unbidden دعوت نشده
uncleared ترخیص نشده
uninvited دعوت نشده
unconnected وصل نشده
unearned کسب نشده
unguarded حراست نشده
unclaimed مطالبه نشده
roughdry اطو نشده
undisiplined تربیت نشده
unpolished پرداخت نشده
unexploded منفجر نشده
intemerate بی ناموس نشده
innascible زایده نشده
inextinct نیست نشده
inedited چاپ نشده
inedited منتشر نشده
increate افریده نشده
unleached سفید نشده
in sheets صحافی نشده
in quires صحافی نشده
undirected هدایت نشده
tenantless اشغال نشده
the date was not specified نشده بود
unaccommodated فراهم نشده
unaccomplished انجام نشده
unbacked رام نشده
unbowed سر کوب نشده
uncircumcised ختنه نشده
uncoditioned قطعی نشده
uncoditioned شرط نشده
non switched line خط گزینه نشده
undeeded در سندقید نشده
undefined تعریف نشده
unlicked لیسیده نشده
imperforate منگنه نشده
unthickened تغلیظ نشده
unasked سوال نشده
unwashed شسته نشده
unseen مکشوف نشده
unseen مشاهده نشده
sightless دیده نشده
unworn کهنه نشده
unworn استعمال نشده
wound less زخمی نشده
unsung سروده نشده
unsung ستایش نشده
unsung خوانده نشده
unstudied مطالعه نشده
unsocialized اجتماعی نشده
unsought کاوش نشده
unspotted ننگین نشده
unnormalized هنجار نشده
custom uncleared ترخیص نشده
unpremediated تصور نشده
unsaturate اشباع نشده
unsaturated اشباع نشده
unsaved پس انداز نشده
unset ثابت نشده
unshod نعل نشده
unsight دیده نشده
autochthonous جابجا نشده
unabated کاسته نشده
uncounted شمرده نشده
unaudited <adj.> ارزیابی نشده
unchecked <adj.> ارزیابی نشده
unevaluated <adj.> ارزیابی نشده
unexamined <adj.> ارزیابی نشده
uninspected <adj.> ارزیابی نشده
untested <adj.> ارزیابی نشده
unaudited <adj.> ممیزی نشده
unchecked <adj.> ممیزی نشده
unevaluated <adj.> ممیزی نشده
unexamined <adj.> ممیزی نشده
uninspected <adj.> ممیزی نشده
untested <adj.> ممیزی نشده
untested <adj.> امتحان نشده
uninspected <adj.> امتحان نشده
unexamined <adj.> امتحان نشده
unchecked <adj.> بررسی نشده
unaudited <adj.> بازرسی نشده
unchecked <adj.> بازرسی نشده
unevaluated <adj.> بازرسی نشده
virgins استفاده نشده
unexamined <adj.> بازرسی نشده
virgin استفاده نشده
unread خوانده نشده
uninspected <adj.> بازرسی نشده
untested <adj.> بازرسی نشده
unaudited <adj.> امتحان نشده
unchecked <adj.> امتحان نشده
unevaluated <adj.> امتحان نشده
inexact درست نشده
unverified <adj.> بررسی نشده
unverified <adj.> تست نشده
unverified <adj.> بازرسی نشده
unverified <adj.> امتحان نشده
unverified <adj.> ارزیابی نشده
unverified <adj.> ممیزی نشده
unverified <adj.> کنترل نشده
undetected کشف نشده
unverified <adj.> تایید نشده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com