Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (9 milliseconds)
English
Persian
arrest warrant
قرار توقیف
arrest warrants
قرار توقیف
writ of attachment
قرار توقیف
Search result with all words
arrest
جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrested
جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrests
جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
Other Matches
habeas corpus
حکم توقیف از طرف دادگاه باذکر دلایل توقیف
under restraint
در توقیف تحت توقیف د ربند
accent mark
علامتی که پس ازیک نت قرار میگیرد و نشان میدهد که نت در چه گامی قرار دارد
alignment
میخی که در سوراخی قرار می دهند تا دو وسیله متوازن قرار بگیرند
alignments
میخی که در سوراخی قرار می دهند تا دو وسیله متوازن قرار بگیرند
postured
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
posturing
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
postures
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
posture
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
surface mount technology
روش ساخت تختههای مدار که قط عات الکترونیکی مستقیماگ روی سطح تخته قرار دارند به جای اینکه در سوراخها قرار بگیرد و در آن محل جا شوند
writ of error
قرار یا حکم دادگاه که متضمن تصحیح اشتباه موجود در حکم یا قرار قبلی است
classifies
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classify
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classifying
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
distraint
توقیف
caption
توقیف
durante
توقیف
durance
توقیف
supperession
توقیف
distrainment
توقیف
embargo
توقیف
garnishment
توقیف
internment
توقیف
detentions
توقیف
constraint
توقیف
detention
توقیف
hold-ups
توقیف
captions
توقیف
distresses
توقیف
distress
توقیف
sequestration
توقیف
embargoes
توقیف
imperisonment
توقیف
restraints
توقیف
nabbed
توقیف
arrested
توقیف
nabbing
توقیف
nabs
توقیف
custody
توقیف
arrests
توقیف
arrest
توقیف
arrestment
توقیف
stoppages
توقیف
attachment
توقیف
confinement
توقیف
seizure
توقیف
confiscation
توقیف
restraint
توقیف
suppression
توقیف
bail
توقیف
trustee process
توقیف
hold-up
توقیف
stoppage
توقیف
hold up
توقیف
nab
توقیف
seizures
توقیف
countershaft
محور رابطه در یک رشته محور که بین محور ومتحرک قرار می گیرد تا نسبت سرعت زیادی را بوجود اوردو یا در محلی قرار گیرد که در ان اتصال مستقیم مشکل باشد
arrest
توقیف شخص
seizing
تصرف توقیف
apprehensions
جلب توقیف
detention
توقیف شخص
arrest
حکم توقیف
apprehensions
توقیف شخص
detentions
توقیف شخص
injunctions
حکم توقیف
injunction
حکم توقیف
committal
حکم توقیف
keep in
توقیف کردن
house arrest
توقیف در منزل
internment
توقیف کردن
lift the seizure
رفع توقیف
release of seizure
رفع توقیف
nabber
توقیف کننده
apprehension
جلب توقیف
parol arrest
توقیف شفاهی
execution
ضبط توقیف
warrant as arrest
حکم توقیف
embargoes
توقیف کردن
embargo
توقیف کردن
arrests
توقیف شخص
sequestration
توقیف غیرقانونی
arrests
حکم توقیف
banning
توقیف کردن
ban
توقیف کردن
stay of proceedings
توقیف دادرسی
writ of attachment
حکم توقیف
commitment
حکم توقیف
commitments
حکم توقیف
to hold in restraint
توقیف کردن
sequestrate
توقیف کردن
arrested
توقیف شخص
pinfold
توقیف گاه
preventive detention
توقیف احتیاطی
privilege frome arrest
مصونیت از توقیف
put under the ban
توقیف کردن
re attachment
توقیف مجدد
arrested
حکم توقیف
recaption
توقیف مجدد
attaching
توقیف کردن
attaches
توقیف کردن
attach
توقیف کردن
captions
حکم توقیف
sequester
توقیف کردن
caption
حکم توقیف
bans
توقیف کردن
to take into custody
توقیف کردن
restraining
توقیف کردن
detention pending trial
توقیف احتیاطی
apprehended
توقیف کردن
apprehend
توقیف کردن
pull-ins
توقیف کردن
pull-in
توقیف کردن
confiscatable
قابل توقیف
pull in
توقیف کردن
suppress
توقیف کردن
foreclosing
توقیف کردن
forecloses
توقیف کردن
foreclosed
توقیف کردن
confiscable
قابل توقیف
suppresses
توقیف کردن
suppressing
توقیف کردن
attachment
حکم توقیف
attachment of property
توقیف مال
distrain
توقیف کردن
restrain
توقیف کردن
interns
توقیف کردن
restrains
توقیف کردن
distraint
توقیف دارائی
interning
توقیف کردن
distraint
توقیف اموال
intern
توقیف کردن
apprehends
توقیف کردن
distrainor
توقیف کننده
apprehending
توقیف کردن
distrainer
توقیف کننده
distrainee
توقیف کننده
attachment of earnings
توقیف درامد
attachment of debt
توقیف طلب
lockups
توقیف حبس
detains
توقیف کردن
detaining
توقیف کردن
detained
توقیف کردن
detain
توقیف کردن
apprehension
توقیف شخص
house of d.
توقیف گاه
hold in restraint
توقیف کردن
arresting
توقیف کننده
foreclose
توقیف کردن
impound
توقیف کردن
impounded
توقیف کردن
grab
توقیف کردن
embay
توقیف کردن
grabbed
توقیف کردن
garnishment
حکم توقیف
lockup
توقیف حبس
grabbing
توقیف کردن
impounds
توقیف کردن
impounding
توقیف کردن
grabs
توقیف کردن
garnishment
توقیف کردن
piezoelectric
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
seized
قاپیدن توقیف کردن
arrested
توقیف کردن بازداشتن
banning
حکم تحریف یا توقیف
confine
توقیف کردن در جمع
confining
توقیف کردن در جمع
confinement
حبس کردن توقیف
arrests
توقیف کردن بازداشتن
interim injunction
حکم توقیف موقت
unlawful detention
توقیف غیر قانونی
detainer
حکم ادامه توقیف
zeri suppression
توقیف کردن صفر
arrest
توقیف کردن بازداشتن
to be subject to an attachment
مشمول توقیف بودن
seize
قاپیدن توقیف کردن
seizes
قاپیدن توقیف کردن
attachment
توقیف کردن ضمیمه
irrepleviable
رفع توقیف نکردنی
ban
حکم تحریف یا توقیف
to cop somebody
کسی را توقیف کردن
irreplevisable
رفع توقیف نکردنی
false imprisonment
توقیف غیر قانونی
lift the ban on
رفع توقیف کردن
lay an embargo on
در بندر توقیف کردن
keeps
توقیف کردن بازداشتن
keep
توقیف کردن بازداشتن
apprehend
بازداشت توقیف کردن
apprehended
بازداشت توقیف کردن
apprehends
بازداشت توقیف کردن
sequestration
حکم توقیف اموال
apprehending
بازداشت توقیف کردن
constrain
حبس کردن توقیف
constraining
حبس کردن توقیف
slap down
ناگهان توقیف کردن
embargoes
توقیف کشتی در بندر
constrains
حبس کردن توقیف
bans
حکم تحریف یا توقیف
embargo
توقیف کشتی در بندر
arrest
حکم ضبط توقیف کردن
seize
ضبط یا توقیف یاتصرف کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com